تبليغاتX
مُحمّد رسا
مُحمّد رسا

اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

---

 

مرتبط:

بیانیه آیت‌الله العظمی صانعی برای13آبان.

درخواست مجمع روحانیون مبارز از ملت ایران در آستانه ۱۳ آبان.

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات: ۱۳ آبان با روحیه استکبار ستیزی و آزادی‌خواهی ایرانیان مرتبط است.

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/08/09ساعت 14:16 توسط mouhammad| |

خوشا هر باغ را بارانی از سبز

خوشا هر دشت را دامانی از سبز


برای هر دریچه سهمی از نور


لب هر پنجره گلدانی از سبز


آوای آزاد » شاعران » قیصر امین پور »

نوشته شده در سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:55 توسط mouhammad| |

شيعه و مسئله مشروعيت: بين نظريه و نصّ

داود فيرحي[1]

مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي، شماره 57، پاييز 1381 ×

خلاصه

چنانكه گذشت، هدف مقاله حاضر بررسي مسئله مشروعيت از ديدگاه امام علي (ع) است. مشروعيت، توجيهي از حاكميت است، توجيهي از حق فرمان دادن و لزوم اطاعت كردن. درباره مشروعيت به‌طور كلي و مشروعيت از ديدگاه امام علي (ع) ديدگاه‌هاي گوناگوني وجود دارد. اما در اين نوشته كوشش شده است ضمن تقسيم نظريه‌هاي مشروعيت به دو دسته؛ نظريه‌هاي غايت‌نگر و نظريه‌هاي معطوف به منشأ قدرت سياسي، ديدگاه‌هاي امام علي (ع) مورد بررسي قرار گيرد. نظريه‌هاي غايت‌نگر كه در اين نوشته به «مشروعيت غايي» تعبير شده است، عمومآ به غايت دولت نظر دارند و به همين اعتبار، در تعريف مشروعيت چندان به شيوه‌هاي استقرار قدرت توجه نكرده و عمومآ بحث از شيوه‌هاي استقرار قدرت را در سايه ناشي از زاويه ديد غايت‌گرايانه مورد غفلت قرار مي‌دهند. اين نظريه‌ها كه سابقه طولاني‌تري هم دارند عمومآ مستعد اقتدارگرايي و تغلب هستند.

برعكس نظريه‌هاي مبتني بر خاستگاه و منشأ قدرت سياسي، هر چند به غايت دولت نيز توجه دارند، اما بيش از آن، به شيوه استقرار قدرت تأكيد دارند و اساسآ به تحليل اين مسئله مي‌پردازند. اين رهيافت را در اين نوشته با عنوان نظريه مشروعيت فاعلي توضيح داده‌ايم و كوشيده‌ايم تا گفتار و كردار اميرالمؤمنين علي (ع) را براساس اين فرضيه تحليل نماييم. نظريه مشروعيت فاعلي عمومآ بر رضايت عمومي و قرارداد اجتماعي استوار است و تحليل انديشه و كردار امام علي (ع) بر اين اساس در صورتي موجه است كه اولا نصوص و تاريخ زندگي سياسي علي (ع) چنين فرضيه‌اي را تقويت نمايد و ثانيآ نظريه امامت كه در كلام شيعه طرح شده است، چنين فرضيه‌اي را تهافت ننمايد. به نظر مي‌رسد كه جستجو در انديشه و عمل اميرالمؤمنين علي (ع) در قالب فرضيه «مشروعيت فاعلي» ظرافت‌ها و ظرفيت‌هاي ويژه‌اي را براي انديشه سياسي شيعه، و به‌ويژه نظريه‌هاي نظام جمهوري اسلامي فراهم نمايد.

منبع: http://www.feirahi.ir/?article=156


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 2:23 توسط mouhammad| |
بسم الله الرحمن الرحیم

راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.

این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.

روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.

از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود.

خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.

خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.

به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.
وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.

روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.

به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.

علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.

اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.

اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.

از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.

اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

برادر شما - میر حسین موسوی

----------------------------------

پیش از این نیز سید میر حسین موسوی در بیانیه شماره ۱۱ خود به تشریح تشکیلات رسا -راه سبز امید- پرداخته بود.

از دیدگاه تحلیل گران این دو بیانیه از مهم ترین بیانیه های سید میر حسین موسوی  است که به تشریح راه کار ها سوال "چه باید کرد" پرداخته است. این دو بیانیه روند سیاسی آینده وی و حامیانش را تاحدودی مشخص می کند

آنچه در زیر می آید متن بیانیه شماره ۱۱ سید میر حسین موسوی است که پیش از این صادر شده بود.

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حکومتی و شبه‌حکومتی افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بی‌توجه به عواقب سنگین رفتارهای خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعیان دین به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به این پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشی درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عین این تلخکامی‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر کدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه کنیم که مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشیب می‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خویش را ارضا کنند. آنها چه نتیجه‌ای برای  این کار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قربانی ترور را به بند کشیدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از این کار جز ریختن آبروی خود چه سودی  ببرند؟ در سراشیبی کوره‌راهی که درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گرانی قرار گرفت که نیمه‌های شب به خوابگاه دانشجویان غریب و مظلوم حمله می‌کنند و رایج‌ترین کلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌های رکیک است.
رهروان راه‌های خدا به امیدی که از وعده او داشتند رسیدند؛ آیا مسافران بیراهه نیز به آن چیزی که باید انتظارش را می‌کشیدند نرسیده‌اند؟ ملاحظه تقیه و تملق این و آن و شنیدن بوی حرص و بخل و آز از دهان تمجیدگران، برخورداری از حمایت خطیبی که از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشویق و به اعتراف‌گیری مباهات می‌کند؛ ترس، ترس از تنهایی، ترس از آینده،‌ ترس از عاقبت، ترسی که با ترساندن دیگران پنهانش می‌کنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسیدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌های سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقویت هویت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اینجانب در پاسخ به سوال چه باید کرد پیشنهاد می‌کنم تقویت و تحکیم این شبکه اجتماعی است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امکان استبداد و تخطی ساختارهای قدرت از خواست‌ خود را از میان می‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبکه‌ قدرتمندی است.

وظیفه‌ای که امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتی فطری از جمع‌های کوچک و بزرگ و حتی احزاب و تشکل‌های سیاسی ما سر می‌زند آن است که به صورت هسته‌های معین برای چنین شبکه‌ای عمل کنیم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شویم تا چه کنیم؟ این نخستین سوالی است که معمولا در چنین شرایطی از یکدیگر می‌پرسیم. ما معمولا تصور می‌کنیم آنچه در این گردهم‌آیی‌ها اهمیت دارد کاری است که در قالب آنها با کمک یکدیگر به انجام می‌رسانیم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهای اجتماعی اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلکه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلایی ویژگی مهم این شعار و آرمان است، به صورتی که اگر بر آن بیفزاییم چه بسا کسانی که نتوانند یا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بکاهیم چه بسا قشرهایی که امیدهای خود را در آن نیابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسی در خصوص تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیئت منصفه
6. تضمین آزادی مطبوعات، تغییر رفتار جانبدارانه صدا و سیما، رفع محدودیتهای اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروههای سیاسی و نگرشهای مختلف از ارائه دیدگاههای خود در رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمین حق اساسی مردم در تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسی
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.


 میرحسین موسوی

نوشته شده در سه شنبه 1388/07/07ساعت 11:55 توسط mouhammad| |

در آستانه فرارسیدن آخرین جمعه از ماه مبارك رمضان و روز جهانی قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مركزی قدس و انتفاضه مسیرهای هفتگانه راهپیمایی سراسری روز جهانی قدس در تهران را اعلام كرد.

به گزارش ایلنا شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام كرد: راهپیمایی بزرگ، مردمی و سراسری روز جهانی قدس در لبیك به فرمان قائد عظیم‌الشان انقلاب اسلامی و رهبر فقید، حضرت امام خمینی(ره) و در حمایت از ملت مظلوم، مسلمان و ستمدیده فلسطین همزمان با سایر كشورهای آزاده و مسلمان در سراسر كشور و در پایتخت میهن اسلامی‌مان نیز با حضور مردم مومن و روزه‌دار انقلابی آغاز می‌شود.

