اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير
سلام. با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام محمد باقر(ع) – امام پنجم – سخنانی از آن بزرگوار را که از کتاب «تحف العقول» تالیف:«شیخ ایو محمد حرانی» با ترجمه:«صادق حسن زاده» انتخاب شده؛ ملاحضه بفرمائید. 1 - بد خویی نصیب هر که شد، ایمان از او پوشیده شد(تحف العقول-ص527) 2 - مومن برادر مومن است. به او دشنام نمی دهد، از او[چیزی را] مضایقه نمی کند و به او گمان بد نمی برد(تحف العقول-ص527) 3 - به راستی که خداوند دشنام دهنده بی حیا را دشمن دارد. (تحف العقول-ص527) 4 - چهره شاداب و خوش رویی مهر آور و نزدیک کننده به خداست و چهره گرفته و بدرویی دشمنی آور و دور کننده از خداست.( تحف العقول-ص527) 5 - مرد را در گول زدن خویش، همین کافی که عیب دیگران را ببیند و عیب خویش را نبیند یا اینکه دیگران را بر چیزی خرده بگیرد که خود را توان رهایی از آن عیب نباشد یا اینکه هم نشین خویش را با سخن گزافه و بی ثمر آزار رساند.( تحف العقول-ص525) 6 - با منافق به زبان سازگاری نما و با مومن خالصانه دوستی کن و اگر یک یهودی هم نشینت شد، به نیکی رفتار نما.( تحف العقول-ص517) 7 – به راستی که خود خواه با ردای[عظمت] خدا به ستیز برخواسته است.(تحف العقول-ص517) 8 - آمیختگی چیزی با چیزی نیکوتر از آمیخته گی حلم با علم نیست.( تحف العقول-ص517) در گذشته برادر دینی داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود. زیرا دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود. از شکم بارگی دور بود پس آنچه را نمی یافت آرزو نمی کرد و(در) آنچه را می یافت زیاده روی نداشت. در بیش تر عمرش ساکت بود، اما گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخن وران برتری داشت، و تشنگی پرسش گران را فرو می نشاند ... و کسی را که عذری داشت سرزنش نمی کرد، تا که عذر او را نمی شنید از درد شکوه نمی کرد مگر پس از تن درستی و بهبودی. آنچه عمل می کرد می گفت و به آنچه عمل نمی کرد نمی گفت. اگر در سخن گفتن بر او پیشی می گرفتند در سکوت (نمودن) مغلوب نمی شد. بر شنیدن بیش از سخن گفتن حریص بود. اگر بر سر دو راهیِ دو کار قرار می گرفت، می اندیشید که کدام یک با خواسته نفس نزدیک تر است با آن مخالفت می کرد. پس بر شما باد روی آوردن به این گونه ارزش های اخلاقی، با یک دیگر در کسب آنها رقابت کنید، و اگر نتوانستید بدانید که به دست آوردن برخی از آن ارزش های اخلاقی بهتر از رها کردن همه است امام علی (ع)- نهج البلاغه/حکمت289 چنان چه ملاحضه مي فرمائيد جناب آقاي دکتر حميد انصاري قائم مقام موسسه تنظيم و نشرآثار امام خميني(س) در مقاله خود نظر بنيان گذار انقلاب اسلامي ايران امام خميني(س) را در مورد ورود ارگان هاي نظامي به مسائل سياسي بيان فرموده اند. پس کاملا واضح است که ارگان هاي نظامي نبايد در مسائل غير از مسائلي که وظيفه قانوني خود است دخالت نموده و از نظامي بودن کوچک ترين فاصله اي بگيرند چنان چه مقام معظم رهبري حضزت آيت الله خامنه اي نيز بر اين موضوع تاکيد داشته اند، اما در اين ميان حکايت بسيج حکايتي قابل تامل است. اگر کمي با دقت تر به ديدگاه امام خميني(س) و مقام معظم رهبري توجه کنيم درميابيم که بسيج به دو بخش تقسيم مي شود يکي نيروي مقاومت بسيج سپاه(نمسا) است که کارش سازمان دهي و خدمت به بسيج است. ديگري همان پايگاه هاي مقاومت بسيج است که تقريبا در تمامي سطوح جامعه پراکنده شده و در حال گسترش است. 1- بسيج اولي که ذکر شد يعني نيروي مقاومت بسيج سپاه يک اورگان صددرصد نظامي است که وظيفه ي اصلي اش سازماندهي و توسعه بسيج است. اين همان بسيج اي است که نبايد وارد امور غيرمحوله شود و بنا به فرمايش بنيان گذار کبير انقلاب امام خميني(س) ورود و دخالت آن در امور سياسي حرام است. نيروي مقاومت بسيج سپاه(نمسا) مسئله اي جداي از بسيج است. چنان چه گفته شد ارگاني دولتي-نظامي است که بسيج را سازمان دهي نموده و به آن خدمت مي کند. 2- و اکنون بسيج که تعريفي غير از تعريف نمسا دارد. بسيج نيرويي مردمي است که براي حفظ انقلاب در چهار چوب قانون اساسي تشکيل شده. اين بسيج همان بسيج مردمي است که جا و مکان نمي شناسد و هرکه بر اين عهد صحه گذارد بسيجي است. شايد مبالغه نباشد که بگوييم، تمامي ملت ايران بسيجي است. مظهر بسيج امير المومنين علي بن ابي طالب (ع) است. هرکه دوست دار آزادي و آزادگي علاقه مند به عدالت است، بسيجي است. کيست که علاقه مند به اين ها نباشد؟ اگر امير المومنين مظهر بسيج است، بسيجي مرد سياست است. اگر امير المومنين مظهر بسيج است، بسيجي مرد علم و عمل است. اگر امير المومنين مظهر بسيج است، بسيجي مرد ... آيا اين سخن گذافه اي بيش نخواهد بود اگر کسي ادعا کند ما بايد بسيج را توسعه دهيم و بعد بگويد بسيجي وارد امور سياسي نشود، در آن صورت ما به دنبال افزايش انسان هاي بي تفاوت بوده ايم. 3- اما بايد به اين نکته ي ظريف و حساس و بسيار مهم و دقيق توجه داشت که اگر ذره اي از غفلت شود و يا مورد ترديد قرار گيرد فاجعه اي بزرگ رخ خواهد دارد و اصل انقلاب به خطر خواهد افتاد و آن نکته اين که، به همان اندازه که بسيج در ورود به مسائل سياسي آزاد است نيروهاي نظامي بِلاخص نيروي مقاومت بسيج سپاه(نمسا)حق دخالت در امور غير محوله مخصوصا مسائل سياسي را ندارد. بسيج بايد صد در صد مستقل از نمسا بتواند وارد امور سياسي شود. بسيج قيم نمي خواهد ، بسيجي مستقل و آزاد و عاقل است خود مي تواند بينديشد، تصميم بگيرد و عمل کند و نمسا بايد بدون توجه به گرايش هاي سياسي و ... به هر پايگاهي خدمت کند و آن را مورد توجه قرار دهد. 4- پس در کشور ما جاي يک بسيج خالي است بسيج احزاب. ادامه دارد... هفته بسيج بر بسيجيان بيداردل و بيادعا مبارك باد. چندي است كه زمزمههايي در برخي از محافل درباره لزوم تاويل و تفسير سخنان رهبر كبير انقلاب اسلامي كه در پياپي نسبت به مخاطرات جدي دخالت نيروهاي نظامي در مسائل سياسي داخلي مرتبط با احزاب و جناحها و گروهها هشدار دادهاند به گوش ميرسد، اين اظهارنظرها متاسفانه برخلاف نص پيامهاي صريح و غيرقابل تاويل امام خميني در حالي مطرح ميشوند كه بيش از چند ماه به انتخابات بسيار مهم مجلس شوراي اسلامي نمانده است. از اينرو دغدغه دلسوزان انقلاب اسلامي نسبت به يكي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب و نهضت امام قابل درك است؛ اما مهمتر از آن اين واقعيت تلخ و دردناك است كه در حالي كه هنوز بيش از دو دهه از رحلت معمار كبير اين نظام مقدس نميگذرد سخنان بيتكلف و آشكار امام خميني بعضا به مضاميني برخلاف منظور امام راحل تفسير و ترويج ميشود؛ اكنون كه هنوز طنين صداي امام در گوش جان ميليونها تن از پيروان او و در جمع ياران نسل اول و دوم انقلاب باقي است و اكنون كه هنوز بحمدا... جمع زيادي از رزمندگان و ايثارگران و جانبازان انقلاب كه بارها هشدارهاي امام خميني در اين باره را مستقيما از كلام و پيام او شنيدهاند حضور دارند، اينچنين بعضا وصايا و هشدارهاي ايشان در اين باب ناديده گرفته ميشود؛ چند دهه ديگر وضعيت چگونه خواهد بود.آنچه را كه در ادامه اين نوشته خواهيد خواند سخن و تحليل اينجانب نيست، بلكه مستند به عين متن رهنمودها و پيامهاي امام خميني است، اگر هنوز بر سر پيمانهاي بيشماري كه با امام بستهايم وفاداريم و اگر اين پيام روشن رهبر معظم انقلاب را باور داريم كه <راه ما راه امام خميني است> بايد در آموزهها و هشدارهايي كه امام خميني آن هم از موضع مرجع ديني و رهبر كبير انقلاب و فرمانده كل قوا خطاب به عزيزان بسيجي و سپاهي و ارتشي فرمودهاند تامل كنيم و تكليف خويش در قبال تاويلها و رويكردهاي مخالف آن را مشخص سازيم. اجازه دهيد قبل از نقل وصايا و هشدارهاي امام، ابتدا نمونهاي از تفسيرهايي كه اشاره شد را نقل كنم: بنا به نقل سايتهاي مختلف خبري، امام جمعه محترم يكي از مراكز استانها در جمع بسيجيان سخناني فرمودهاند كه مطمئنا از سر تعهد و دلسوزي بوده است اما احتمالا ايشان تمام مواضع امام خميني در اينباره را در اختيار نداشتهاند. فرازهايي از سخنان ايشان بدين شرح است: <اينكه ميگويند سپاه پاسداران و بسيج به عنوان نيروهاي نظامي نميتوانند در سياست مداخله كنند و آن را به امام نسبت ميدهند حرف دشمنان خدا و جريانات فاسدي است كه بسيج را سد راه خود ميداند. معناي اينكه بسيج در سياست دخالت نكند اين است كه بسيج سكولار و بيدين شود... امام هيچگاه چنين چيزي نفرمودند و شما حواستان جمع باشد كه مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگيريد... من از فرماندهان ميخواهم كه در جلسات مقابل اين شايعهها مقاومت كنند.