تبليغاتX
مُحمّد رسا
مُحمّد رسا

اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

سياست خارجي يكي از مهم‌ترين متغيرهايي است كه به نظر مي‌رسد در انتخابات رياست‌جمهوري سال آينده، نقشي جدي ايفا خواهد كرد. مواضع نامزدهاي مختلف درباره سياست خارجي كشور و مهم‌ترين مسائل آن، مي‌تواند تعيين‌كنندة سطح مقبوليت عمومي آنها باشد

سياست خارجي يكي از مهم‌ترين متغيرهايي است كه به نظر مي‌رسد در انتخابات رياست‌جمهوري سال آينده، نقشي جدي ايفا خواهد كرد. مواضع نامزدهاي مختلف درباره سياست خارجي كشور و مهم‌ترين مسائل آن، مي‌تواند تعيين‌كنندة سطح مقبوليت عمومي آنها باشد.
ميرحسين موسوي، بيست سال است كه سكوت اختيار كرده و كمتر كسي مي‌داند كه او درباره مهم‌ترين مسائل سياسي خارجي كشور چه نظري دارد. اما با نگاهي به جديدترين مواضع ميرحسين موسوي در مصاحبه‌ها و سخنراني‌هاي اخير وي، مي‌توان دريافت كه او اهميتي ويژه براي سياست خارجي قائل است. در اينجا براي آگاهي از مواضع مهندس موسوي در اين باره، بخش‌هايي از سخنان اخير وي را كه در آنها به سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و بايست‌ها و نابايست‌هاي آن پرداخته است، پيش‌روي قرار مي‌دهيم.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعت 11:23 توسط mouhammad| |


تعداد زیادی کپسول آتش نشانی در مقابل در شمالی مجلس نصب شد

هرچند علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي، مدعي شده بود فردي كه در برابر مجلس اقدام به خودسوزي كرده است، معتاد بوده، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران مي‌گويد كه اعتياد اين مرد 45 ساله كذب محض است.
چند روز پيش، يك مرد ميانسال به نشانة اعتراض، با ريختن بنزين روي خود، در برابر مجلس اقدام به خودسوزي كرد. ابتدا اعلام شد كه وي از جانبازان جنگ تحميلي بوده است، اما رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس، سابقه جبهه و جنگ وي را رد مي‌كند؛ هر چند كه اين امر نمي‌تواند عدم رسيدگي مجلس به درخواست‌هاي وي و شرايط سخت زندگي او را كه باعث خودسوزي او در برابر مجلس شده است را توجيه كند.

مجلس به درخواست او رسيدگي نكرده است
چنان‌كه بازپرس امور جنايي تهران مي‌گويد، :«این فرد در طول مدت سال جاری 2 بار دیگر به مسئولان مجلس شورای اسلامی مراجعه كرده و در هر بار مراجعه تنها خواسته وی اشتغال به كار بوده است.»
روشن گفت:«فرزندان این فرد مدعی شده‌اند پدرشان به دلیل نداشتن كار از عهده مخارج خانه بر نمی‌آمده و با مراجعه به مسئولان مجلس قصد داشته تا بتواند مشكلات خود را حل كند.»
بي‌ترديد اگر نمايندگان مجلس به درخواست‌هاي او توجه جدي نشان مي‌دادند، شايد اين فاجعه هرگز رخ نمي‌داد.

خيرين به كمك اين خانواده بشتابند
اما بازپرس جنايي تهران، از خيرين نيز خواسته است كه براي كمك به اين خانواده به بيمارستان مطهري تهران مراجعه كنند. حال بايد ديد كه چند نماينده مجلس براي كمك مالي به او به اين بيمارستان خواهند رفت. بي‌ترديد در اين ميان وظيفه رئيس مجلس از همه سنگين‌تر است.
اقتصاد ايران از زمان روي كار آمدن دولت نهم، در ركود و تورم هر چه بيشتر فرو رفته است و به‌رغم افزايش درآمدهاي نفتي، تحول مثبتي در رفاه اقتصادي ايرانيان رخ نداده است. هم‌اكنون بسياري از ايرانيان يا از بي‌كاري و يا از عدم اطمينان نسبت به آينده شغلي خود رنج مي‌برند و حتي اگر دست به خودسوزي نزنند، با سيلي صورت خود را سرخ نگاه مي‌دارند.
راستي چند نفر ديگر بايد خودسوزي و خودكشي كنند تا ابعاد فاجعه اقتصادي كشور روشن شود؟ البته كساني كه قصد خودسوزي دارند، بهتر است از اين به بعد در مقابل مجلس خود را به آتش بكشند، چرا كه گفته مي‌شود تعداد زیادی کپسول آتش نشانی در مقابل در شمالی مجلس نصب شده است!

***

روايت نماينده زرتشتيان: افتخار به جوانان
«امروز صبح درطبقه چهارم مجلس و در دفتر کارم نشسته بودم و سخت درگیر کارهای روزمره. صدهایی از پشت پنجره می آمد . این صداها در اینجا امری طبیعی است و روزی نیست که گروهی به دلایل مختلف روبروی درب اصلی مجلس جمع نشوند بنابراین زیاد اهمیت ندادم و به کارهایم رسیدم که دیدم رامین بامسی، همکار خوبم، از در آمد تو. دیدم سرو وضع بهم ریخته دارد و کاپشن سوخته. با شوخی گفتم چکار کردی؟ با کسی دعوا کردی؟ بردی یا باختی؟
رامین گفت نشنیدید که چه اتفاقی افتاد؟ گفتم: نه.
گفت: یک جوانی دم درب ورودی خودش را آتش زد گفتم: خوب بعدش .
گفت: من همان موقع رسیدم و دیدم همه دارند نگاه می کنند. کاپشنم را در آوردم و و جوان را خاموش کردم تا آمبولانس آمد و ایشان را برد بیمارستان! گفتم: این همه نگهبان داشتند نگاه می کردند. گفت: بله.
تمام کاپشن رامین سوخته بود، حتی شلوار و ابروهایش هم از حرارت بدور نمانده بود. وسایل داخل کاپشن نیز تعدادیش غیر قابل استفاده گردیده بود و ...
یک دفعه دیدم تعدادی از کارمندان مجلس آمدند و به رامین دارند تبریک می‌گویند. رامین هم با همان حالت معمولی و با آرامش همیشگی اش گفت: کاری نکردم؟!
حالا سوال من این است ما باید به این جوانانمان افتخار کنیم یا نه؟ یا باز می گوییم اینها مسئولیت پذیر نیستند و هزارتا حرف دیگر که نمی دانم چی بگم. آیا هنگامیکه رامین این کار را داشت انجام می داد اصلا فکر می کرد که این جوان چه دین و آیینی دارد یا فقط با نیت انسانیت این کار را کرد؟ رامین و رامین ها هستند که آینده این کشور را می سازند پس باید به آنها افتخار بکنیم.»

نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعت 11:21 توسط mouhammad| |
کلمه: نگراني اكنون او از «خطا» يا مسئله هاي رقابتي ميان راست و چپ نيست، بلکه او از نوع سياست‌گذاري ها و رفتار‌هايي در عرصه‌ي اجرايي ايران نگران است که فراتر از خطاهاي عادي، تبعات امنيتي بسيار پيچيده و خطيري براي ايران به دنبال دارد. در اين صورت اگر ميرحسين موسوي مي‌توانست در مواجهه با يك «خطا»، استخوان در گلو در كناره بنشيند، در مواجهه با يك «تهديد امنيتي» سكوت و كناره نشستن را دیگر جایز نمی داند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعت 11:19 توسط mouhammad| |
کلمه - آرش موحدمهندس موسوی در انتخابات سال 84 با شرط هایی که برای حضور خود گذارد، در لفافه، پیامی برای مخاطبین خود فرستاده بود، اما دیروز او در قالب پیامی که از مسلک حزبی شهید بهشتی ارائه داد، در واقع قاعده مندی ها و روش حاکم بر رفتار خود را برای حضور در انتخابات مطرح کرد.