این راهپیمایی سراسری از ساعت 10 صبح جمعه 27/6/1388 به صورت همزمان در سراسر كشور همگام و همصدا با سایر ملل ظلم‌ستیز و آزاده جهان برگزار می‌شود. در تهران نیز مردم مومن و روزه‌دار از اقشار مختلف با مشت‌های گره كرده فریاد ”مرگ بر آمریكا” و ”مرگ بر اسرائیل” سرداده و با اتحاد ملی و انسجام اسلامی خود، اقتدار و عظمت ایران را به نمایش درمی‌آورند و در موج خروشان برآمده از اقیانوس عظیم اراده‌های راسخ ملت بزرگ ایران به سوی میعادگاه‌های نماز جمعه حركت و جنایات ددمنشانه رژیم غاصب و اشغالگر قدس شریف را به شدت محكوم نموده و همبستگی‌شان را با ملت مظلوم فلسطین اعلام می‌دارند.

در این اطلاعیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مركزی قدس و انتفاضه مسیرهای هفتگانه راهپیمایی عظیم روز جهانی قدس تهران به شرح زیر اعلام نمود:
مسیر شماره1: مسجد امام حسین(ع)، میدان امام حسین، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره2: مسجد جامعه ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید برادران حسنی(قلعه‌مرغی)، خیابان قزوین، خیابان كارگر، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره3: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان ولی‌عصر(عج)، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره4: مسجد امام زمان(عج)، خیابان آزادی، تقاطع خیابان بهبودی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره5: مسجد نور، میدان جهاد، خیابان دكترفاطمی، خیابان فلسطین، بلوار كشاورز، دانشگاه تهران
مسیر شماره7: مسجدالجواد(ع)، میدان هفتم‌تیر، خیابان كریم‌خان، میدان ولیعصر(عج)، بلوار كشاورز، دانشگاه تهران

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/23ساعت 0:27 توسط mouhammad| |
عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در تهران، روز گذشته به طرز بدی در حالیكه چادر را از سرش كشیدند بازداشت شد.

لیلا سادات جلال زاده مادر عاطفه در گفت و گو با «كلمه»درباره آخرین وضعیت دختر و همسرش اطلاعات تازه ای ارائه كرد.

او درباره فشار شدید بر روی دخترش برای اعتراف به روابط نامشروع سخن گفت و از برگزار شدن دادگاه غیرعلنی همسرش بدون حضور وكیل خبرداد.او خواست تا به داد دخترش و دیگر زندانیان سیاسی برسند:

دخترتان تماس جدیدی با شما نداشت؟
امروز صبح ساعت 11 دوباره تماس گرفت و گفت كه خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند تا اعتراف كند.

چه اعترافی می خواهند بكنند؟
به ارتباط نامشروع با یكسری از افراد سیاسی كه هم اكنون درون زندان هستند.

آیا درباره شكنجه هم صحبتی كرد؟
بله می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یك دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یك اتاق كوچك نگه اش می دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. یك گربه را هم در این اتاق كوچك گذاشته اند.

درباره محل نگهداری اش چیزی نگفت؟
می گفت كه اطراف شهر ری هست كه برای تلفن زدن بیرونش می آورند تا با تلفن عمومی زنگ بزند اما اطلاع دقیق از محل نگهداری اش نداشت.

اطلاع دارید چه نهادی دخترتان را بازداشت كرده است؟
نه اصلا. اما خودش می گفت كه یكی از افرادی كه دستگیرش كرده از افرادی بوده كه پدرش را دستگیر كرده بودند. گویا سپاه پدرش را دستگیر كرده است.

شما امروز برای پیگیری به جایی هم مراجعه كردید؟
ما به همه جا مراجعه كردیم ولی هیچ خبری ازش نداریم. هیچ ارگانی قبول نكرده است. می گفت با ماشین های نیروی انتظامی بردندش اما با توجه به اینكه سپاه پدرش را دستگیر كرده اینها با یكدیگر همخوانی ندارد. نمی دانم تحت فشار این حرف ها را به من می زند یا نه.

دلیل این گونه بازداشت یك دختر 18 ساله را در چی می دانید؟
تنها برای اعتراف دروغین است.آیا اسلام این را به ما گفته كه می شود چادر از سر یك دختر 18 ساله بكشند و بدون چادر بین دو مرد بنشانند و با چشم بسته ببرندش و بدون چادر برای تلفن زدن بیرون بیاورندش؟ دختری كه پدرش حدود 8 سال سابقه جبهه دارد. این دختر از شش سالگی چادر سرش می كرده حال چطور جرات می كنند با او این چنین رفتار كنند؟

برای تحت فشار قرار دادن پدرش این كارها را نمی كنند؟
پدرش امروز دادگاه داشته است. شاید بخواهند با این كارها پدرش را بشكنند یا دخترم وسیله ای شود تا بتوانند به هدفشون برسند و هدفشون هم اعتراف گرفتن از دوستانی است كه داخل زندان هنوز شكسته نشده اند. بچه های كوچك را گرفته اند تا با ترس و ارعاب بزرگ ترها را بشكنند.

گفتید امروز گویا دادگاه همسرتان بود. چطور متوجه این موضوع شدید؟
امروز خواهر همسرم برای ملاقات به زندان اوین رفته بود كه به ایشان گفته بودند كه برای دادگاه آقای امام را بردند و ملاقات به بعد از ظهر موكول می شود. گویا دادگاه غیر علنی بوده است.

وكیلشان مطلع بودند؟
نه. اصلا وكیلشان را به داخل زندان راه ندادند. ما واقعا بی دفاع هستیم و واقعا نمی دانیم چرا صدای ما را نمی شنوند.به داد دخترم و دیگر زندانیان سیاسی برسید.
لازم به ذکر است که:

عاطفه امام فرزند عضو برجسته و زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پس از نزدیک به 28 ساعت بازداشت در وضعیتی نا مطلوب، نزدیک اذان مغرب در بهشت زهرا رها شد. او در حالی که چادرش توسط ربایندگان به او پس داده نشده بود، با مقنعه ای پاره در حالیکه کیف پولش را از او گرفته بودند در بهشت زهرا وادار به پیاده شدن از ماشین می شود. او در حالی که تهدید شده بود که چشم بندش را باز نکند بعد از مدت زمان طولانی‌ای که در یکی از قطعات بهشت زهرا رها شده بود، چشم بندش را برداشته و متوجه می شود که آزاد و به حال خود رها شده است. سپس به دلیل تاریکی نسبی هوا به حرم امام خمینی پناه می برد و با تلفن عمومی با منزل تماس می گیرد و درخواست کمک می کند. پس از رسیدن خانواده، او همان لحظه به نیروهای پلیس مستقر در حرم امام مراجعه و با تنظیم یک صورتجلسه از کسانیکه وی را ربوده بودند شکایت می نماید. این اتفاق یا بهتر بگوییم فاجعه با گذشت بیش از 8 سال از ترور سعید حجاریان خبر از فعالیت دوباره دخمه نشینان می دهد که تحت حمایت کودتاگران نسبت به اعمال فشار به زندانیان و خانواده های شان و فعالان سیاسی اجتماعی وارد عمل شده اند. دلسوزان نظام بهتر است قبل از اینکه این مفاسد تبدیل به غده های چرکین شوند دست این دخمه ها و دخمه بازها را کوتاه کنند تا اینچنین حرمت یک دختر محجبه در کشوری که صدای اسلام و عدالت خواهی اش گوش همه را کر کرده است هتک نشود.

-----------------

بیانیه شماره 12 مهندس موسوی:
بسم الله الرحمن الرحیم
 
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک  در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و  مسئولان ادعا مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام  براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب  به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

مير حسين موسوي
نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 13:53 توسط mouhammad| |
اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعیان دین به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند.

قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.

تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند.

نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عین این تلخكامی‌ها را ناچیز بشمارد؟

ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.

و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:

1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان

2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.

3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای

4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.