> اين امام جمعه محترم برداشت و تفسير خود از نهي صريح امام خميني در اين زمينه را محدود به اين معني ميداند كه: <در زمان انتخابات مجلس دوم يا سوم بود كه امام(ره) فرمودند نيروهاي نظامي اعمال نفوذ نكنند يعني مردم را به زور وادار نكنند كه به چه كسي رأي بدهند، چرا كه خلاف انتخابات آزاد است- > در ادامه با ملاحظه متن صريح سخنان امام خميني مشخص خواهد شد كه هشدارهاي مكرر امام خميني در اين زمينه منحصر به انتخابات مجلس دوم و يا سوم نبوده بلكه بهعنوان يك اصل تخطي ناپايدار و دستورالعمل و وصيت هميشگي مطرح شده است - امام جمعه محترم در ادامه با تاكيد بر مبارزات امام رضا(ع) با جريانات الحادي و التقاطي داخلي و تهاجم فرهنگي خارجي و تاكيد بر اينكه <ما سابقه بسيج را از امام رضا(ع) داريم> ميگويد <بايد براي تحقق رسالت بسيج از اين نسخه استفاده كنيم، رسالت بسيج تنها به عنوان يك ارگان نظامي جنگ با دشمن خارجي نيست، بلكه مقابله با جريانات داخلي است... ! 8 سال جنگ و خون شهدا معلوم كرد كه انقلاب بايد دست چه كسي باشد و امروز كار به جايي رسيده است كه مردم حاضر نميشوند يك فرد كمتر از حزباللهي ذوب شده در ولايت را قبول كنند... از آنجايي كه دشمن به دنبال جريانات داخلي است، بنابراين كار بسيج نيز بايد برانداز جريانات منافقانه و مضر باشد چرا كه بسيج پاسدار انقلاب است، شما هرجا هستيد بايد توجه داشته باشيد كه جريانات ضدولايي و آلوده در جامعه رشد نكنند.> از خوانندگان محترم تقاضا ميشود در تحليل و رويكرد فوق و خصوصا اين جمله كه نهي از مداخله نيروهاي نظامي و سپاه و بسيج در سياست را حرف دشمنان خدا و جريانات فاسد دانستهاند و نسبت آن را به امام ناروا معرفي كردهاند تامل كنند، چنانكه اشاره شد مدتي است كه مكررا مشابه همين تحليل اين سو و آن سو شنيده ميشود. اينك به دقت سخنان و مواضع امام خميني را در اين باره مرور كنيم: امام خميني در 24 اسفند 1360 يعني در شرايطي كه نه تنها در عرصه جريانات داخلي كشور احزاب نيرومند اسلامي حضور فعال داشته بلكه هنوز جنايتهاي سازمان منافقين در اوج بود و حزب توده و بسياري از احزاب كمونيستي و مليگرا رسما و علني فعاليت ميكردند، يعني در شرايطي كه اگر قرار بود سپاه و بسيج و قواي نظامي در مسائل سياسي احزاب مداخله كنند قطعا آن دوران مصداق بارز آن بوده است اما امام خميني كه بنيانگذار اين نظام الهي و پايهگذار بسيج و سپاه و ارتش جمهوري اسلامي است با صراحت ميفرمايند: <ورود سياست در ارتش شكست ارتش است، اين را بايد بدانيد و شرعا جايز نيست.> برخلاف برخي تحليلهايي كه اخيرا در مورد لزوم جانبداري بسيج و سپاه از رشد و توفيق احزاب و جناحهاي سياسي خاص و خالص ديني ميشود امام خميني در همين سخنراني - و در فرازهايي ديگر كه نقل خواهد شد - ورود قواي نظامي و بسيج به عرصه مناقشات سياسي حتي به نفع خالصترين جناحها و جريانهاي صددرصد اسلامي را نيز صراحتا نهي كرده است. امام ميفرمايند: <من عرض ميكنم به همه اين قوا و به فرماندهان اين قوا كه اين افراد در هيچيك از احزاب سياسي، در هيچيك از گروهها وارد نشوند. اگر ارتش يا سپاه پاسداران يا ساير قواي مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز بايد فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشويد، در گروهها وارد نشويد اصلا. تكليف الهي - شرعي همه شما اين است كه يا برويد حزب يا بياييد ارتش باشيد؛ مختاريد از ارتش كنارهگيري كنيد برويد در حزب، ميل خودتان، اما هم ارتشي و هم حزب، معنايش اين است كه ارتشي بايد از ارتشياش دست بردارد، بازيهاي سياسي بايد توي ارتش هم وارد بشود. در هر گروهي كه وارد هستيد بايد از آن گروه جدا بشويد، ولو يك گروهي است كه بسيار مردم خوبي هم هستند، ولو يك حزبي است كه بسيار حزب خوبي هست، لكن اصل وارد شدن در حزب براي ارتش، براي سپاه پاسداران، براي قواي نظامي و انتظامي وارد شدنش جايز نيست، به فساد ميكشد اينها را. و من عرض ميكنم كه كساني كه در رأس ارتش هستند و كساني كه در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند كه ارتش را و سپاه را و ساير قواي مسلح را از احزاب كنار بزنند و اگر كسي در حزب هست، بايد او را از ارتش بگويند يا در آنجا يا در اينجا و همينطور سپاه پاسداران و همينطور ساير قواي مسلح بايد وارد در جهات سياسي نشوند تا انسجام پيدا بشود. اگر وارد بشويد، بالاخره به هم خواهيد زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهيد ايستاد و نظام را به هم خواهيد زد و اسلام را تضعيف خواهيد كرد. تكليف همه شما اين است كه با هم باشيد بدون اينكه در يك حزب يا در گروهي وارد شده باشيد، هر گروهي ميخواهد باشد. گروه فاسد كه انشاءا...، وارد نميشويد، گروههاي بسيار خوب هم وارد نشويد. بايد شما مستقل، بدون اينكه پيوند به يك گروهي داشته باشيد مستقل باشيد و از حزبا... تعالي شأنه.... اين گروههاي اسلامي هم نبايد دخالت در امور ارتش بكنند و نبايد در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانيد يك عضو صالح و يك ارتش و سپاه پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشيد. ورود سياست در ارتش شكست ارتش است، اين را بايد بدانيد و شرعا جايز نيست و من امر ميكنم به شما كه يا در ارتش يا در حزب، دوم ندارد كه بخواهيد هم ارتشي باشيد، هم حزبي، نميشود.> امام جمعه محترم - كه اشاره شد - سخنان خويش را به مناسبت ميلاد امام رضا(ع) در جمع بسيجيان مطرح كرده بود نكته اتفاقي جالب توجه آنكه سخنان زير از امام خميني نيز به مناسبت سالروز تولد امام هشتم(ع) در جمع مسوولان نظام ايراد شده است: <همه دنيا كه دنبال اين هستند كه ارتششان از امور سياسي كنار باشد، آنها يك چيزي ميفهمند كه ميگويند اين را - ما كه ميخواهيم كه سپاه و ارتش جندا... باشند و دستهبندي نداشته باشند و جهات سياسي را كنار بگذارند، براي اينكه اگر جهات سياسي و مناقشات سياسي در سپاه رفت و در ارتش رفت، بايد فاتحه اين سپاه و ارتش را ما بخوانيم.> امام خميني، همان عزيزي كه بوسه بر دست و بازوي بسيجيان و سپاهيان را افتخار ميدانستند و آنان را در خالصانهترين مناجاتهاي خويش دعا ميكردند در همين سخنراني در روز ولادت امام رضا(ع) با عمق آگاهي كه نسبت به خطرهاي عظيم ورود قواي مسلح به مسائل انتخاباتي و مسائل سياسي جناحها داشتند فتوا و نظر صريح شرعي خويش را خطاب به اعضاي سپاه چنين بيان ميفرمايند: <براي سپاهيها جايز نيست كه وارد بشوند به دستهبندي و آن طرفدار آن يكي، آن يكي طرفدار آن يكي. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه ميگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بين سپاهيها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد ميشود، جرياني دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پيدا كنند؟ براي سپاه جايز نيست اين. براي ارتش جايز نيست اين. سپاهي را از آن تعهدي كه دارد، از آن مطلبي كه به عهده اوست باز ميدارد و همين طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداي تبارك و تعالي واقع است، بايد فكر بكنيم...> امام خميني در سال 62 خطاب به نماينده خويش در سپاه پاسداران (شهيد محلاتي) و مسوولان سپاه اصفهان ميفرمايد: ...<اصفهان مردم خوب و متديني دارد، آقايان كه آنجا ميروند توجه داشته باشند كه به هيچكس گرايش پيدا نكنند، و سعي كنند سپاه مستقل باشد، البته نسبت به همه با صميميت برخورد كنيد، سعي كنيد اختلاف نظرها را كه در تمام جاهاست به سپاه نكشانيد.> اين عين سخن امام خميني است كه زمان تشكيل وزارت سپاه فرموده است: <بايد سعي كنيد جهات سياسي در سپاه وارد نشود، كه اگر افكار سياسي وارد سپاه شود جهات نظامي آن از بين ميرود. هميشه به سپاه سفارش كنيد كه آنان خودشان را يك جنگنده خدمتگزار مردم بدانند.