همراهان مهندس موسوی به درستی دریافته اند که میرحسین موسوی را تنها می توان در چارچوب یک تحول گفتمانی همراهی کرد، تحولی که بر خود او اولویت دارد و میرحسین برای این گفتمان ارزش دارد، نه این گفتمان برای میرحسین.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 16:9 توسط mouhammad| |
کلمه: 30 سال پيش روزنامه‌هاي 29 بهمن 1357 بيانيه پنج روحاني ارشد انقلا‌بي را منتشر كردند كه اعلا‌م تاسيس <حزب جمهوري اسلا‌مي> بود: <ايجاد تشكيلا‌تي نيرومند و سامان دادن به نيروهاي فعال و ايجاد انسجام و انضباطي آهنين كه مي‌تواند حركت انقلا‌ب ملت را به درستي تداوم بخشد و جنبش را از خطر انهدام مصون بدارد. . . امروز ما هيچ مسووليت و تكليفي را براي خود از اين فوري‌تر و فوتي‌تر نمي‌دانيم. > ذيل اين بيانيه نام محمدجواد باهنر، سيدمحمد حسيني‌بهشتي، سيدعلي خامنه‌اي، سيدعبدالكريم موسوي‌اردبيلي و اكبر‌ هاشمي‌رفسنجاني قرار داشت؛ روحانيون ارشدي كه هفته‌اي پس از انقلا‌ب در نخستين اقدام به ايجاد حزب روي آوردند.
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 16:7 توسط mouhammad| |
سبک روزنامه نگاری کیهان، جنجالی، رفاقت بازانه و تفسیری است.

یک کارشناس علوم ارتباطات در گفتگویی با «آینده» با بیان این مطلب افزود: در روزنامه نگاری جنجالی تحریک خواننده به خرید روزنامه از طریق آوردن مطالب جنجالی، شایعات و طنزهای سیاسی مهمتر از قبول مسئولیت در قبال افکار عمومی تلقی می گردد. در روزنامه نگاری رفاقت بازانه (crony journalism) هدف سرپوش گذاشتن بر عیوب ضعف های همفکران و دوستان دست اندر کاران رسانه در اخبار مربوط به آنها وجایگزین کردن منافع خاص به جای منافع عمومی است. در روزنامه نگاری تفسیری (commentery journalism) نیز در تحریفی آشکارحقایق مخدوش جلوه داده می شود و تراوشات خیالی و ذهنی روزنامه نگار جانشین جنبه های عینی رویدادها و رخدادها قرار می گیرد که روزنامه کیهان گاه پیروی از چنین رویه هایی را سرلوحه فعالیتهای حرفه ای خود قرار داده است.

وی با بیان اینکه در اجرای این سبک روزنامه نگاری از شیوه های بر چسب زدن، برجسته سازی (agenda setting)و افترا استفاده می شود، افزود: در روش برچسب زدن با هدف قالبی ساختن رفتارها، جداسازی، محدود سازی و منزوی ساختن افراد در نقطه مورد نظر پیگیری می شود و در روش برجسته سازی، طبیعی جلوه دادن یا بزرگنمایی رویدادها و مطالب مورد توجه افکار عمومی با هدف تعیین دستور کار برای کنشگران عرصه سیاسی و مخاطبان انجام می شود. در روش افترا نیز طرح اتهامات بی اساس و پایه با هدف فریب و اغوا(deception)ی افکار عمومی از طریق راه اندازی موج مصنوعی در جامعه انجام می شود.

این پژوهشگر علوم ارتباطات با بیان اینکه مطبوعات رکن چهارم قوای اساسی و دمکراسی در هر کشور محسوب می شوند و باید با ایفای نقش نظارتی، نگهبان منافع عمومی جامعه باشند افزود: این روزنامه که از بودجه عمومی ارتزاق می کند و باید خدمات عمومی به جامعه ارایه دهد، با استفاده از رانت قدرت گاه به ابزاری در خدمت افراد و گروههای ذی نفوذ پیدا و پنهان در آمده است و ای کاش روزی دست اندرکاران این روزنامه مبادرت به تاسیس روزنامه خصوصی می کردند تا بر همگان اثبات می شد که در چنان شرایطی حتی یک روز نیز قادر به ادامه چنین رویه ای نخواهند بود و در حال حاضر تنها با پرداخت هزینه از کیسه ملت چنین میدان داری می کنند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر اکثر مشکلات مبتلا به مردم در این نشریه جایی ندارند افزود: در حال حاضر جامعه ما با مشکلاتی از قبیل فقر، فساد و تبعیض، عدم تناسب شغل و شاغل در سطوح مدیریتی ،جایگزین شدن شعار بجای عمل و تنزل جایگاه و کرامت انسان رنج می برد. ولی این موضوعات در صف انتظار قرار گرفته اند و بختی برای انتخاب شدن و انعکاس در این نشریه پیدا نمی کنند.

وی در ادامه گفت: آنچه که حیرت انگیز به نظر می رسد، سکوت معنادار صاحب نظران علوم ارتباطات و اساتید روزنامه نگاری در باره هنجارهای این روزنامه و بی توجهی به آداب ، اخلاق و استانداردهای رسانه ای است و البته تجربه شایسته ای را نیز فرا روی ملت قرار نمی دهد.

این کارشناس علوم ارتباطات در پایان گفت: یکی از فعالیت های مستمر روزنامه کیهان در دوره زمامداری دولت قبل چاپ انبوه کاریکاتورهایی در زمینه توجه به معیشت مردم بود که در آنها توده های محروم جامعه را با لباس های وصله پینه شده و قابلمه های خالی در صف گرفتن غذا نشان می داد ولی سوال این است که حالا که تورم به دو برابر آن سالها رسیده و قدرت خرید مردم ایران به نصف کاهش پیدا کرده است چرا از چاپ چنین کاریکاتورهایی در این روزنامه مردمی! خبری نیست؟
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 16:5 توسط mouhammad| |
در لايحه بودجه سال 1388 كه توسط دولت به مجلس شوراي اسلامي ارائه شده، بودجه نهاد رياست جمهوري معادل 480 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است.
به گزارش خبرنگار «آینده»، از مبلغ مذكور 43 ميليارد تومان هزينه نهاد رياست جمهوري، 34 ميليارد تومان سازمان ملي جوانان، 3 ميليارد تومان شورايعالي امنيت ملي، 7 ميليارد تومان شورايعالي انقلاب فرهنگي و 5 ميليارد تومان نيز براي دبيرخانه شورايعالي اطلاع رساني دولت در نظر گرفته شده است.

در مقابل كل بودجه مجلس خبرگان 830 ميليون تومان و مجموع بودجه مجمع تشخيص مصلحت نظام و مركز تحقيقات استراتژيك كمتر از 9 ميليارد تومان است.

همچنين بودجه مجلس شوراي اسلامي 111 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است كه از اين مبلغ 55 ميليارد تومان به ديوان محاسبات و 4 ميليارد تومان به مركز پژوهشها اختصاص يافته است.

به شوراي نگهبان 24 ميليارد تومان و وزارت اطلاعات 44 ميليارد تومان در لايحه بودجه اختصاص يافته است.
براي معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور (سازمان برنامه سابق) مبلغ 42 ميليارد تومان، براي شورايعالي حوزه علميه قم مبلغ 135 ميليارد تومان و موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (موسسه آيت ا.. مصباح) 5 ميليارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است.

كل بودجه نيروي انتظامي 1918 ميليارد تومان، بودجه وزارت خارجه 410 ميليارد تومان و كل بودجه دستگاه قضايي 1130 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است كه از اين مبلغ 826 ميليارد تومان به دادگستري اختصاص دارد.

براي وزارت دفاع مبلغ 4300 ميليارد تومان، براي ارتش جمهوري اسلامي مبلغ 1859 ميليارد و براي سپاه پاسداران مبلغ 4841 ميليارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است.

همچنين مبلغ 62 ميليارد تومان بصورت مجزا براي ستاد كل نيروهاي مسلح در نظر گرفته شده است كه از اين رقم 4 ميليارد تومان به راهيان نور اختصاص يافته است.

برای كمك دولت به خبرگزاري ايسنا 1.2 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است.