5. اعمال اصل 168 قانون اساسی در خصوص تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیئت منصفه

6. تضمین آزادی مطبوعات، تغییر رفتار جانبدارانه صدا و سیما، رفع محدودیتهای اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروههای سیاسی و نگرشهای مختلف از ارائه دیدگاههای خود در رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.

7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی

8. تضمین حق اساسی مردم در تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسی

9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی

متن کامل در :


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1388/06/14ساعت 23:7 توسط mouhammad| |
بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی!

حتما بعد از بازگشت بهتون سر می زنم.

*--×-افشاگری کروبی<به شدت خواندنی>-×--*

هوای تازه می خواستیم!

نوشته شده در شنبه 1388/05/24ساعت 11:24 توسط mouhammad| |

رسالت وبلاگنویسان : روشنگری و دعوت به آرامش و نفی خشونت

قصه ای تازه را رقم زده اند:          "حالمان را ز هم به هم زده اند"     

زیر مشتی دروغ له شده ایم...      روی احساسمان قدم زده اند...


 

نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 1:28 توسط mouhammad| |
کلمه: اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت 21:44 توسط mouhammad| |
قدیما! -قبل حماسه ۲۲ خرداد- وقتی ما خس و خاشاک نبودیم یه کلوب بود و ما هم بودیم بعد ها که ما تبدیل به خس و خاشاک شدیم کلوب رو هم بستن! اون موقع ها ما یه مقدار کاری کاتور و... رو اون جا منتشر می کردیم اما اکنون که نیست خب عقدهامون رو کجا خالی کنیم بهتر از این جا؟

بادیدن این کار لطفآ تحریک نشوید!

 

کهکشانها کو زمینم ؟
زمین کو وطنم ؟
وطن کو خانه ام ؟
خانه کو مادرم ؟
مادر کو کبوترانم ؟
معنای این همه سکوت چیست ؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان ؟
کاش هرگز آنروز از درخت انجیر پایین نیامده بودم
کـــــــــاش
(حسین پناهی)

نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت 18:29 توسط mouhammad| |

 

یه مدتی بود داشتم روی یه مطلبی کار می کردم با عنوان "چرا چنین" و یه مقدارش رو آماده کرده بودم. اون مطلب به دنبال پاسخ گویی به سوالی بود که این روز ها خیلی پرسیده می شود.

چرا این طوری شد؟

این چرا این طوری شد چندین معنی میدهد

1-     وقتی از طرف یک انسان با تفکرات جناح محافظه کار مطرح میشه سه گونس:

a.      چرا مشارکت 85% ؟

b.     چرا پیروزی 65% ؟

c.      چرا بعد انتخابات این طوری شد؟

2-     وقتی از طرف یک انسان با تفکرات جناح اصلاح طلب مطرح میشه:

a.      ما که اکثریت بودیم –در زمان تبلیغات- پس چرا؟

b.     چرا..... و هزاران چرای بی زیرای دیگه...

3-     وقتی از نگاه یک نسبتا مستقل...

تا این که رهبری امروز در نماز جمعه گفتن بی خیال قضیه! فعلا به صلاح نیست قضیه خیلی تابلو بازی بشه، من هم بی خیال شدم. حداقل فعلا تا فضا کمی آروم تر بشه. اما برای من نگرانی ها خیلی زیاده... اصلاح طلب ها چی کار می کنن؟ محافظه کار ها... علما... مردم و... بگذریم این ها هم تل انبار بشه روی هزار چرای بی زیرای دیگه که تو ذهنم هست. چرا هایی که ممکنه یک روز چون انبار پر از باروتی بشه و...!

من به عنوان یک ناظر که تلاش میکنه مغرضانه به مسائل نگاه نکنه این چرا ها برام خیلی گرون تموم میشه چون خود به خود به من جهت میده. در واقع نوع و گونه تفکر من محصول داشته ها یم نیست ، محصول پاسخ ها نیست محصول نداشته هاست و این خیلی بده این یعنی انتخاب از سر نفرت از دیگری نه خوش آمد از این دیگری.

 

بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است!

 

کجا بودیم؟ شناخت شناسی، فلسفه, عقل، منطق و شعر....

نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 19:8 توسط mouhammad| |
مهدی خزعلی در واکنش به اعلام برائت پدرش از او و اعلام این نکته از سوی آیت الهل خزعلی که "من دذیگر با پسرم حرف نمی زنم"، در توضیحاتی در سایت شخصی خود نوشته است:

مبارزه با دروغ ، فریب و ریا مرزهای خانواده ها را نیز در نور دیده است، فریبکاران با شعار دین و دین فروشی علمای ما را می فریبند، مدتهاست آقایان حسین شریعتمداری و حسن شایانفر به پدر
اصرار می کنند که از فرزندش برائت بجوید ، و آقای مصباح یزدی گفته بودند قدری صبر کنید شاید
برگردد! اخیرا حسین شریعتمداری با صدها صفحه از مقالات سایت و کامنت ها به نزد پدر رفته و سعایت می کند و از معظم له می خواهد که اعلام برائت خود را در رسانه ها اعلام کنند.
من ضمن ادای احترام به پیشگاه پدر و عرض دست بوسی که فرمان الهی است موارد ذیل را به استحضار ملت شریف می رسانم:

متأسفانه دفاع معظم له از احمدی نژاد به واسطه دروغ ، فریب و نیرنگ مقدس ماب هایی است که از امام زمان (عج) و زهرای مرضیه (س) خرج می کنند.بخاطر دارم شبی الهام و همسرش مهمان حضرت آیت الله بودند، فردای آنروز معظم له مرا احضار فرمودند و گفتند : "می خواهم با تو اتمام حجت کنم ، فاطمه زهرا (س) به خواب یکی از اولیاء آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمایت کنید" و معظم له فرمودند :

آیا با دستور فاطمه زهرا (س) مخالفت می کنی؟ من پاسخ دادم: "پدر جان ، فاطمه (س) ، برای من زیاد است اگر فضه کنیز زهرا (س) یا قنبر غلام علی (ع) پیامی بیاورد به روی چشم می گذارم و اطاعت می کنم."اینهاشیادند و دروغ می گویند.

من با اطمینان می گویم ، مسیر ما در این 4سال مسیر فاطمه و علی علیهما السلام نبوده و باید به مسیر سبز علوی (ع) باز گردیم.و باز اخیرا فرمودند: " از ناحیه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی (عج) پیامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم! ، باز عرض کردم اینها از آن ناحیه مقدس نیست، اینها زاییده هاله نور است و شیادی است.در خاتمه من شهادت می دهم که پدر بزرگوارم از اولیاء و از زهاد است، او پاک است و عاشق و دلباخته اهل بیت علیهم السلام، او همه را مثل دل خود صاف و پاک و بی ریا می بیند و متاسفانه فریبکاران، آن بزرگ را نیز می فریبند. و دیر نباشد که نقاب از چهره پلید این دروغگویان برداشته شود و معظم له به صف امت اسلامی بپیوندند.امروز معظم له جز کیهان ، رسالت و پرتو نمی خوانند، امواج میلیونی ملت را نمی بینند و نمی خواهند ببینند. ایشان فقط دروغ رسانه های وابسته به دولت را می شنوند و بدیهی است که چنین قضاوت کنند.

راه راست کدام است، آیا امام نفرمودند میزان رأی ملت است؟
راه راست راه اهل بیت عصمت است که هیچکدام به زور شمشیر حکومت نکردند، و تا مردم نخواستند تشکیل حکومت ندادند!...به معظم له دروغ احمدی نژاد را ثابت می کنم. می فرمایند "خوب یک دروغ گفته است اما به اسلام عزت بخشیده است !!"به ایشان فساد مالی اورا عرض می کنم ، می فرمایند " اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد تا نظام اسلامی حفظ شود !!"به معظم له عرض می کنم: اگر یک روز مردم ما را نخواهند باید چه کنند؟ می فرمایند : " همان کاری که ما کردیم ، انقلاب !!" و عرض می کنم " پس فرق ما با شاه چیست؟

.می فرمایند: " اگر پدر راضی نباشد روزه مستحبی حرام است" می گویم" بلی اما جهاد واجب را می شود به امر پدر ترک کرد؟" مسئله رفع ظلم و استبداد است و بر همگان واجب و اذن پدر شرط نیست.در خاتمه از صمیم قلب دعا میکنم که این پیر فرزانه ی عابد به صفوف ملت بپیوندند و از همه کسانی که می توانند حقایق را به گوش معظم له برساند ، عاجزانه تقاضا دارم از هیچ تلاشی مضایقه نفرمایند. والسلام علی من اتبع الهدی
نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 15:18 توسط mouhammad| |
برای یک اعتراض ساده دانش جویی ضرب و شتم درسته؟

آشوب گر منم یا تو؟

عکس هایی از فجایع اخیر در تهران از نگاه یک مستقل. حتما ببینید!