> و امام خميني در پيام 29 فروردين 1361 خطاب به تمامي نيروهاي نظامي چنين مينويسد: <از امور مهمي كه بايد تمام نيروهاي مسلح از آن پيروي كنند و اغماض از آن به هيچوجه نميتوان كرد و باز هم تذكر دادهام، آن است كه هيچيك از افراد نيروهاي مسلح، چه ردههاي بالا يا پايين در حزب و گروهي با هر اسم و عنوان نبايد وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددرصد اسلامي و به جمهوري اسلامي وفادار باشند و هركس در يك حزب و گروه وارد شد بايد از ارتش و سپاه و ساير قواي انتظامي و نظامي و قواي مسلح خارج شود و فرماندهان و مسوولان موظف هستند كه هركس در يكي از احزاب يا گروههاي سياسي يا ديني وارد شد به او تذكر دهند كه از حزب و يا گروهها و يا سازمان خارج شود، و اگر تخلف كرد او را از ارتش يا ديگر قواي مسلح اخراج كنند، و همه افراد موظفاند چنين اشخاصي را به فرماندهان معرفي نمايند و بايد توجه داشته باشند كه ورود قواي مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پايه قواي مسلح را متزلزل خواهد كرد و غفلت از اين امر موجب پيگرد خواهد بود.> در برخي از تحليلها چنين زمزمه ميشود كه نهي و هشدارهاي امام مربوط به ارتش و سپاه است و شامل بسيج نميشود همچنين چنانكه نقل شد برخي نهي امام را مربوط به يك دوره خاص در انتخابات مجلس دوم و يا سوم دانستهاند، فرازي كه ذيلا نقل ميشود، از وصيتنامه جاويد امام خميني است كه آن را براي هميشه و خطاب به همه وفاداران به راه و رسم انقلاب اسلامي به نسل حاضر و نسلهاي آينده نوشتهاند. اهميت اين موضوع بدان حد بوده است كه امام آن را در بندي مستقل خطاب به نيروهاي مسلح آن هم در وصيتنامه آورده است كه در آن وصايا و خطمشيهاي اصولي و تاويلناپذير خويش را به عنوان منشور هميشگي انقلاب اسلامي ابلاغ كرده است. آنانكه به راه و رسم امام وفادارند و هزاران بار در شعارهاي حقيقتا برخاسته از عمق جانشان از بيوفايي كوفيصفتان تبري جسته و تا پايان عمر به رهروي راه امام پيمان دارند خصوصا فارغ التحصيلان <مدرسه عشق>، بسيجيان دريادل و سپاهيان عزيز، تفسير و منظور امام را از خود كلام امام و از متن وصيتنامه او بجويند كه فرمود: <وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمايند؛ و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازيهاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت ميتوانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند - كه بياشكال به تباهي كشيده ميشوند - و يا در بازيهاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب درامان باشد.> هرگز فراموش نكنيم آنچه كه امام خميني با بينش ژرفي كه عميقترين مسائل سياسي گذشته و حال جهان و ايران را ميشناخت در فراز فوق تكليف هميشگي سپاه و بسيج در موضوع مناقشات سياسي و جناحي و در عرصه فعاليتهاي انتخاباتي و ديگر زمينههاي مسائل سياسي را با وضوح كامل روشن كرده است اين وصيت همان كسي است كه اسلام را عين سياست ميدانستند و تفكيك دين از سياست را هرگز روا نميشمردند. امام با شناخت دقيقي كه از شرايط جامعه ايران داشتند و با اشرافي كه به تكاليف عمومي و اختصاصي اشخاص و نهادها و قشرهاي مختلف داشتند در مقام راهبري نظام اسلامي و فرمانده كل قوا به خوبي اين حقيقت را دريافته بودند كه نيروهاي مسلح عموما و بخصوص دو نهاد برآمده از متن انقلاب اسلامي يعني سپاه و بسيج كه حافظان مسلح اين مرز و بوم و پاسداران جان بر كف انقلاب اسلامياند هرگاه به وادي مناقشات احزاب و گروههاي سياسي- كه بهطور طبيعي و همواره در جامعه با ديدگاهها و سلايق مختلف حضور دارند - وارد شوند به منزله سم مهلكي است كه آنان را از مظاهر وحدت و انسجام ملي و اسلامي به مظهر حمايت از اين جناح و آن حزب متنزل ميسازد و افزون بر خطر اختلافات داخلي كه از اين ناحيه در درون مهمترين نيروهاي حافظ كشور و انقلاب پديد ميآورد به تدريج آنان را از حمايت افكار عمومي تمامي اقشار ملت كه لامحاله داراي گرايشات مختلف و متكثر ميباشند محروم ميسازد و خداي ناكرده اگر رويكرد اصولي كه برگرفته از خطمشي امام و مقام معظم رهبري بر بيطرفي قواي مسلح نسبت به مناقشات سياسي و انتخابات و تعاملات احزاب و گروههاي درون نظام تاكنون حاكم بوده است، به تدريج تحت تاثير تفسير و رويكردهاي جناحي و سياسي تغيير كند و عزيزاني كه سرمايههاي بيبديل حراست از كيان ملك و ملت و انقلابند به عرصه منازعات جناحها كشيده شوند و در انتخابات با توجيهاتي همچون تكليف شرعي و انقلابي برخلاف صريح وصاياي امام و رهبري به نفع اين گروه و آن گروه وارد ميدان شوند يقينا به كيان جايگاه رفيع ايشان در نزد افكار عمومي و همچنين به سلامت روندي كه طبق نظر امام و رهبر انقلاب، حراست از سلامت آن واجب شرعي