در رديف بودجه كمك به اشخاص حقيقي و حقوقي براي نهاد رياست جمهوري 67 ميليارد تومان و براي مجلس شوراي اسلامي 3 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است.
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 16:4 توسط mouhammad| |

شهيد بهشتي ايده ساختن يك حزب براي رسيدن به دولت صالح را مطرح مي‌كنند، نه تشكيل يك دولت و احزابي دولت ساخته براي حمايت از آن با هر انگيزه و سياستي. اين دو راه كاملاً دو راه متفاوت از يكديگر است. مي‌توان گفت اين فكر،‌ انديشه پنجاه و هفتي است، اما من گمان مي‌كنم اين فكر از انديشه‌هايي است كه مي‌تواند و ارزش آن را دارد كه سرلوحه‌ی نيروهاي سياسي قرار گيرد.

کلمه: مهندس میر حسین موسوی، در همایش «شهید بهشتی، تشکل و تحزب»، که در موسسه دین و اقتصاد و با همکاری بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید مظلوم بهشتی، به مناسبت 29 بهمن، سی‌امین سالگرد اعلام موجودیت حزب جمهوری برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت. متن کامل سخنرانی مهندس میر حسین موسوی بدین شرح است:


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 2:3 توسط mouhammad| |
ای قامت بلند
ای از درخت افرا گردنفرازتر
از سرو سر بلند بسی پکبازتر
ای آفتاب تابان
 از نور آفتاب بسی دلنوازتر
 ای پاک تر
 از برفهای قله الوند
 تو مهربانتر از
لطیف نسیم سکت شیرازی
 در سینه خیز دماوند
 و دست تو
 دست ظریف تو گلهای باغ را
 زیور گرفته است
 و شعرهای من
 این برکه زلال
 تصویر پرشکوه تو را
 در بر گرفته است
 من کاشف اصالت زیبایی توام
مفتون روح پاک و فریبایی توام
 تو با نوشخند مهر
 با واژه محبت
فرسوده جان محتضزم را از بند درد
 آزاد می کنی
 و با نوازشت
 این خشکزار خاطره ام را
 آباد می کنی
با سدی از سکوت
 در من رساترین تلاطم سکن را
 بنیاد می کنی
با این سکوت سخت هراس انگیز
 بیداد می کنی

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:58 توسط mouhammad| |
ای قامت بلند مقدس
جاودان
 ای مرمر سپید
 ای پکی مجرد پنهان
 در انجماد سنگ
من عابدانه دردل محراب سرد شب
 بدرود با خدای کهن گفتم
 هرگز کسی نگفته سپاس تو
این گونه صادقانه که منگفتم
 دیگر مرا
 با این عذاب دوزخیت مگذار
 مهر سکوت را
 زین سنگواره لب سرد سکنت بردار
 از این نگاه سرد
 با چشمهای سنگی تو
 دلگیر می شوم
 ای آفریده من
آری تو جاودانه جوانی
 من پیر می شوم
در این شبان تیره و تار اینک
 ای مرمر بلند سپید
تندیس دستپرور من
 پرداختم تو را
با این شگرف تیشه اندیشه
 در طول سالیان که چه بر من رفت
 باواژه های ناب
 در معبد خیالی خود ساختم تو را
 اما ای آفریده من
 نه
 ای خود تو آفریده مرا اینک
با من چه می کنی ؟

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:57 توسط mouhammad| |
نفرینتان به جان من
او را رها کنید
نفرین اگر به دامن او گیرد
نرسم خدا نکرده بمیرد
از ما دوتن به یکی کتفا کنید
 او را رها کنید

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:56 توسط mouhammad| |
ای داد
 تند باد
 توفان و سیل و صاعقه هر سوی ره گشاد
 دیگر به اعتماد که باید بود ؟
دیوار اعتماد فرو رخت
 و کسوت بلند تمنا
 بر قامت بلند تو کوتاهتر نمود
 پایان آشنایی
آغاز رنج تفرقه ای سخت دردنک
 هر سوی سیل
 سنگین و سهمنک
من از کدام نقطه
آغاز می کنم ؟
توفان و سیل و صاعقه
اینک دریچه را
من با کدام جرات
 سوی ستاره سحری باز می کنم ؟

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:56 توسط mouhammad| |
 ای تشنه کام پیوسته در تلاش چه هستی ؟ نام
دیگر زمین محبت خود را
 از نسل ما سلاله پکان گرفته است
 مردی که رستگاری خود را
 با روزه های صمت
 در طول سالیان به ریاضت
 می ساخت
 با من یک پیاله می
 هفتاد سال طاعت خود را باخت
وقتی که سخت سخره گرفتند پکبازان را
من مثل برکشیده حصاری
 بر پای ایستادم و خواندم
سادهترین ترانه پکی را
امشب امید رفته ز دستم
با من به یک پیاله محبت کن
من
 از نسل از سلاله پکانم
من عاشق قدیمی ایرانم

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:55 توسط mouhammad| |
ندک نسیمی از سر افسوس
 چندان که برگ برگ درختان باغ را
 با سوزنک زمزمه ای آشنا کند
 خاموشی شگرف
ابهام پر ابهت دریا را
 مغشوش کرده است
ما
 چون م اهیان فتاده به دریا
بر آبها رها
با ضربه های موج ز هم دور می شویم
با بازوان باز
 امواج آب را
 تسخیر می کنیم
 مغرور می شویم
 اما
ناگه اگر دوباره به هذیان شود دچار
 دریای نیلگون
 بر ما چه می رود
 چونماهیان فتاده به دریا
 بر موجها  رها ؟

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:54 توسط mouhammad| |
چون باز برکشید سر از پشت کوهسار
هنگام صبح جام بلورین آفتاب
آن گرد تک سوار
غرق سلیح گشت و به میدان جنگ رفت
تا بسترد ز نام وطن گرد ننگ رفت
دشتی سپاه چشم بهراهش در انتظار
اید اگر سوار
 پیروزی است و
فتح
 شادی و افتخار
 گر برنگردد ؟
 آه
چه فریاد و شیون است
تا دوردست ملک لگد کوب دشمن است
 خورشید سر نهاد بهبالین کوهسار
آهنگ خواب داشت
 تا اید آن وسار
 دشتی سپاه چشم براهش درانتظار
ناگاه
برخاست گرد راه
از دوردست دشت میان غبار راه
 آمد سوی سپاه
یک اسب بی قرار
 یک اسب بی سوار

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:53 توسط mouhammad| |
امشب
خاک کدام میکده از اشک چشم من
 نمناک می شود ؟
و جام چندمین
 از دست من نثاره خاک می شود ؟
ای دوست در دشتهای باز
 اسب سپید خاطره ات را هی کن
اینجا
تا چشم کار می کند آواز بی بری ست
 در دشت زندگانی ما
 حتی
 حوا فریب دانه گندم نیست
من با کدام امید ؟
 من بر کدام دشت بتازم ؟
مرغان خسته بال
 خو کرده با ملال
 افسانه حیات نمی گویند
و آهوان مانده به بند
 از کس ره گریز نمی جویند
 دیوار زانوان من کنون
 سدی ست
 در پیش سیل حادثه اما
این سوی زانوان من از اشک چشمها
 سیلی ست سهمنک
 این لحظه لحظه های ملال آور
ترجیع بند یک نفس اضطرابهاست
افسانه ای ست آغاز
انجام قصه ای
 اینجا نگاه کن که نه آغازی
 اینجا نگاه کن که نه انجامی ست
این یک دو روزه زیستن با هزار درد
 الحق که سخت مایه بدنامی ست

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:53 توسط mouhammad| |
اگر تو بازنگردی
 قناریان قفس قاریان غمگین را
 که آب خواهد داد
 که دانه خواهد داد ؟
اگر تو باز نگردی
 بهار رفته در این دشت برنمی گردد
به روی شاخه گل غنچه ای نمی خندد
و آن درخت خزان دیده تور سبزش را به سر نمی بندد
اگر تو بازنگردی
 کبوتران محبت را
 شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد
شکوفه های درختان باغ حیران را
تگرگ خواهد زد
 اگر تو بازنگردی
به طفل ساده خواهر که نام خوب تو را
 ز نام مادر خود بیشتر صدا زده است
چگ.نه با چه زبانی به او توانم گفت
 که برنمی گردی
و او که روی تو هرگز ندیده در عمرش
 دگر برای همیشه تو رانخواهد دید
و نام خوب تو در زهن کودک معصوم
تصوری ست همیشه
همیشه بی تصویر
همیشه بی تعبیر
اگر تو بازنگردی
 نهالهای جوان اسیر گلدان را
کدام دست نوازشگر آب خواهد داد
 چه کس به جای تو آن پرده های توری را
به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد
اگر تو بازنگردی
 امید آمدنت را به گور خواهم برد
و کس نمی داند
 که در فراق تو دیگر
 چگونه خواهم زیست
چگونه خواهم مرد