حاج آقا مشکل شرعی نداشته باشه!

آقا پلیسه دختره رو ول کن! احیانا مشکل شرعی نداشته باشه! اما فک کنم شما هم مثل دکتر ها محرم همه اید!

.......................................

ما که این همه برای عشق

آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

- که بی دریغ -

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم؟

خس و خاشاک

 

 

این جا و این جا و این جا هم تصاویر یک مقدار قلیلی خس و خاشاک وجود دارد نگاه کنید. فقط نکات ایمنی رو رعایت کنید تا خس و خاشاک تو چشمتون نره. 

محمود خان: معترضین خس و خاشاک اند.

و من می گویم خس و خاشاک خونشون حلال:

پس!

 

 

***

***

و شهاب دوست و برادر عزیز می فرمایند:

سلام بر برادر عزيزم
خدايا به دادمان برس!
اين جاهلان دين نشناس عزم خود را جزم کرده اند تا به کلي ريشه ي انقلاب و اسلام را از ايران برکنند. اين ها مصداق خوارج در زمان ما هستند که براي رضاي خدا مي خواهند علي را شهيد کنند!! اين ها همان کساني اند که با تفکر مخالفند. اين ها وارثان کساني اند که حکم به کفر امام خميني(ره) داده بودند.
اينان کساني اند که اصول دين را فداي فروع دين ساخته اند و اينگونه دين حق را در جامعه به انزوا کشانده اند، همان کساني که دل امام خميني را خون کردند و فتواي به تقليدي بودن اصول دين دادند!!
اينانند وارثان توهم هاي تفکر نماي مکتب تفکيک و انجمن حجتيه و ديگر گروه هاي جاهل و منحرف ديگر!
اينانند همان کساني که به خاطر جهل به دين حق و عدم تعقل، در هر زمان از آن ها سخناني عجيب صادر مي شود و قلب علماي اسلام را به درد مي آورد، سخناني که ناديده گرفتن اختيار و عقل انسان ريشه ي همه ي آن هاست! سخناني که بل نام دين زده مي شود ولي مخالف فطرت انسان است و لاجرم به انزواي اسلام در جامعه مبدل مي شود.
همه مي گويند آشوب شده! ولي حقيقت اين است که اين نتيجه ي اعمال جاهلان متنسک است که امروز بروز کرده است و بيش تر و بيش تر هم خواهد شد مگر اين که مديران فرهنگي جامعه متوجه بحران شوند و به جاي در دست گرفتن باتوم! قلم در دست گيرند و در فضاي فکري آزاد اسلام ناب و مباني حق انقلاب را تبيين کنند. امروز وقت آن رسيده که دست از جمود و تحجر بردارند و به حديث شريف "مداد العلما افضل من دماء الشهدا" برگردند. و اينگونه خود و جامعه را از بحران نجات دهند.
اللهم الجعل عواقب امورنا خيرا

نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت 16:49 توسط mouhammad| |

این نگاه آماری مشروعیت را در آرای بالای 50% واجدین شرایط می داند.(اعداد گرد شده اند)

رئیسِ اول، بنی صدر! 20 میلیون واجد، 11 میلیون بنی صدر، یعنی 52% واجدین شرایط. مشروع

رئیسِ شهید، رجایی! 23 میلیون واجد، 12 میلیون رجایی، یعنی 54%  واجدین شرایط. مشروع

رئیسِ روحانی، خامنه ای! 23 میلیون واجد، 16 میلیون خامنه ای، یعنی 68% واجدیدن. مشروع

رئیسِ رهبر، خامنه ای! 25 میلیون واجد، 12 میلیون خامنه ای، یعنی 49% واجدین. نامقبول

رئیسِ میانه، هاشمی! 30 میلیون واجد،  16 میلیون هاشمی، یعنی 52% واجدین. مشروع

رئیسِ راست، هاشمی! 33 میلیون واجد، 11 میلیون هاشمی، یعنی 32% واجدین. نامقبول

رئیسِ خرداد، خاتمی! 36 میلیون واجد، 20 میلیون خاتمی، یعنی 55% واجدین، مشروع

رئیسِ محبوب، خاتمی! 43 میلیون واجد، 22 میلیون خاتمی، یعنی 51% واجدین، مشروع

دومِ اول ، احمدی نژاد! 47 میلیون واجد، 6 میلیون، یعنی 13% واجدین، مرحله دوم...

رئیس دولت، احمدی نژاد! 47 میلیون واجد، 17 میلیون، یعنی 37% واجدین، نامقبول

به نظر شما احمدی نژاد باز رئیس خواهد ماند؟

نگاه ی به پرا کندگی آرا در دور اول انتخابات نهم:

دور اول: مشارکت 63% -30 میلیون از 47 میلیون-

هاشمی: 6 میلیون و 100

احمدی نژاد: 5 میلیون و 700 --> 6 میلیون

مهدی کروبی: 5 میلیون

قالی باف: 4 میلیون

معین: 4 میلیون

مهر علی زاده: 1 میلیون

لاریجانی: 1 میلیون

تحلیل:

آرای میر حسین موسوی: هاشمی + معین + مهر علی زاده = 11 میلیون

آرای محمود احمدی نژاد: احمدی نژاد + قال باف + لاریجانی = 11 میلیون

آرای کروبی: 5 میلیون

آرای محسن رضایی: تقریبا به نسبت مساوی از آرای هر کدام می تواند کم می کند.

پس احتمال دور دوم بالاست.

اما توجه به نکات زیر برای روشن تر شدن فضا می تواند کمک بیشتری کند.

رقبای رئیس دولت ها در دور دوم چهار ساله شان قابل توجه است.

رقبای آیت الله خامنه ای: - در دومین ریاست جمهوری-

1-      حبیب الله عسگر اولادی: سوابق وزیر بازرگانی –البته ناموفق که با توجه به انتقادات امام از وی عزل شد- آرا: 478 هزار

2-      سید محمود کاشانی: سوابق حقوق دان – آرا: 1 میلیون و 400 هزار

رقبای آیت الله هاشمی: - در دومین ریاست جمهوری-

1-      عبد الله جاسبی: سوابق رئیس دانش گاه آزاد –البته آن زمان دانش گاه آزاد اصلا مثل الان معروف و گسترده و قوی نبود- آرا: 1 میلیون و 500 هزار

2-      احمد توکلی: سوابق دبیر اقتصادی روزنامه رسالت و اقتصاد دان- آرا:  4 میلیون

3-      رجب علی طاهری: سوابق نمایندگی مجلس – آرا: 384 هزار

رقبای سید محمد خاتمی: - در دومین ریاست جمهوری-

1-      علی شمع خانی: سوابق وزیر دفاع –نسبتا موفق- آرا: 737 هزار

2-      احمد توکلی: سوابق اقتصاد دان- آرا: 4 میلیون و 300 هزار

3-      عبد الله جاسبی: سوابق رئیس دانش گاه آزاد –نسبتا موفق - آرا: 258 هزار

4-      فلا حیان: سوابق وزیر اطلاعات

5-      محمود کاشانی: سوابق نماینده مجلس

6-      و 4 نفر دیگه

رقبای محمود احمدی نژاد:

1-      میر حسین موسوی: سوابق 8 سال رئیس دولت در حالت جنگی –موفق و مورد رضایت نسبی مردم و امام-، رئیس فرهنگستان هنر، نماینده مجلس، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مورد اعتماد امام

2-      مهدی کروبی: 8 سال رئیس مجلس، 16 سال نماینده مجلس، موسس و ریاست برخی از نهادهای انقلابی، مورد اعتماد امام

3-      محسن رضایی: 16 سال فرماندهی سپاه در شرایط جنگی –نسبتا موفق- دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مورد اعتماد امام

چنان چه ملاحظه می کنید رقبای رئیس دولت ها خیلی قوی و معروف نبودند اما در این دوره رقبای این رئیس مدیران قوی و نسبتا موفقی هستند.