و عيني است صدمات جبرانناپذير وارد خواهد شد. البته آنچه كه گفته شد صرفا دغدغههايي است پيشگيرانه كه قطعا فرماندهي معظم كل قوا و مسوولان و سرداران متعهد و آگاه سپاه و بسيج و يادگاران دفاع مقدس كاملا مراقبند و انشاءا... هيچگاه چنين اتفاقي نخواهد افتاد. اينكه گفته شده است نهي امام از دخالت نيروهاي مسلح و بسيج در سياست منحصر به انتخابات دور دوم و يا سوم بوده، آن هم با اين تعبير كه منظور امام جلوگيري از به زور وادار كردن مردم براي رأي دادن در انتخابات بوده است در پاسخ بايد گفت اولا شأن ملت بزرگ ايران و امام آزاديخواه آن و شأن عزيزان سپاهي و بسيجي و ارتشي در دوران انقلاب اسلامي همواره بالاتر از آن است كه فرمانده كل قوا از آنان بخواهد كه به زور كسي را وادار به رأي دادن نكنيد. اين ادبيات مربوط به دوران طاغوت و زماني بود كه مردم هيچكاره بودند و به تعبير امام، زور سرنيزه حكومت ميكرد، ثانيا همانگونه كه در سخنان امام مشاهده ميكنيم مبناي ايشان در هشدارها و نهي مذكور و وصيتنامه خويش مبناي استدلالي و منطقي است كه اساس آن را پيشگيري از خطرات مهلك ورود مناقشات سياسي و گروهي در قواي مسلح تشكيل ميدهد. اگر در انتخابات نيز كه مصداق بارز فعاليتهاي سياسي جامعه است امام خميني تذكرات خويش را موكدا بيان كردهاند از همين باب است كه مبادا اعضاي قواي نظامي كشور به عنوان تكليف دفاع از احزاب صددرصد اسلامي و به عنوان مقابله با جريانهايي كه از ديدگاه جناحي، آنها را منحرف و آلوده و يا نامحرم ميدانند و در مسائل انتخابات و جناحبنديهاي آن به نفع يك جريان وارد شوند. پرسش و پاسخ زير كه در شفافترين وجه ممكن صورت گرفته است حجت را بر همه پيروان امام تمام ميكند كه منظور از اين هشدارها چيست. پس از شهادت نماينده امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (شهيد محلاتي)، جانشين وي در سپاه طي نامهاي به امام خميني مينويسد: < با فرا رسيدن ايام انتخابات مجلس شوراي اسلامي و امر موكد حضرتعالي در مورد عدم ورود نيروهاي مسلح در مناقشات سياسي استدعا دارم به دليل ابهاماتي كه براي بعضي برادران پيش آمده است، در صورت امكان پاسخ دو سوال ذيل را مرقوم فرماييد: 1- مسووليت رسيدگي به مساله عدم ورود نيروهاي سپاه و بسيج در مناقشات سياسي بر اساس حكم حضرتعالي بر عهده نماينده حضرتعالي و شورايعالي سپاه بوده است. آيا اينجانب به عنوان جانشين نمايندگي حضرتعالي در مورد رسيدگي به تخلفات در امر انتخابات كه مصداق روشن عدم ورود در مناقشات سياسي است مسووليتي دارم يا خير؟ 2- آيا اين حكم، خاص سپاه كشوري (سپاه قديم) است يا شامل نيروهاي سه گانه سپاه كه به امر حضرتعالي تشكيل شده است نيز ميباشد؟ امام خميني نيز در پاسخ چنين مينويسند: بسمه تعالي در مورد مساله اول جنابعالي مسوول ميباشيد. و در مورد دوم، حكم شامل همه سپاه - سپاه قديم و نيروهاي سهگانه سپاه ميباشد. 19/11/66 - روحا... الموسوي الخميني> نكته آموزنده آنكه امام خميني كه ميخواستند بسيج و سپاه و ارتش مظهر وحدت و انسجام و همبستگي ملي باشند و نه عرصه مناقشات سياسي و جناحي، به عنوان فرمانده كل قوا خود ايشان بيش از همه عامل به اين سفارش اكيد بود. فرمان ايشان در اوج منازعات سياسي و جبههبنديهاي گروهها در كشور، خطاب به اعضاي دفتر خويش و پاسداران بيت چنين است: <من اخطار ميكنم به تمام كساني كه در دفتر هستند و يا در دفتر و منزل اينجانب ميآيند كه بايد با كمال بيطرفي و بينظري عمل كنند و هيچ گفتار يا كرداري كه از آن انتزاع طرفداري از اشخاص يا گروهها و مخالفت با اشخاص، يا گروهها گردد به جا نياورند؛ و تخلف از اين امر، مخالف شرع و مصلحت انقلاب اسلامي است. و كساني كه بخواهند تخلف كنند نبايد در دفتر يا منزل اينجانب بمانند و نيز به پاسداران اطراف منزل اخطار ميكنم كه حق ندارند تعرض و خلاف آداب اسلامي با اشخاص از هر گروهي هستند، روحانيون معظم و شخصيتهاي دولتي و انقلابي، رفتار كنند.