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:50 توسط mouhammad| |
افسوس
اما هنوز هم
 گلهای ککتوس
 پشت دریچه های اتاق توست ؟
آه
ای روزهای خاطره
 ای ککتوسها
ایا هنوز هم دیوارهای کوچه آن خانه
از اشکهای هر شبه من
نمناک مانده است ؟
ایا هنوز هم
 امید من به معجزه خاک مانده است ؟
 افسوس
 گلهای ککتوس

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:49 توسط mouhammad| |
افسوس می خورم
 وقتی که خواهرم
در این دروغزار پر از کرکس
 فکر پرنده ای ست
 فکر پرنده ای که ز پرواز مانده است
 گفتی سکوت خواهر من بدری
 چون اهتزاز روح بیابان بود
دیدم که خواهرم
 در انزوای شبهای خود گریست
دستش زلال اشک روانش را
پنهان سترد و سکت زیست
خواندم
 خواهر حکایت من را
 شبهای بی ستاره تلاوت کن
بگذار باغ
 بی خبر از من
 در بستر حریری رویای سبز رنگ بیارامد
در شهرهای کوچک
چه باغهای بزرگی
 چه سروهای بلندی
 چه روحهای ساده و معصومی ست
 خواهر حکایت من را
 با آب جاری زاینده رود باید گفت

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:48 توسط mouhammad| |
افسوس می خورم
 وقتی که خواهرم
در این دروغزار پر از کرکس
 فکر پرنده ای ست
 فکر پرنده ای که ز پرواز مانده است
 گفتی سکوت خواهر من بدری
 چون اهتزاز روح بیابان بود
دیدم که خواهرم
 در انزوای شبهای خود گریست
دستش زلال اشک روانش را
پنهان سترد و سکت زیست
خواندم
 خواهر حکایت من را
 شبهای بی ستاره تلاوت کن
بگذار باغ
 بی خبر از من
 در بستر حریری رویای سبز رنگ بیارامد
در شهرهای کوچک
چه باغهای بزرگی
 چه سروهای بلندی
 چه روحهای ساده و معصومی ست
 خواهر حکایت من را
 با آب جاری زاینده رود باید گفت

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:35 توسط mouhammad| |
در پیش چشم دنیا
 دوران عمر ما
 یک قطره دربرابر اقیانوس
 درچشمهای آن همه خورشید کهکشان
عمر جهانیان
 کم سو تر از حقارت یک فانوس
 افسوس

  آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:34 توسط mouhammad| |
دیدم او را آه بعد از بیست سال
 گفتم این خود اوست ؟ یا نه دیگری ست
 چیزکی از او در او بود و نبود
گفتم این زن اوست ؟ یعنی آن پری ست ؟
 هر دو تن دزدیده و حیران نگاه
سوی هم کردیم وحیرانتر شدیم
هر دو شاید با گذشت روزگار
 در کف باد خزان پر پر شدیم
از فروشنده کتابی را خرید
بعد از آن آهنگ رفتن ساز کرد
خواست تا بیرون رود بی اعتنا
 دست من در را برایش باز کرد
عمر من بود او که از پیشم گذشت
 رفت و در انبوه مردم گم شد او
بازهم مضمون شعری تازه گشت
 باز هم افسانه مردم شد او

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:32 توسط mouhammad| |

از خاطرات چه شد که فراموش شد حمید
با درد و رنج و غصه همآغوش شد حمید
مرد آرزوی وصل تو ای یار در دلش
درماتم امید سیه پوش شد حمید
 چون شمع نیمسوخته در رهگذار باد
از خشم پرخروش تو خاموش شد حمید
نی اهرمن به یاد وی و نه فرشته ای
از یاد روزگار فراموش شد حمید
بگشای لب بگوی حدیثی ز شور عشق
سر تا به پا به گفته تو گوش شد حمید
با چشم نیم مست تو جای سوال نیست
 دانند مرد و زن ز چه مدهوش شد حمید
می گفت : دل به دام شب زلف کی دهم ؟
آخر اسیر صبح بناگوش شد حمید
سودابه وار تهمت بی جا به او مزن
عله های قدس سیاووش شد حمید

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:56 توسط mouhammad| |
1- بیرون شد

بی هیچ شک و شیهه و تردید
 
بی گمان
تکید می کنم
 
بی هیچ شک و شبهه و تردید بی گمان
 
مثل بخار آب
شاید سبکتر از آن
از پیکرم جدا شده بودم
جسمم هنوز خفته به بستر
 
بر عادت شبانه گرفته به پیش چشم
 
دستم کتاب را
 
شاید به چشم خسته من آشنا کند
رویای خواب را
 
آری بخار بر شده از تن
 
یعنی من
 
از جسم خود جدا شده بودم
از قید تن رها شده بودم
رفتم برون ز پنجره چون نور
گشتم ز خانه خود دور دور دور
 
دیوار و در
 
درخت
حتی ز شهر تهران
 
زین شهر پایتخت گذشتم
از قلب سنگواره ستوار کوه سخت گذشتم
 
اینجا بدون حرف بیابان بود
پوشیده غرق برف بیابان بود
 
شب بود و ماه بود چه تابان بود
 
یک لحظه فکر کردم
شاید که مرده ام من
 
گفتم اگر که مردن این است
چه شیرین است
 
وز هیچ جا و هیچ کسم دیگر
 
پروانداشت خاطر
حتی ز خود رها شد بودم
 
در خویشتن خدا شده بودم
بی هیچ بال و پر پرواز کرده بودم
سیری شگفت را
آغاز کرده بودم
 
بر کام من زمان و مکان می گشت
 
سیر جهان به خواهش جان می گشت
 
وز شوق انتخاب شدم حیران
خواهم کنون کدام مکان ؟
 
چه عصر و چه زمان ؟
 
آزادی گزینش
 
با من بود
 
در سینه آرزوی دیدار آفرینش با من بود

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »


نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:45 توسط mouhammad| |
گلی جان سفر دل را
 برایت پهن خواهم کرد
 گلی جان وحشت از سنگ است و سنگ انداز
 وگرنه من برایت شعرهای ناب خواهم خواند
 در اینجا وقت گل گفتن
 زمان گل شکفتن نیست
نهان در آستین همسخن ماری
درون هر سخن خاری ست
گلی جان در شگفتم از تو و این پکی روشن
 شگفتی نیست ؟
که نیلوفر چنین شاداب در مرداب می روید ؟
از اینجا تا مصیبت راه دوری نیست
 از اینجا تا مصیبت سنگ سنگش
قصه تلخ جدایی ها
 سر هر رهگذارش مرگ عشق و آشنایی هاست
از اینجا تا حدیث مهربانی راه دشواری ست
 بیابان تا بیابانش پر از درد است
 مرا سنگ صبوری نیست
گلی جان با تو ام
 سنگ صبورم باش
شبم را روشنایی بخش
 گلی دریای نورم باش

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:40 توسط mouhammad| |
زندگی چون جمله هایی بود بی پایان
سربهای داغ
 نقطه ای در انتهای سطرهایی مختصر بودند
قلبها با قلبها نا آشنایی داشت
 دستها با دستها
بیگانه تر بودند
در شب طولانی سنگین
 کورمالان گرچه یاران در سفر بودند
سخت از هم بی خبر بودند
 از دورویی های بی پروا
وز نگاه سرد گستاخانه بی شرم این و آن
 آن و این در ‌آتش عصیان و خشمی شعله ور بودند
نی امیدی بود
 نه نویدی بود
 نه به سر شوری
نه در دل اشتیاقی بود
 و لبان رازداران
 در خطر بودند
 دلهره
 اندوه
 نشئه مرفین ذلت بار
 وفساد و شهوت تند جوانی
 جلوه گر بودند
در شبی اینگونه جانفرسا
در شبی این گونه ذلت بار
 مردم آزاده بیدار
چشم بر راه سحر بودند

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:38 توسط mouhammad| |
دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد رویید
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت اید ؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
 نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دلها را
علف هرزه کین پوشانده ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
 بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
 و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
 هیچ چیز ارزان نیست