نگاهی به مواضع نهاد ها و شخصیت های تاثیر گزار

آیت الله خامنه ای:

از دولت حمایت کرده –البته بنا به گفته خودشان و توجه به شیوه ایشان، همیشه از دولت های روی کار حمایت کرده و می کنند- اما آن را مربوط به انتخابات نمی داند و نیز پس از مناظره 13 خرداد رئیس دولت با میر حسین موسوی ایشان انتقاداتی را نسبت به مواضع دولت و حامیانش در یک سخن رانی عمومی در 14 خرداد متوجه کرد و بر بی طرفی خود در انتخابات تاکید نمود.

حوزه های علمیه و روحانیون:

روحانیون دارای مناسب حکومتی غالبا منتقد دولت هستند. مخصوصا با مناظره های جنجالی رئیس دولت حامیان حمایت های خود را کاهش و منتقدان انتقادات را افزایش داده اند.

روحانیون درون حوزه:

1-      مراجع: رابطه دولت و مرجعیت در مجموع خوب نبوده و مراجع نیز در دروس خود انتقاداتی را متوجه دولت نموده اند و حتی این انتقادات را در محافل خصوصی شدت بیشتری داده اند. اکنون نیز خبر هرگونه حمایت از رئیس این دولت را بلافاصله تکذیب میکنند و رئیس دولت و حامیانش را توصیه به اخلاق و رعایت ادب می نمایند. حتی در مواردی که خبر انتقاد مراجع از دیگر کاندید ها پخش می شود آن انتقادات را تکذیب می کنند. از جمله یکی از موارد جنجال بر انگیز فیلم ادعای رئیس دولت در مورد مشاهده ی هاله نور در اطراف خود نزد یکی از علمای بسیار برجسته بود که توسط رئیس دولت تکذیب شد اما دقتر آن عالم برجسته فیلم را تایید کرد.

2-      بدنه حوزه: اگر چه در بدنه حوزه رئیس دولت حامیان بیشتری دارد اما شاگردان ارشد مراجع منتقد در حمایت از ایشان بسیار متزلزل اند و طلبه های سطح پایین تر نیز تردید های در حمایت های خود دارند.

3-      تنها حامی اصلی این دولت حجت الاسلام مصباح یزدی -رئیس موسسه ای در قم- است. ایشان و حلقه محدود اما متنفذ اطرافیانشان بیشترین حمایت ها را از رئیس دولت می کنند. اما به دلیل ابهام های فراوان در مورد پرونده ی سوابق انقلابی ایشان و برخی مخالفت ها با آیت الله خمینی و در دوران مبارزه با نظام شاهاشاهی و نیز نظرات بعضا رادیکال ایشان در عموم مردم نفوذ چندانی ندارند.

سپاه بسیج و نهاد های نظامی و انتظامی:

1-      سپاه به علت حضور محسن رضایی –کسی که 16 سال فرمانده این نهاد بود- و نیز میر حسین موسوی نخست وزیر دوران رهبری آیت الله خمینی که در ذهن بسیاری از انقلابیون و مردم دوران شیرینی است تردید های فراوانی دارند. البته حامیان رئیس دولت در سپاه با تمام قوا برای ایشان تلاش می کنند.

2-      بسیج: این نهاد به علت حضور جوانان بسیار آرمان گراست اما به علت عمل کرد رئیس این دولت و نیز حضور میر حسین موسوی که دائما مورد تایید آیت الله خمینی بوده و نیز محسن رضایی با تردید هایی مواجه است.

3-      ارتش کاملا مستقل است و عموما در مسائل سیاسی دخالت نمی کند. اما با توجه به عمل کرد نا موفق رئیس این دولت عموم ارتشی ها میلی به ادامه رئیس این دولت ندارند.

4-      نیروی انتظامی و پلیس: بدنه این نهاد تقریبا مستقل است اما در سطح سران مایل به رئیس دولت کنونی است.

5-      دانش گاهیان و روشن فکران: دانش گاه همیشه پایگاه اصلاح طلبان بوده است و با توجه به تحریم نکردن اتنخابات توسط گروه های دانش جویی و تاکید آن ها بر شرکت در انتخابات  آرای بسیاری از این ها به رئیس این دولت تعلق نخواهد گرفت. اساتید نیز کاملا از این دولت ناراضی اند، و روشن فکران به دنبال تغییر وضع موجود.

6-      هنر مندان، رزنامه نگاران، ناشران، نویسندگان و ... و شهرت داران-فعالان حوزه فرهنگ و ورزش-: اکثر اینان به سه علت میلی به ماندن این رئیس دولت ندارند:

a.       هنر مند بودن میر حسین موسوی

b.       بسته تر شدن فضای

c.       مدیریت کاملا سیاسی در حوزه های تخصصی و بدتر شدن کیفیت هنر و ورزش

7-      قشر مذهبی: اینان نیز با حضور میر حسین موسوی –معروف به نخست وزیر امام- مهدی کروبی -روحانی- و انتقادات مراجع و برخی رفتار های خلاف اخلاق رئیس دولت دچار تردید شده اند.

8-      زنان نیز به علت کاهش آزادی ها و افزایش تبعیض های جنسیتی و نگاه غیر علمی و مردسالارانه ی برخی مسئولان دولتی و وعده های کاندیدا های رقیب میل چندانی به این رئیس ندارند.

9-      جوانان: اینان نیز به علت ایجاد فضای بگیر و ببند و حمایت سید محمد خاتمی از میرحسین موسوی میلی  به این رئیس ندارند.

قابل توجه است که این که گفته ایم قشری تمایلی به این رئیس ندارد منظور لزوما اکثریت نیست بلکه بخش قابل توجهی است.

با توجه به این مسائل امکان رای آوردن این رئیس دولت در دور اول تقریبا ممکن نخواهد بود.

اما باید توجه داشت که اگر محمود احمدی نژاد نتواند در این دوره رای لازم برای پیروزی را کسب کند اولین رئیس جمهوری خواهد بود که نتوانسته برای دو دوره رئیس جمهور باقی بماند. با این حال حتی پیروزی در مرحله دوم نیز برای وی شکست خواهد بود، زیرا با در اختیار داشتن کامل قوه مجریه و هم راهی نسبتا کامل قوه مقننه و نفوذ فراوان در قوه قضائیه و دیگر نهاد های و مخصوصا نهاهای انتصابی بلاخص صدا و سیما که در عمل ارگان تبلیغی تام و تمامی برای وی بوده و نیز در اختیار داشتن اکثر روزنامه های ارزان قیمت دولتی در این چهار سال دوره زمام داری نتوانسته رضایت نسبی مردمی را که بر آن ها ریاست کرده به دست بیاورد.

این شکست بیش از آن که پیروزی اصلاح طلبان باشد بیشتر شکستی برای گروه های بنیاد گرا و عقل ستیز خواهد بود. بنیاد گرایانی که بر عدم شفافیت، تغییر آمار و شاخص ها، ماجراجویی و تظاهر تاکید می نمودند. در واقع این شکستی است برای آنچه که بدان در فرهنگ اسلامی نفاق آن هم به بد ترین نحواش یعنی نفاق درونی می گویند.
نوشته شده در سه شنبه 1388/03/19ساعت 16:9 توسط mouhammad| |

و نیز

بخش خبری بیست و سی سیما پس از بداخلاقی انجام شده در شب گذشته و جعل خبر درباره مراجع تقلید، امروز مجبور به عذرخواهی از خبر دیشب خود شد.

هرچند این بخش تلاش کرد بسیار مجمل و کوتاه به رفع تکلیف بپردازد و از خواندن متن کامل تکذیبیه مراجع سر باز زد، اما در حالی که بسیاری سیاسیون معتقدند این بخش به آنها اخبار دروغی نسبت داده و معمولا از اصلاح این اخبار هم خودداری کرده، اقدام امشب این بخش در همین حد هم خلاف عادت به شمار می رود.
 