> تدكر اين نكته ضروري است كه در ادبيات امام خميني <بسيج> در دو معناي عام و خاص به كار رفته است: در معناي عام آن، مراد فرهنگ بسيجي است كه نمايانگر اوج معنويت و اخلاص، دفاع از ارزشها و مقاومت تا حد جانبازي در راه اهداف الهي و مشاركت همه جانبه در دفاع از كشور در مواقع خطر و تجاوز دشمنان است؛ در اين معنا بسيج شامل همه آحاد ملت است اما آنجا كه امام در كنار ديگر قواي نظامي از بسيج نام بردهاند و از موضع فرماندهي كل قوا خطاب به ايشان رهنمود دادهاند - نظير فرازهايي كه در اين مقاله نقل شد - منظور امام: سازمان بسيج و اعضاي رسمي آن است كه به عنوان بازوي مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامي داراي هويت سازماني مشخص و وظايف قانوني معين ميباشند. فتاوا و فرامين امام مبني بر حرمت ورود بسيج و ديگر قواي نظامي در مناقشات سياسي و احزاب و گروهها مربوط به همين معناي خاص از بسيج ميباشد. چه آنكه كوشش براي اقتدار و اعتلاي روزافزون ارتش و بسيج و سپاه سربلند همواره مورد سفارش اكيد امام بود و ميفرمود: <من تا آخر پشتيبان ارتش و سپاه و بسيج خواهم بود و تضعيف آنان را حرام ميدانم.> اين افتخار براي عزيزان سپاهي و بسيجي كافي است كه امام فرمود: <شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين كشوريد.> در پايان مقاله، اين گلواژههاي زيبا از كلام دلانگيز را به مناسبت هفته بسيج تقديم بسيجيان وارسته و وفادار به وصاياي امام ميكنم كه فرمود: بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفههاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق ميدهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدستههاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيتيافتگان آن، نام و نشان در گمنامي و بينشاني گرفتهاند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نمودهاند. قائم مقام موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) هفته بسيج مبارک جداي از تمام نگاه هاي مختلفي که در سطح کشور پراکنده است اکثر گروه ها و اقشار مختلف جامعه نگاه نسبتا مثبتي به بسيج داراند. آن اوايل که بسيج تاسيس شد دوران جنگ بود و لزوم آن براي همه واضح و مبرهن بود. اگر چه اصل قضيه باز مي گردد به اوايل نهضت حضرت امام(س) که به قول خوشان که فرموده بودند نمي خواهم اشتباه مصدق را دوباره تکرار کنم من بسيجي از نيروهاي مردمي تشکيل مي دهم و شاه را از کشور بيرون مي کنم(نقل به مضمون) و اين نشان مي دهد که قبل از انقلاب هم اين قضايا مطرح بوده و همان قبل از انقلاب بسيج تشکيل شده اما پس از انقلاب کم کم لزوم اين نيروي مردمي بيشتر احساس شده تا در نتيجه در 5 آذر 1385 رسميت يافته. اولين وظيفه اي هم که بسيج پس از انقلاب عهده دار آن شد آرام کردن کشور انقلاب زده ي آن روزها بود و بعد هم که جنگ شروع شد جنگ هم بر دوش نيروهاي مردمي(بسيج) قرار گرفت. اگر چه کميته بخشي از نيروهاي بسيج را جذب خود کرد اما اکثر اين نيروها به ميدان جنگ ره سپار شدند تا آنکه جنگ را با موفقيت به پايان رساندند اگرچه در اين هين هم عده اي به سپاه پيوستند، جنگ که تمام شد اين نيروهاي مردمي به خانه هاي خود بازگشتند. اين نمايش قدت و ضرفيت هاي بي بديل اين نيروها بود. تا چند سال پس از جنگ هم اين نيروهاي مردمي بسيج بودند که براي ايجاد ثبات در کشور جنگ زده تلاش مي کردند اما پس از اين چند سال ديگر نياز خاصي حکومت به اين نيروها در خود احساس نمی کرد زيرا که هم ثبات در کشور ايجاد شده بود و هم قضيه جنگ تمام شده بود در اين زمان بود که بر طبل انحلال بسيج بيش از پيش کوبيده شد اما همين آقايان به خوبي درک نکرده بودند که حکومتي که از دل انقلاب اسلامي مردم ايران بيرون آمده حکومتي جمهوري بر اساس اسلام است پس در راس هرم قدرت و حکومت در اين جمهوري اسلامي مردم اند و انحلال بسيج چيزي جز به معناي مخالفت با حضور مردم در قدرت را نخواهد داشت و اين مردم بودند که بسيج را ساختند و نگاه داشته اند. بسيج در واقع يکي از ساختارهاي لازمي است که بايد در يک جامعه ي توسعه يافته حضور داشته باشد، بسیج از ارکان جامعه ی توسعه یافته است و از ضروريات حرکت به سمت توسعه است، اگر ما بسيج را صرفا نظامي ندانيم و براي آن کارکردهاي ديگري را در نظر بگيريم از جمله فعاليت سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ... در واقع هر فعاليتي که يک انسان عاقل و آزاد مي تواند انجام دهد بسيج نيز مي تواند آن را انجام دهد. در واقع ما با دونگاه