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:35 توسط mouhammad| |
تو ای شکوهمند من
شکوه دلپسند من
 تو آن ستاره بوده ای
 که مهر آسمان شدی
 ز مهر برتر آمدی
فراز کهکشان شدی
به دره ها نگاه کن
به ژرف دره ها نگر
به تکه سنگهای سرد
به ذره ها نگاه کن
به من بتاب
 که سنگ سرد دره ام
که کوچکم که ذره ام
به من بتاب
 مرا ز شرم مهر خویش آب کن
 مرا به خویش جذب کن
مرا هم آفتاب کن

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:33 توسط mouhammad| |
در من غم بیهودگیها می زند موج
در تو غروری از توان من فزونتر
در من نیازی می کشد پیوسته فریاد
 در توگریزی می گشاید هر زمان پر
ای کاش در خاطر گل مهرت نمی رست
 ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت
ای کاش دست روز و شب با تار و پودش
 از هر فریبی رشته عمرم نمی بافت
اندیشه روز و شبم پیوسته این است
من برتو بستم دل ؟
 دریغ از دل که بستم
 افسوس بر من گوهر خود را فشاندم
 در پای بتهایی که باید می شکستم
ای خاطرات مرا با خویشتن تنها گذارید
 در این غروب سرد درد انگیز پاییز
با محنتی گنگ و غریبم واگذارید
 اینک دریغا آرزوی نقش بر آب
اینک نهال عاشقی بی برگ و بی بر
 در من
 غم بیهودگیها می زند موج
در تو
 غروری از توان من فزونتر

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:31 توسط mouhammad| |
در‌آسمان آبی
 ابر سیاه ولوله بر پا کرد
رگبار اگر کهکرد شکوفان
بر روی سنگفرش خیابان
گلبوته های سرخ
در شهر و در بسط بیابان
بید سپید زردی برگش را
 خواهد سپرد در کف نسیان

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:28 توسط mouhammad| |
 سوز جان بگذار و بگذر
اسیر وناتوان بگذار و بگذر
چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش بگذار و بگذر
 دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
 بر این دل هم نشان بگذار و بگذر
 مرابا یک جهان اندوه جانسوز
تو ای نامهربان بگذار و بگذر
 دوچشمی را که مفتون رخت بود
 کنون گوهرفشان بگذار و بگذر
درافتادم به گرداب غم عشق
مرا در این میان بگذارو بگذر
به او گفتم حمید از هجر فرسود
به من گفتا : جهان بگذار و بگذر

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:26 توسط mouhammad| |
من آن کبوتر بشکسته بال در دامم
که بهر صید من این چرخ دانه ای نفکند
 مرا به همت آن مرغ آسمان رشک است
که رخت خویش به هیچ آشیانهای نفکند
به سیل حادثه تا خود نسازدش ویران
زمانه هیچ زمان طرح خانه ای نفکند
من آن غریب درخت کویر سوخته ام
که سنگ رهگذر از من جوانه ای نفکند
به غیر که وفا از پری رخان خواهم
به شوره زار کس از مهر دانه ای نفکند
 فرشتهای که خبرداشت از شراره عشق
چرا به من نگه عاشقانه ای نفکند ؟
حمید هیچ زمان شعر تازه ای نسرود
طنین نامتو تا در ترانهای نفکند

آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:23 توسط mouhammad| |
 چرا نمی گوید
 که آن کشیده سر از شرق
 آن بلند اندام
 سیاه جامه به تن دلبر دلبر آن شیر
نوید روز ده آن شب شکاف با تدبیر
ز شاهراه کدامین دیار می اید
و نور صبح طراوت
 بر این شب تاریک
چه وقت می تابد ؟
 در انتظار امیدم
 در انتظار امید
طلوع پاک فلق را
 چه وقت ایا من
 به چشم غوطه ورم در سرشک
 خواهم دید ؟
بیا که دیده من
 به جستجوی تو گر از دری شده نومید
 گمان مدار که هرگز
 دری دگر زده است
 سپیده گر نزده سر بیا بلند اندام
 که از سیاهی چشمم سپیده سرزده است


آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29ساعت 0:22 توسط mouhammad| |
گل خورشید وا می شد
شعاع مهر از خاور
نوید صبحدم میداد
شب تیره سفر می کرد
جهان ازخواب بر می خاست
و خورشید جهان افروز
شکوهش می شکست آنگه
 خموشی شبانگاه دژم رفتار
 و می آراست
 عروس صبح رازیبا
 وی می پیراست
جهان را از سیاهیهای زشت اهرمن رخسار
زمین را بوسه زد لبهای مهر آسمان آرا
و برق شادمانیها
به هر بوم و بری رخشید
 جهان آن روز می خندید
 میان شعله های روشن خورشدی
پیام فتح را با خود از آن ناورد
نسیم صبح می آورد
سمند خسته پای خاطراتم باز می گردید
 می دیدم در آن رویا و بیداری
 هنوز آرام
 کنار بستر من مام
 مگر چشم خرد بگشاید و چشم سرم بندد
برایم داستان می گفت
 برایم داستان از روزگار باستان می گفت
سرشکی می فشانم من به یاد مادر ناکام
دریغی دارم از آن روزگاران خوش آغاز
سیه فرجام
هنوز اما
مرا چشم خرد خفته است در خواب گرانباری
 دریغا صبح هشیاری
 دریغا روز بیداری

  آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 23:56 توسط mouhammad| |
کلاغان سیه
 این فوج پیش آهنگ شام تار
 فراز شهر با آواز ناهنجار
 رسیدند آن زمان چون ابر ظلمت بار
 زمین رخت عزای خویش می پوشید
 زمان ته مانده های نور را در جام خاک خسته می نوشید
 فرو افتاده در طشت افق خورشید
 میان طشت خون خورشید می جوشید

....

چو تندآب بهاری پیش می لغزید
 و موج خشم برمی کند و از روی زمین می برد
 بنای اژدهکی را
 و می آورد
 طربنکی و پکی را
در آن شب از دل و ازجان
به فرمان سپهسالار کاوه مردم ایران
ز دل راندند
 نفاق و بندگی و خسته جانی را
و بنشاندند
صفا و صلح و عیش وشادمانی را
نوازش داد باد صبحدم بر قله البرز
 درفش کاویانی را

منبع: آوای آزاد »  شاعران » حمید مصدق »


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 23:54 توسط mouhammad| |
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
" بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست

منبع: آوای آزاد »  شاعران » قیصر امین پور »

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 23:48 توسط mouhammad| |
آخرین نخست وزیر کشور با تاکید بر اینکه در دوران نخست وزیری خود به اقتصاد دولتی پایبند نبوده است ، تقویت بخش خصوصی بر اساس اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی را استمرار اندیشه اقتصادی امام (ره) دانست و تاکید کرد: امام مدافع دولت مدرن بود.به گزارش تغییر، “میر حسین موسوی” در جدیدترین اظهارنظر خود که در گفت و گو با نشریه حضور صورت گرفته است،در خصوص تلقی خود از آرمانهای امام خمینی (ره) گفت: امام ( ره ) بارها می فرمودند که وظایف انبیا دو تاست، دعوت به خدا و برقراری قسط و عدالت و رفع ستمگری. آرمان حضرت امام از این گفته ها جدا نیست ایشان در پی تحقق یک جامعه اسلامی عاری از ستم بودند . البته ایشان به کرات از ” اسلام ناب محمدی ” در مقابل اسلام آمریکایی و اسلام تحجر و اسلام سرمایه داری و اسلام مرفهان بی درد صحبت می کردند. اسلامی که ایشان از آن دفاع می کند در درجه اول رهایی بخش است در عین حال امام یک نگاه کاملا امروزی به مسائل داشتند و وظایف دولت مدرن را به خوبی می شناختند و رسیدن به آن آرمانهای بلند را در گرو شناخت زمانه و استلزامات آن می دانستند.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 21:2 توسط mouhammad| |
همایش یک روزه ي " شهید آیت الله دکتر بهشتی تشکل و تحزب " سی سال پس از تاسیس حزب جمهوری اسلامی ایران، بعنوان یکی از تجارب با ارزش و بزرگ تشکیلاتی ایشان، به همت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی و موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار مي‌شود جناب آقای مهندس میرحسین سخنران افتتاحيه اين همايش خواهد بود.