قلم نیوز در این زمینه نوشت: برنامه 20:30 یکشنبه شب بعد از آن که اخبار متعدد و گوناگونی از جمله اظهارات وزیر امور خارجه راجع به زنان زائر، ساخت قایق‌های تندرو ، شروط نیمکت‌نشینی سرمربی‌ها، فروریختن نماد اقتصادی آمریکا، پرواز مرگ در اقیانوس اطلس ، شکست چینی تیم ملی ایران و مشکلات تولیدکنندگان لوازم خانگی ایتالیا را پخش کرد، سرانجام طی چند ثانیه کوتاه از زبان مجری برنامه این‌گونه مطرح کرد؛ در پی پخش خبری در روز گذشته درباره یکی از کاندیداها، برخی از مسئولان دفاتر مراجع تقلید به صورت مکتوب یا شفاهی خبر ما را ناقص خواندند که در این زمینه معذرت‌خواهی می‌کنیم.

این خبر چند ثانیه‌ای آن قدر سانسور شده و مبهم بود که هیچ مخاطبی متوجه نمی‌شد هدف از این خبر و عذرخواهی صداوسیما، متن خواسته مراجع محترم تقلید، دلیل این تکذیبیه و اصلا هویت کاندیدای مورد نظر یا آن فیلم چه بوده است؟! چرا که اصلا مجری این خبر نه اسمی از موسوی و فیلمش آورد و نه نامه هیچ کدام از مراجع را خواند.
به نظر می‌رسد صداوسیما و مدیران شبکه دوم همچنان حق جواب را که یک عرف و قانون اخلاقی و حقوقی در حوزه ارتباطات و رسانه است، حتی برای مراجع عظام تقلید نیز به رسمیت نمی‌شناسند.

البته در کنار خبر ناقص شبکه دوم، واحد مرکزی خبر بر خلاف برنامه 20:30 روی سایت اینترنتی‌اش نوشت: " خبر عدم حمایت مراجع بزرگوار تقلید از کاندیدای خاص، به منزله مخالفت آنان به پخش تصاویر ملاقات‌های صورت گرفته با نامزدها نمی‌باشد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، 3 تن از مسئولان محترم دفاتر حضرات آیات: صافی گلپایگانی، جوادی آملی و موسوی اردبیلی در ارتباط کتبی و شفاهی با رسانه ملی خواستار رفع این شبهه شدند. بخش خبری 20:30 از ارتباط ناخواسته ایجاد شده قبلی و صحیح مراجع بزرگوار تقلید با فیلم مستند پخش شده یکی از نامزدهای محترم، از ایشان و بینندگان خود عذرخواهی کرد."

* بخش پایانی 20:30 دوشنبه شب پخش گزارشی تحریف آمیز از وقایع سیاسی سال‌های 76 تا 80 بود .
در این گزارش که با عنوان "جمهور" پخش شد تصاویر و سکانس‌هایی سطحی و ناقص از ماجراهای قتل‌های زنجیره‌ای ، کوی دانشگاه ، تجمعات دانشجویی و تلاش برای تغییر قانون اساسی پخش شد تا به مردم ایران این چنین القا شود که خاتمی و اصلاح طلبان برای کشور چیزی غیر از ناامنی و بحران به همراه ندارند . اما این برنامه هیچ اشاره‌ای به دلایل بروز این بحران‌ها و ابعاد آن نکرد.
در گزارش "جمهور"، گوینده متن عنوان کرد: مردم پس از پایان دوره اول ریاست جمهوری خاتمی در سال 80, همچنان که در طول 16 سال گذشته نیز هر رئیس‌جمهور دو دوره بر سر کار بود، ترجیح دادند مدت حضور دولت وقت را یک بار دیگر تمدید کنند!



گفتنی است در پی اخبار جعلی پخش شده در ایرنا (خبرگزاری دولت) و 20:30 صداوسیما، آیات عظام صافی، موسوی اردبیلی و جوادی آملی با صدور بیانیه‌هایی به سیما و ایرنا تذکر دادند.

متن اطلاعیه دفتر آیت‌الله صافی گلپایگانی در این زمینه به این شرح است:

«اقدام غیر اخلاقی خبرگزاری دولت و بخش خبری 20:30 در دروغ‌پردازی و جعل اخبار مرجعیت شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف ایران

روز یکشنبه 10/3/88خبرگزاری دولت، ایرنا همگام با بخش خبری 20:30 در اقدامی اسف بار و تامل برانگیز اقدام به خبرسازی پیرامون مرجعیت شیعه و مسئله انتخابات نمود.

علیهذا به اطلاع عموم می‌رساند دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی طی دو روز گذشته هیچ گونه بیانیه ای صادر ننموده و با هیچ خبرگزاری‌ای از سوی این دفتر،‌مصاحبه‌ای صورت نپذیرفته است و کلیه مواضع رسمی این مرجع تقلید شیعه از طریق سایت رسمی معظم له قابل دسترسی می‌باشد.

دفتر حضرت آیت الله،‌ضمن ابراز تاسف عمیق از این گونه اقدامات ضد اخلاقی در رسانه‌های تاثیر گذار کشور، اعلام می‌دارد این قبیل بی‌سامانی‌ها و اقدامات سوء که نمونه ای از آن متاسفانه امروز از سوی رسانه ملی و خبرگزاری دولت، صورت پذیرفت باعث ایجاد فضای بی‌اعتمادی و سوء ظن در میان مردم می‌گردد و اقدامات معدود جاهلانی که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود حتی از خبرسازی و دروغپردازی پیرامون مرجعیت، ابایی ندارند موجب ایجاد التهاب در جامعه است.

10/3/88

دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی مدظله الشریف»



دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی هم در نامه‌ای به رییس سازمان صدا و سیما، خبر 20:30 مبنی بر اعتراض ایشان به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب کرد.

متن نامه دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی به عزت‌الله ضرغامی به این شرح است:

« جناب آقای مهندس ضرغامی (دامت توفیقاته)

ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

متاسفانه در بخش اخبار 20:30 یک‌شنبه شب مورخ یازدهم خرداد 1388 که از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، مطالبی به این دفتر استناد داده شده که فاقد صحت است. خواهشمند است نسبت به تکذیب آن در همان بخش خبری اقدام نمایید.

لازم به ذکر است که مطالبی که به آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی یا دفتر معظم‌له نسبت داده می‌شود، چنانچه توسط خود معظم‌له در رسانه‌ها ایراد نشده باشد و یا دفتر ایشان به طریق مکتوب و رسمی آن را اعلام نکرده باشد، فاقد اعتبار است.

دفتر حضرت آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی)»

دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی هم با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که آنچه اخیراً درخصوص واکنش این دفتر نسبت به فیلم پخش شده در خبرگزاری ها آمده، صحیح نیست.

در این اطلاعیه آمده است:

«به استحضار عموم ملت شریف ایران می رساند: همانگونه که قبلا اعلام شده، موضع رسمی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله) شرکت همگان در عرصه انتخابات و دادن رأی صحیح به نامزدهای محترم مورد نظر است و معظم له نسبت به افراد اثباتاً یا نفیاً نظری اعلام نفرموده‌اند.

بدیهی است دیدار و ملاقات نامزدهای محترم با ایشان، تنها در جهت ارائه نظرات و رهنمودهای معظم له بوده است.

از این رو آنچه اخیراً درخصوص واکنش این دفتر نسبت به فیلم پخش شده در خبرگزاری ها آمده، صحیح نیست و این دفتر مراکز مزبور و همگان را نسبت به مواضع معظم له ، به سایت رسمی دفتر ایشان www.esra.ir دعوت می نماید.