به بسيج روبه روهستيم يک نگاه که بسيج را : مجموع منابع نيروي انساني، مواد و خدماتي که يک کشور ميتواند براي تامين نيازمندي هاي قابل پيش بيني نظامي و غير نظامي زمان جنگ خود همراه با طرح ها و برنامه هاي لازم براي استفاده موثر از اين ثروت آماده کند(mobilization) تعريف مي کند. در این نگاه بسیج یک نیروی شبه نظامی آماده به دفاع از کشور است که کار کردی غیر از این ندارد. و يک نگاه دیگر که بسيج را نيروهاي مردمي ای ميداند که مختارند هر فعاليت ممکن قانوني را انجام دهند و در وجهي هم چشم به کشور دوخته اند که اگر خطري آن را تهديد کرد مي توانند با توجه به آموزش هاي نظامي که ديده اند به دفاع از کشور بپردازند. به نظر مي رسد مقام معظم رهبري تعريف دوم را بيشتر ترجيح ميدهند، با توجه به اين که ايشان بسيج را يک نيروي فرهنگي، سياسي، علمي، اقتصادي و شبه نظامي ميدانند. در واقع در ديدگاه ايشان بسيج هم مي تواند فعاليت نظامي کند يعني خود را براي مقابله باتهديدات نظامي آماده کند و هم ميتواند فعاليت سياسي داشته باشد هم در عرصه ي اقتصادي خود را توسعه دهد و هم کار علمي کند. در واقع بسيجي که يک بانک تاسيس کرده در پادگان هم آموزش نظامي مي بيند در عين حال که از فلان نامزد انتخاباتي حمايت مي کند يا اصلا خود کسي را در انتخابات نامزد مي کند دانشگاهي را هم تاسيس کرده و هزار يک فعاليت ديگر... ادامه دارد...
با من و همراه مني
چوب الف بر سرما
بغض من و آه مني
حك شده اسم من و تو
رو تن اين تخته سياه
تركه بيداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بيفرهنگي ما
هرزه تموم علفهاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد
مرده دلاي آدماش
دست من و تو بايد اين
پردهها رو پاره كنه
كي ميتونه جز من و تو
درد ما رو چاره كن
يار دبستاني من
با من و همراه مني
چوب الف بر سرما
بغض من و آه مني
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/27ساعت
1:15 توسط mouhammad| |
نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت
21:27 توسط mouhammad| |
يار دبستاني من
نوشته شده در دوشنبه 1386/09/19ساعت
17:49 توسط mouhammad| |
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سر ها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است.
و گر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است.
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون , ابری شود تاریک.
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.
نفس کانیست؛پس دگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من!ای ترسای پیر پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوی؛در بگشای!
منم من!میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور
منم دشنام پست آفرینش,نغمه ی ناجور.
نه از رومم, نه از زنگم,همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در بگشای دل تنگم.
حریفا ! میزبانا!پشت در چون موج می لرزد.
تگرگی نیست ,مرگی نیست.
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگذارم.
حسابت را کنار جام بگذارم.
چه می گویی که بیگه شد,سحر شد , بامداد آمد؟
فریبت می دهد, بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست,
حریفا! گوش سرما برده است این,یادگار سیلی سرد زمستان است.
وقندیل سپهر تنگ میدان,مرده یا زنده,
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان ست.
حریفا!رو چراغ باده را بفروز,شب با روز یکسان است.
هوا دلگیر,درها بسته,سرها در گریبان,دست ها پنهان.
نفس ها ابر ,دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده,سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان ست.
مهدی اخوان ثالث_تهران_دی هزارو سیصد و سی و چهار
نوشته شده در یکشنبه 1386/09/11ساعت
18:35 توسط mouhammad| |
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/07ساعت
18:28 توسط mouhammad| |
وفاداران به خط و راه امام خميني بخوانند! - [حميد انصاري]
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/07ساعت
14:6 توسط mouhammad| |
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/07ساعت
14:1 توسط mouhammad| |