کلمه: همایش یک روزه ي " شهید آیت الله دکتر بهشتی تشکل و تحزب " سی سال پس از تاسیس حزب جمهوری اسلامی ایران، بعنوان یکی از تجارب با ارزش و بزرگ تشکیلاتی ایشان، به همت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی و موسسه مطالعات دین و اقتصاد تا دقايقي ديگر برگزار مي‌شود. برای اطلاع بیشتر از اهداف و برنامه های این همایش گفتگویی با جناب آقای دکتر فرشاد مومنی دبیر این همایش انجام شد که در پی می آید .


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 20:53 توسط mouhammad| |
محمد هاشمی جهت شركت در مجلس انس آقای امجد همچون  ديگر علاقمندان مجالس ايشان، در مجلس روضه حاضر مي شوند و به درخواست آقای امجد براي جوانان و دانشجویان حاضر در مجلس خاطراتی از امام و انقلاب را بازگو مي كنند.وقتی هاشمی  به ماجراي تعطيلی روزنامه كارگزاران اشاره و از فضای سانسورزده  كشور انتقاد می کند، كسانی كه خود را عضو بسيج دانشجوئی دانشگاه امام صادق(ع)مي خواندند سوالاتی را مطرح ساختند و محمد هاشمی نيز پاسخ مي داد و آقای امجد نيز از فضای ازاد مجلس خوشنود بوده و همانگونه كه  روش ايشان است به آزاد انديشی و نقد آزاد مسائل كشورتاكيد مي كرده اند.بعد از این اتفاق، سايت رجانيوز به ذکر مطالبی از این جلسه می پردازد که اعتراض شاهدان و حاضران در آن جلسه را بر می انگیزد ودر گفت و گو با بنیان به تکذیب خبر رجا اشاره می کنند.

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 13:25 توسط mouhammad| |
کلمه : -گفت و گو با حجت الاسلام دکتر داوود فیرحی-  گاندی پیرو ادیان ابراهیمی نیست اما پیام حسین به جهانیان رادریافت می کند و می گوید :«من برای هند چیز تازه‏ای نیاوردم؛ فقط نتیجه‏ای را که از مطالعات و تحقیق‏هایم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیه‏السلام پیمود».
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 12:22 توسط mouhammad| |
سخنرانی آیت الله دکتر شهید بهشتی در مورد حضرت زینب (س)

بهمن 1353 -شهیدآیت الله دکتر بهشتی: یکی از دوستان یک شب انتقاد کردند به اینکه من در ضمن بحثم نسبت به حضرت زینب، سلام الله علیها، عرض کرده بودم زنی است که مردانه عمل می‌کند. گفته‌اند خود این تعبیر یک نوع شائبه قدرناشناسی نسبت به مقام زن در اجتماع دارد. چرا نمی‌گویید او زنی است که چون زن شایسته عمل می‌کند؟ مثل اینکه کار حسابی کردن ابو اب جمعی مرد است! گفتم صحیح می‌فرمایید. من در این تعبیرم، که تعبیر شخصی من نیست بلکه تعبیری است که در جامعه خیلی رایج است، تجدیدنظر می‌کنم. از این به بعد دیگر نخواهم گفت زنی است که مردانه عمل می‌کند؛ می‌گویم آن زنانگی شایسته و آن زن شایسته‌ای که در رسالت یک بانو در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی‌اش آن‌طور که باید عمل می‌کند. این افتخار برای تعریف از یک زن خیلی بالاتر است از اینکه بگوییم زنی که مردانه عمل می‌کند. این انتقاد را از ایشان پذیرفتم. اگر دوستان انتقادهایی از هر قبیل بر آنچه عرض شد داشته باشید خواهش می‌کنم در میان بگذارید؛ یا کتباً مرقوم بفرمایید یا شفاهاً بفرمایید تا در این دو - سه جلسه‌ای که از این بحث باقی مانده بتوانیم نظر نهایی را پیرامون آنچه شما به عنوان نظر بیان می‌فرمایید عرض کنیم.

متن سخنان شهید بهشتی را در مورد مقام و منزلت حضرت زینب(س) در ستون گفتار سایت کلمه بخوانید.

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت 11:49 توسط mouhammad| |
یکی بود، یکی نبود، یک کسی به اسم توسلی بود، پارسال به رحمت خدا رفت. می گفتند بیش از پنجاه سال با امام بود. به امام اونقدر وفادار ماند تا در جلسه مجمع تشخیص مصلحت، در حالی که از بی حرمتی به خط امام برآشفته شده و نطق پیش از دستوری می کرد، قلبش از شدت ناراحتی از کار ایستاد و لحظاتی بعد، روحش پیش امامش بود.

5 شنبه همین چند روز پیش نماز مغرب و عشاء را که در مسجد امام خمینی خواندم، حاج شعبان که از محافظین حضرت امام در دوره ده ساله جماران بود را دیدم که در گوشم گفت، دارم مي روم مراسم سالگرد مرحوم آقای توسلی. با تعجب پرسیدم امشب؟ گفت آري الان، گفتم كجا؟ گفت حسینیه شماره 2 جماران.

راستش از شنیدن این خبر کمی جا خوردم. این همه هر روزه و همه روزه  بعضي سايتها و روزنامه ها و شب ها هم اخبار سيما را مي بينم. ولی هیچ خبر و اثری از اینکه سالگرد این یار وفادار و غيرتمند امام است، را ندیده ام. نمی شود فیلی، یادواره ای، ویژه نامه اي یاد کردی در این همه رسانه مجازی و مکتوب و صدا و سیما باشد و من حتی یک بار ندیده باشم.

هر طور شده خودم را به مراسم سالگرد رساندم. دکتر  مقدم داشت سخنرانی می کرد. دوستان بیت امام همه بودند: از جناب آقای سید حسن خمینی، جناب آقای موسوی خوئینی ها، تا برادران انصاری (حميد، مجيد و محمدعلي) و آقای سراج و ...آقای خاتمی هم در بین آنها نشسته بود. به کسانی که به ختم وارد می شدند، ادای احترامی داشت. آیت‌الله امامی کاشانی هم بود.به ترکیب جمعیت که نگاه کردم، از مراكز پايين تر از جماران، به لحاظ جغرافيايي و حتي سياسي تقریبا هيچ كس نبود، درست ترکیب چهلم سال قبل بود.

نه از دوستان کیهانی و موتلفه ای خبری بود و نه از دولتمردان عدالت محور و مهرگستر و نه از دوستان قوه قضائیه و مجلس و ...
عجیب است سال اول و سالگرد اول است و این همه غربت یاران امام!

ما را چه شده است که شعاع دايره رحمتمان حتی کسانی که از دنیا دست شسته اند را در برنمی گیرد؟ این همه در سالگرد امام و انقلاب، امام امام می گوییم، از خاطراتمان از امام دم می زنیم، در سخنرانیهای احساسیمان از راه امام و حرمت آن یاد می کنیم، اما وقت عمل که می رسد، انگار نه انگار امام یارانی داشته است که همه چیز خود را بر سر دفاع و حمایت از او گذاشته اند و از این جمله بود مرحوم توسلی. مگر این ملت چند توسلی داشت؟ مگر امام چند نفر مثل مرحوم توسلی در کنار و اطراف خود داشت؟ چرا این قدر سلایق زودگذر سیاسی ما را ناسپاس و نمک نشناس کرده است؟ کی و کجا بر این سیاست بازیهای بیهوده خط پایان می کشیم و به جای آن خط صحیح دین مداری و انصاف را قرار می دهیم؟ این تذکر من خطاب به یک جناح نیست، بهانه آن سالگرد توسلی است و بس.

و تعجب از رسانه ملی است که از کنار این مسأله به سادگی گذشت و می گذرد، کسی چه می داند شاید آقایان اینقدر درگیر مسائل مهمتر هستند که تنظیم سالگرد مرحوم توسلی این یار صدیق و عاشق امام برای آنها اهمیت و قدری نداشته، حتی به این مقدار كه در زيرنويس برنامه اي مراسم سالگرد را اعلام کنند. اگر چه شاید در همین حد لطف داشته اند و من ندیده ام. البته چه بسا دوستان دفتر امام در اطلاع‌رسانی این مراسم کوتاهی کرده باشند.
 