دفتر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی(حفظه الله)»
نوشته شده در دوشنبه 1388/03/11ساعت 13:7 توسط mouhammad| |
این روزها مسئله استعفای میرحسین موسوی در سال 67 به یک حربه تبلیغات انتخاباتی از سوی مخالفان وی تبدیل شده است. ظاهرا این واقعه تاریخی به عنوان نقطه ضعف بزرگ میرحسین موسوی تلقی شده و مخالفان ایشان گمان می‌کنند که با مطرح کردن یکسویه و بزرگنمایی باورنکردنی این ماجرا، می‌توانند به هدف خود برسند و میرحسین موسوی را هم یک فرد ضعیف و هم مخالف امام جلوه دهند. برای این که گوشه‌ای از این ماجرای تاریخی بازخوانی شود و از جمله معلوم شود که از این نمد، کلاهی برای مخالفان موسوی فراهم نمی‌شود، بر آن شدیم تا بخشی از اسناد رسمی این ماجرا را بازخوانی و برداشت خودمان را از این ماجرا، بیان کنیم.

اما پیش از این که دلایل احتمالی استعفای میرحسین موسوی و پیامدهای آن را بررسی کنیم، برای دوستان بویژه دوستان جوانتر که در آن سالها در جریان حوادث سیاسی کشور نبودند یا سن و سالشان اقتضای این را ندارد که از مسائل آن روزها مطلع باشند، ذکر نکاتی را ضروری می‌دانیم:

1- در آن سالها، مقام معظم رهبری، رئیس جمهور بودند و یکی از مدیران متعارف کشور به حساب می‌آمدند و به همین دلیل، احتمال بروز اختلاف مدیریتی میان نخست وزیر با ایشان به عنوان رئیس جمهوری، امری عادی بوده است. در آن سالها، حضرت امام، رهبری انقلاب را برعهده داشتند و امر و نهی ایشان برای همه مسئولان حجیت داشت و در سطحی پایین‌تر، وجود اختلافات میان نیروهای انقلاب از جمله رئیس جمهوری و نخست وزیر، دور از انتظار نبود.

2- در قانون اساسی سال 1358 به گونه‌ای قدرت در قوه مجریه توزیع شده بود که خودبخود منجر به بروز اختلاف می‌شد. این امر ناشی از این واقعیت بود که رئیس جمهوری با رای مستقیم مردم برگزیده می‌شد و مسئول اجرای قانون اساسی بود اما قدرت، در نخست وزیری متمرکز شده بود که اداره هیئت دولت را برعهده داشت و از مجلس رای اعتماد می‌گرفت و می‌توانست با تعامل با مجلس کارش را سامان دهد و قدرتمندتر از رئیس جمهوری در قوه مجریه بود. بروز اختلاف سلیقه‌ای و مدیریتی در چنین ساختاری، بسیار طبیعی بود و ربطی به مسائل شخصی و شخصیتی نداشت. یعنی با این که دو انسان سلیم‌النفس و معتقد و دیندار در راس قوه مجریه آن روزها قرار داشتند، باز هم در برخی از حوزه‌های اختیارات و مسئولیتها و تشخیص مصادیق و افراد، باهم اختلاف پیدا می‌کردند که کردند.

3- در سال 67 مجلس جدید شروع به کار کرده بود. این مجلس در شرایط سیاسی خاصی شکل گرفته بود. در پایان سال 1366 و در آستانه برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجمع روحانیون مبارز با دبیرکلی آقای کروبی و با حمایت ضمنی حضرت امام تشکیل شده بود. در این انتخابات، حضرت امام با دادن یک پیام انتخاباتی تاکید کرده بود که به نامزدهای طرفدار اسلام ناب محمدی(ص) رای دهید نه نامزدهای طرفدار اسلام آمریکایی و همین بیان، چنین تفسیر و تبلیغ شده بود که امام طرفدار لیست مجمع روحانیون مبارز است. نتیجه این انتخابات به صورت کامل به نفع جریان موسوم به چپ تمام شد و مجلس سوم با محوریت و اکثریت نیروهای حامی میرحسین موسوی شکل گرفت.

4- در تیرماه 1367 ایران قطعنامه 598 را پذیرفت و پس از کش و قوسهایی در جبهه، آتش بس اعلام شد و رسما مذاکرات صلح آغاز گردید. در زمان استعفای میرحسین موسوی، جنگ به پایان رسیده بود و خطر سقوط کشور از بعد نظامی، منتفی شده بود. حتی فعالیت شورای مشورتی برای بازسازی کشور آغاز شده بود و به صورت طبیعی، جابجایی دولت و تغییر دولت موسوی، مانند گذشته نمی‌توانست به زیان کشور باشد.

5- در آن زمان شورای نگهبان قانون اساسی معتقد بود که با تغییر مجلس، کابینه باید مجددا از مجلس جدید رای اعتماد بگیرد. در این زمینه الان شورای نگهبان تفسیر دیگری دارد و این تفسیر دوم،‌ درست‌تر به نظر می‌رسد اما در سال 1367 با تفسیر شورای نگهبان، باید کابینه جدید میرحسین موسوی به مجلس معرفی می‌شد تا مجلس جدید به همان کابینه یا کابینه جدید، رای اعتماد دهد. بحث استعفای میرحسین موسوی، به چنین وضعیتی مربوط است.

متن استعفانامه میرحسین موسوی

درباره دلایل احتمالی استعفای میرحسین موسوی می‌توان به همین نامه‌های رسمی منتشره تکیه کرد. اما قبل از آن مناسب است متن کامل استعفانامه میرحسین موسوی مورد توجه قرار گیرد. متن کامل استعفانامه منتشره میرحسین موسوی به این شرح است:


برادر گرامی حجت‌الاسلام سید علی خامنه‌ای ریاست محترم جمهوری

با سلام و درود فراوان به اطلاع می‌رساند:

1- برادر گرامی و متعهد مسعود روغنی زنجانی در روز 13/6/67 از مسئولیت وزارت برنامه و بودجه استعفا دادند و این استعفا در شرایطی است که تصمیم گیری برای انتخاب وزرای نیرو، جهاد سازندگی و بازرگانی هنوز مبهم است.

با توجه به جهت‌گیری روشن مجلس در امور مختلف و اطلاعاتی که از داخل مجلس محترم در دست است، احتمالاً بین 5 تا 8 وزیر از افراد معرفی شده رأی لازم را برای ادامه مسئولیت به دست نخواهند آورد و معنای این شرایط آن است که دولت در وضعیت کنونی کشور در تعدادی از وزارتخانه‌های حساس برای مدت نامعلومی وزیر نداشته باشد.

2- با توجه به جمیع جهات ذکر شده و نیز مشکلات انتخاب وزرا، با عنایت به عدم تفاهم فی مابین که در انتخاب هر فردی بروز می‌نماید (که حتی در مواردی انتخاب یک وزیر به بیش از یک‌سال انجامیده است) و از آنجا که اینجانب اصالت را در اختلافاتی که بین 3 مرجع ریاست جمهوری، نخست‌وزیر و مجلس پیش می‌آید، براساس روح قانون اساسی و نیز صلاح کشور متمایل به مجلس منبعث از آرای ملت می‌دانم و معتقدم که در چنین مواقعی مصالح مملکت ایجاب می‌نماید رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر بدان تمکین نمایند، بدینوسیله براساس اصل 135 قانون اساسی استعفای خود را تقدیم می‌نمایم.

3- توضیحات اجمالی در این خصوص به پیوست تقدیم می‌گردد.

امید است این استعفا شرایط لازم را برای دولتی که نخست‌وزیر آن بتواند با استفاده از رهنمودهای مقام معظم ولایت فقیه و نیز با استفاده از تمام اختیارات آمده در اصل 124 قانون اساسی (از جمله بخش‌های تردیدناپذیر آن نظارت بر کار وزیران، هماهنگ ساختن تصمیمات دولت در همه‌ زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاست داخلی و خارجی و نیز تعیین برنامه و خط مشی دولت است) با اقتدار عمل نماید، فراهم سازد.

4- با توجه به اصل 135 قانون اساسی تا تعیین دولت جدید اینجانب به وظایف قانونی خود به صورت کامل ادامه خواهم داد و اعضای دولت خدمتگزار با نشاط و قدرت وظایف خود را با توانمندی لازم انجام خواهند داد.

5- طبیعی است تا انتخاب دولت جدید، برادر دکتر ولایتی به‌عنوان وزیر امور خارجه کشورمان با پشتیبانی نظام، بیانگر نظرات رسمی جمهوری اسلامی در مذاکرات صلح ژنو باشند و بتوانند با رهنمودهایی که به طور مستمر از رؤسای محترم 3 قوه کسب می‌نمایند، به وظایف خود ادامه دهند.