 خدا خیر بدهد به دوستان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که با نصب عکس هایی از آن مرحوم در بعضی از بزرگراه های منتهی به شمال تهران، یاد و نام و خاطره این یار سختکوش و صدیق امام را پاس داشتند و زنده نگه داشتند و یاران امام را حرمت نهادند و چه می گویم حرمت یافتند. بیشتر قدردان بزرگان خویش باشیم حتی اگر این بزرگان با ما هم سلیقه و هم فكر نباشند.
 
آینده نیوز: غلامعلی رجای
نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت 23:30 توسط mouhammad| |
یک نماینده اصولگرا از موضع‌گیری‌های انجام شده در مجلس به خصوص اظهار نظر رئیس مجلس هشتم درباره فردی که روز گذشته اقدام به خودسوزی در مقابل مجلس کرد، انتقاد کرد. به گزارش مهر، محمد دهقان در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس در جمع خبرنگاران درباره واقعه دیروز در مقابل مجلس گفت : فردی به بن بست رسیده و خودش را به آتش کشیده ، هرچند مجلس و نمایندگان  کارش را پیگیری کرده اند و به او نامه داده اند، اما شاید مدیران اجرایی هم به وظایف خود عمل نکرده اند و اگر عمل می‌کردند شاید قضیه به اینجا کشیده نمی شد.

نماینده مردم چناران و طرقبه با اشاره به اینکه اظهار نظرهای مختلفی درباره جانباز بودن یا نبودن این فرد در رسانه ها مطرح شده، خاطر نشان کرد: چه جانباز باشد چه نباشد یک انسان بوده که طبق قانون اساسی همه ایرانیان از حقوق مساوی برخوردارند و طبق همین قانون اساسی همه باید از تعرض مصون باشند.

وی اضافه کرد: کسی که خودش را به هر دلیلی آتش زده قصد داشته پیامی به مجلس و بقیه مسئولان بدهد مبنی بر اینکه شما به من بی توجه هستید.

نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت 23:17 توسط mouhammad| |
مخبر کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي از اصلاح قانون ديه زن در اثر جراحات و صدمات خبر داد و گفت: بر اساس مصوبه اين کميسيون، ديه زن و مرد در جراحات و صدمات غير از فوت، تقربيا در اکثر موارد به صورت مساوي خواهد بود.به گزارش ایرنا، "امين حسين رحيمي" مخبر کميسيون قضايي و حقوقي گفت: در بررسي لايحه جامع مجازات اسلامي در مبحث ديات، اصلاحاتي در مورد ديه زن و مرد در جراحات و صدمات انجام شد.

به موجب ماده 301 قانون مجازات اسلامي، ديه زن و مرد يکسان است و تا وقتي که مقدار ديه به ثلث ديه کامل برسد، در آن صورت ديه زن نصف ديه مرد است.

مخبر کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي تصريح کرد: بر اساس قانون مجازات اسلامي، اگر ديه زن از ثلث ديه کامل بيشتر شود، نصف آن بايد محاسبه شود. وي افزود: بر اساس قانون فعلي، چنانچه ديه زن در جراحات و صدمات از يک سوم ديه کامل بيشتر شود و بطور مثال 150 ميليون ريال باشد، نصف آن يعني هفت ميليون و 500 هزار ريال پرداخت مي شود.

رحيمي اضافه کرد: همچنين بر اساس قانون کنوني، چنانچه زن از چند ناحيه آسيب ببيند، ديه چند عضو آسيب ديده او جمع بسته مي شود و چون بيش از ثلث ديه کامل مي شود، نصف آن ديه پرداخت مي شود. مخبر کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي گفت: نمايندگان در کميسيون قضايي مجلس شوراي اسلامي، در بررسي لايحه مجازات اسلامي در بحث ديه، اين ماده از قانون را به نفع زنان اصلاح کردند.

وي اظهار داشت: بر اساس اصلاحيه کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي، چنانچه هر عضو بدن زن صدمه يا جراحتي ببيند ، ديه آن به طور جداگانه حساب خواهد شد.

رحيمي تصريح کرد: ما در کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي تلاش کرديم قانون را به صورت موسع تفسير کنيم تا قانون روشن باشد و چنانچه اعضاي بدن يک زن صدمه يا جراحتي ديده باشد، ديه هر عضو، به طور جداگانه محاسبه شود.

اصلاح ديه زن در اثر جراحات و صدمات در حالي انجام مي شود که اکنون بر اساس ماده 300 قانون مجازات اسلامي، ديه قتل زن مسلمان خواه عمدي، خواه غيرعمدي نصف ديه مرد مسلمان است.

نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت 23:16 توسط mouhammad| |
دبیر کل جامعه زینب  با نقل خاطره ای از چگونگی حضور زنان در عرصه های اجتماعی پس از انقلاب و نیز حضور در  نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی گفت: دردوره اول مجلس شورای اسلامی آیت الله بهشتی از من ،خانم دستغیب وفرشته هاشمی دعوت کردندبرای انتخابات مجلس آماده شویم وگفتند می خواهیم شمارادرلیست کاندیداهای انتخابات مجلس قرار دهیم. خانم دستغیب به دکتر بهشتی گفتند آیا لازم است ما به مجلس واردشویم؟ دکتربهشتی فرمودند: «بله حتما. شاید اگر این دوره و در زمان امام عزیز خانم ها به مجلس نروند دیگر هرگزنتوانند وارد مجلس شوند.»

«مریم بهروزی» در گفت و گو با خبرنگار «کلمه» به برخی نگاه های متحجرانه و خشک به زنان در ابتدای انقلاب اشاره کرد و گفت: در آخر دوره اول مجلس من وخانم دستغیب از کریدور مجلس عبورمی کردیم. یکی از آقایون به ما گفت: این روزها، روزهای آخر حضورشما در مجلس است. من فکر کردم منظور روزهای آخر دوره است. گفتم خوب برای شما هم روزهای آخراست. گفت نه،برای خانم هاروزهای آخراست. چون قراراست برویم خدمت حضرت امام(ره) و از ایشان بخواهیم مانع ورود نمایندگان خانم به مجلس شوند. قرار بود خدمت امام(ره) بروند و بگویند که نماینده شدن خانم ها خلاف شرع است. این کار را کردندوامام (ره) در جواب فرمودند :«چه کسی گفته نماینده شدن زن ها خلاف شرع است؟ این حرفی که شما می زنید خلاف شرع است.» امام در آن موقع با این دیدگاه ها مقابله می کردند.

نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت 23:15 توسط mouhammad| |

دوست گرامی بند آقا میلاد می فرمایند: در اینکه دروغ و تزویر گناه کبیره هستند هیچ شکی نیست ولی آیا حجاب جز مکارم اخلاق حساب نمی شود ؟

که لازم به ذکر است که: سوال من این جاست که آیا وقتی فلانی دروغ میگه و به شعور یه ملت توهین میکنه آیا در جامعه ما کتک می خوره؟ یا غیبت می کنه یا تهمت میزنه یا ...
کسی نمی گه حجاب، عفاف، و... حتی سنگین بودن و خیلی با نامحرم نپریدن و صمیمی نشدن از مکارم اخلاق نیست! اما آیا اصل اول اخلاق آزادی انتخاب نیست؟ آیا کسی که حجابش رو مراعات نکرده انسان نیست؟ و اگر انسان نیست پس کسی که دروغ می گویند هم به مراتب بالاتر انسان نیست و اگر کسی که دروغ گفته انسان است پس خیلی ها انسانند و ...

و نیز حضرت ایت الله جوادی آملی می فرمایند: -کتاب منزلت عفل در هندسه معرفت دینی-

فصل دوم: شان عقل در قلمرو دین

1- عقل در بعد هستی شناختی دین

عقل می تواند چیزی را به مجموعه دین اضافه کند؟

منبع هستی شناختی دین فقط اراده و علم ازلی الهی است و عقل هم چون نقل گزارش گر و مدرک احکام و دستورات الهی است. زیرا عقل به هیچ رو قدرت بر انشای حکم و اعمال مولویت ندارد، بلکه عقل فقط می تواند منبعی باری ادراک احکام الهی باشد نه منبعی برای حکم کردن. مثلا آیا عقل میتواند بگوید 2*2=5 و این را اعمال کند. بلکه عقل فقط کشف می کند که 2*2=4 است.

عقل کاشف واقع است. انسان ها هست(هستی و نیستی) و بود(خوب و بد) را به باید و نباید نبدیل می کنند. یعنی قیاسی می سازند که مقدمه ی اول آن از سنخ هست و بود است و مقدمه ی دوم آن از سنخ باید. ولی هرگز نمی توان در یک قیاس که هر دو مقدمه آن از سنخ هست و بود است به نتیجه ای از سنخ باید و نباید رسید. این امر شدنی نیست و منطقا نمی توان از قیاسی که همه قضایای آن از سنخ هست است باید را استنتاج کرد. باید توجه داشت که این جا وظیفه عقل استنتاج است، نه حکم مولوی، حداکثر هم حکم ارشادی است.

عقل چون در معرض ظاهر الفاظ کتاب و سنت است در نتیجه کاشف و پرده بردار از احکام الهی است و هم چنان که ظاهر قرآن و روایت فاقد مولویت اند و عقوبت و پاداش ندارند، بلکه بیان گر پاداش خدا و کیفر الهی اند؛ عقل نیز نسبت به قوانین فردی و اجتماعی فاقد چنین شانی است. عقل احکام ارشادی دارد و حکم ارشادی تابع مرشدالیه است. و همه گزاره های ارشادی و انشایی عقل مانند گزاره های انشایی طبیعت به گزاره های اخباری بر می گردد.

عقل هم چون طبیعت اهل درایت و معرفت است نه اهل ولایت و حکومت. اما هر فرد عاقل در حیطه ی مربوط به خودش می تواند ولایت و حکومت بر خویش را به دست عقل خود بسپارد.

عقل هر فرد نسبت به جهان و جامعه و دیگر انسان ها صرفا شان ادراکی دارد؛ نه حکومت و ولایت.

عقل حجت خدا و مصباح شریعت است، و مدرک شریعت! از مرحله ی ادراک احکام که بگذریم و به مرحله اطاعت و امتثال برسیم، وارد حریم فرد شده ایم.

کار عقل عملی: سیاست و تدبیر و فرمان روایی امور شخصی است، ولی نسبت به اشخاص دیگر فاقد جنبه آمریت و ولایت است.

2- عقول کامله و بعد هستی شناختی دین:

عقول کامله معصومند و در مقام تشریع نیستند بلکه ابزار انتقال اند.

آنچه گفته شد نیاز به استدلال چندانی ندارد بلکه تصورش منجر به تصدیقش خواهد شد.

لازم به ذکر است که مشکل اصلی که به آن توجه نمی شود و در این جا نیز آقای جوادی آملی به آن اشاره فرموده اند و باید به آن توجه داشت این است که شان اجتماعی بشر با شان فرد انسان مرز بندی دارد و باید به این قضیه به شدت متوجه بود و مرز را به خوبی فهمید.

مثلا دروغی که دیگران را دچار خسران می کند با دروغی که به کسی ضرر نمی رساند متفاوت است. شراب خواری که امنیت اجتماعی دیگران را به خطر می اندزد با مشروب خواری که فقط خود را متضرر می کند متفاوت است. اما در مورد حجاب و بی حجابی هم همین گونه باید متوجه تمام متغیر ها بود. باید به این سوال پاسخی صحیح داد که آیا تنها عامل بروز فساد در جامعه حجاب است؟ و اگر آری! آن گاه ضریب اثر این عامل چقدر است؟ آیا در حدی است که بتوان به خاطر آن آزادی دیگران را محدود کرد، آن هم بازور! اصلا حدود اعمال قدرت حاکمیت در امور افراد یک جامعه تا چه میزان است؟ اصلا فرض بر این که حجاب اجباری است! آیا این منجر به توسعه حجاب و عفاف در جامعه می شود؟ تا چه حد؟ و چه میزان ضد خویش عمل می کند؟ برای نمونه جامعه ترکیه! که عملا وجود دارد. آیا سخت گیری هایی که علیه محجبه ها در دانش گاه ها و آزادیی که در سطح جامعه اتفاق افتاده منجر به توسعه حجاب نشده یا نه؟

نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/24ساعت 22:54 توسط mouhammad| |

زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا       چه نغزست و چه خوبست چه زیباست خدایا

 از آن آب حیاتست که ما چرخ زنانیم       نه از کف و نه از نای نه دف‌هاست خدایا

 یقین گشت که آن شاه در این عرس نهانست       که اسباب شکرریز مهیاست خدایا

 به هر مغز و دماغی که درافتاد خیالش       چه مغزست و چه نغزست چه بیناست خدایا

 تن ار کرد فغانی ز غم سود و زیانی       ز تست آنک دمیدن نه ز سرناست خدایا

نی تن را همه سوراخ چنان کرد کف تو       که شب و روز در این ناله و غوغاست خدایا

نی بیچاره چه داند که ره پرده چه باشد       دم ناییست که بیننده و داناست خدایا

که در باغ و گلستان ز کر و فر مستان       چه نورست و چه شورست چه سوداست خدایا

ز تیه خوش موسی و ز مایده عیسی       چه لوتست و چه قوتست و چه حلواست خدایا

 از این لوت و زین قوت چه مستیم و چه مبهوت       که از دخل زمین نیست ز بالاست خدایا

 ز عکس رخ آن یار در این گلشن و گلزار       به هر سو مه و خورشید و ثریاست خدایا

 چو سیلیم و چو جوییم همه سوی تو پوییم       که منزلگه هر سیل به دریاست خدایا

بسی خوردم سوگند که خاموش کنم لیک       مگر هر در دریای تو گویاست خدایا

خمش ای دل که تو مستی مبادا به جهانی       نگهش دار ز آفت که برجاست خدایا

 ز شمس الحق تبریز دل و جان و دو دیده       سراسیمه و آشفته سوداست خدایا



زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا

چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا

زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا

زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا

فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا

فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا

ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدایا

نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم
چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا

چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دلها

غریبست غریبست ز بالاست خدایا

خموشید خموشید که تا فاش نگردید
که اغیار گرفتست چپ و راست خدايا


مولوی


نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23ساعت 11:38 توسط mouhammad| |
تزوير شعبي دارد. مهمترين شعبه آن دروغ است. دروغ در همه اديان و آئين ها مذموم و ناپسند است. از يك جامعه ديني انتظار بيشتري مي رود كه صداقت را رعايت كند.

اگر اخلاق را بر فقه مقدم داشتيم، و براستي باور كرديم كه پيامبرمان براي تكميل مكارم اخلاق مبعوث شده است و هدف غائي رسالتش استحكام بنيانهاي اخلاق بوده نه سيطره ظواهر شريعت، در اين صورت اذعان خواهيم كرد كه هيچ مصلحتي بالاتر از رعايت ضوابط اخلاقي متصور نيست و سلامت نظام سياسي و مسئولان حكومت و احكام شرعي همگي با رعايت اصول اخلاقي از جمله صداقت تأمين مي شود. اين قواعد اخلاقي است كه بر تمامي عرصه هاي احكام و نظام و مسولان ولايت دارد نه برعكس. در يك كلام رعايت اصول و ضوابط اخلاقي از اوجب واجبات است و هيچ مصلحتي اعم از مصلحت فرد يا مصلحت نظام توان درنورديدن و زير پا گذاشتن آنرا ندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/22ساعت 17:57 توسط mouhammad| |
مبارزه فلسطین با مبارزه ملت ما و همه ملت‌‏های مسلمان جهان پیوسته است و هم‌چنین با مبارزه همه آزادی خواهان جهان ارتباط دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت 13:21 توسط mouhammad| |
جا افتادن نظريه «توهم توطئه» حساسيت ما را در مقابل اسراييل از بين خواهد برد.

الان در دولت جديد (دولت هفتم) شعار اصلى رئيس جمهور محبوب (آقای خاتمی) ماست كه به اهميت اين قضيه واقف است. توسعه جامعه مدنى مخالفتى با تاريخ اسلام و تاريخ اعتقادى ملت ما ندارد. با اسلام هم تخالفى ندارد و مسئله بى ريشه‏اى در كشور ما نيست، بلكه ريشه دار است.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت 11:19 توسط mouhammad| |