ضمناً فرصت را مغتنم شمرده اعلام می‌دارد:

الف- اگر دولت خدمتگزار در طول سالیان دشوار و سراسر جنگ و جهاد گذشته توانسته باشد با توفیقات الهی خدماتی مورد رضایت مردم مؤمن و آزاده کشورمان انجام دهد، به یقین جز در سایه حمایت‌های همه‌جانبه رهبر کریم و عظیم‌الشأن انقلاب و مردم ایثارگر و شهیدپرورمان نبوده است.

معجزه دفاع مقدس به ایستادگی و مقاومت 8 سال گذشته از آن امام و امت بزرگوار است و اگر دولت توانسته باشد، در این سالیان تنها لیاقت عنوان خدمتگزار محرومان را برای خود حفظ کند، بزرگترین افتخار را کسب کرده است و با این وصف، اینجانب خود را در مقابل امام امت و امت بزرگوار امام خجل می‌یابم.

ب- بنده به‌عنوان یک خدمتگزار کوچک در هر شرایطی و در حد توان زیر فرمان نخست‌وزیر محترم جدید و دولت او خواهم بود وانشاءالله از خدمات ناچیزی که ممکن است از دست اینجانب برآید، غفلت نخواهم کرد.

قدرت‌های مستکبرجهانی و ایادی آنها باید بدانند که در کشور اسلامی- انقلابی ما اختلاف سلیقه و نظر در سیاست‌های داخلی و خارجی نمی‌تواند سبب فراموشی ضرورت وحدت صفوف در مقابل توطئه‌های آنان بویژه توطئه شیطان بزرگ امریکا باشد و ملت رشید به یقین می‌دانند که در یک جامعه آزاد و سربلند که آثار دیکتاتوری و وابستگی از آن رخت بربسته، آمد و رفت دولت‌ها یک امر طبیعی و انشاءالله توأم با خیر و برکات برای مردم است.

میرحسین موسوی

14/6/67

از محتوای این نامه، دلایل استعفای میرحسین موسوی به عیان قابل برداشت است ولی بر این باورم که ذکر برخی توضیحات دیگر برای درک درست‌تر این تصمیم میرحسین موسوی، ضروری به نظر می‌رسد.

نکته اول این که مجلس سوم با گرایش سیاسی خاصی شکل گرفته بود و از دولت انتظار داشت که وزرایی را به مجلس معرفی کند که با مجلس همسو و همفکر باشد. از سویی، نخست وزیر باید وزرای پیشنهادی را به تایید رئیس جمهوری می‌رساند و بعد به مجلس معرفی می‌کرد. از آنجا که در انتخاب و معرفی وزرا، میان رئیس جمهوری و نخست وزیر،‌ اختلاف وجود داشت، ظاهرا با نظر حضرت امام، کار تصمیم‌گیری به یک شورای 5 نفره شامل سران سه قوه و نخست وزیر و مرحوم سیداحمد آقا محول شده بود. این شورا به افرادی رای داده بود که کمتر مورد تایید میرحسین موسوی بودند و مجلس هم آنها را نمی‌پسندید و به همین دلیل، احتمال رای آوردن آنها در مجلس کم بود. همچنین در باره چند وزیر دیگر هم هنوز توافقی صورت نگرفته بود و یکی از وزرا هم استعفا داده بود. در چنین شرایطی، میرحسین موسوی بین مجلس و رئیس جمهوری قرار گرفته بود ضمن این که خودش با مجلس همسو بود و از نظر ساختاری نیز به اولویت مجلس شورای اسلامی در این گونه مباحث معتقد بود. موسوی در این باره در استعفانامه خود آورده است: «... از آنجا که اینجانب اصالت را در اختلافاتی که بین 3 مرجع ریاست جمهوری، نخست‌وزیر و مجلس پیش می‌آید، براساس روح قانون اساسی و نیز صلاح کشور متمایل به مجلس منبعث از آرای ملت می‌دانم و معتقدم که در چنین مواقعی مصالح مملکت ایجاب می‌نماید رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر بدان تمکین نمایند، بدینوسیله براساس اصل 135 قانون اساسی استعفای خود را تقدیم می‌نمایم ...».

در واقع اختلاف سلیقه مدیریتی میان رئیس جمهوری و نخست وزیر در آن شرایط از نظر میرحسین موسوی، باید با مبنا قرار گرفتن مجلس و سلیقه نمایندگان حل و فصل می‌شد ولی به گمان او، در آن شرایط ایجاد این هماهنگی ممکن نبود و به همین دلیل،‌ وی ترجیح داد که استعفا دهد و زمینه معرفی فرد دیگری را برای نخست وزیری هموار سازد و خود آماده همکاری با نخست‌وزیر جدید شد.

نکته دوم این بود که در آن شرایط در شورای مشورتی سیاستگذاری نیز نظر میرحسین موسوی مورد توجه قرار نگرفته بود. در این شورا، جهتگیری‌های کلان بازسازی کشور باید تعیین می‌شد و میرحسین موسوی بر این اعتقاد بود که با توجه به عادت مردم به قناعت و کم مصرف کردن و نیز با توجه به کمبود منابع اقتصادی کشور، ضروری است ما همچنان سیاستهای دوران دفاع مقدس را در اداره کشور به شکلی تعدیل شده ادامه دهیم و امکانات محدود کشور را خرج بازسازی کنیم و با ایجاد رفاه و دامن زدن به مصرف در مردم، این امکانات را هدر ندهیم. این نظر در شورای سران سه قوه مورد تایید قرار نگرفت و بویژه آقای هاشمی رفسنجانی معتقد بود که آن سیاستها در شرایط جنگ موضوعیت داشت و اینک که جنگ به پایان رسیده، فلسفه توجیهی آن سیاستها نیز از بین رفته است و بنابراین ما باید با ایجاد وفور ولو با واردات از خارج،‌ مغازه‌ها را پر از کالا کنیم تا مردم باور کنند که جنگ به پایان رسیده است.

ما قصد ارزیابی درستی یا نادرستی این دو نظر را نداریم اما معتقدیم که نارضایتی میرحسین موسوی از وضعیت پیش آمده از جمله می‌تواند به این دلیل باشد که سیاستهای مورد نظر او نیز از سوی شورای مشورتی بازسازی مورد تایید قرار نگرفته بود.

واقعیت این است که میرحسین موسوی در این استعفا، به صورت شخصی تصمیم گرفت و اگر به حضرت امام مراجعه و مشکلات خود را مطرح می‌کرد، قطعا امام خمینی برای ایشان راه‌گشایی می‌کردند ولی ظاهرا فشارهای ایجاد شده برای میرحسین موسوی باعث شد که او بدون اطلاع دیگران استعفای خود را ارسال کند و همان روز در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شود.

درباره این که در پی استعفای موسوی از نخست وزیری چه مسائلی پیش آمد و چه گذشت تا حضرت امام نامه انتقادی خود به میرحسین موسوی را منتشر کردند،‌ مطالب متفاوتی نقل شده است که از ذکر آن می‌پرهیزیم اما سرانجام مسئولان در کنار حضرت امام به این نتیجه رسیدند که میرحسین نباید برود و امام هم برای بازگرداندن موسوی به پست نخست وزیری، نامه انتفادی زیر را خطاب به میرحسین موسوی نگاشتند:

جناب آقای موسوی نخست‌وزیر محترم

نامه‌ی استعفای شما باعث تعجب شد. حق اين بود که اگر تصميم بدين کار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاي نظام را در جريان مي‌گذاشتيد. در زماني که مردم حزب‌الله براي ياري اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مي‌برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‌وزيري در چارچوب اسلام و قانون اساسي به خدمت خود ادامه دهيد، در صورتي که نسبت به بعضي از وزرا به توافق نمي‌رسيد چون گذشته عمل شود. اين حق قانوني مجلس است که به هر وزيري که مايل بود، رأي دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هز میزان که مایل باشد، در اختیار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه ببريم و در مواقع عصبانيت دست به کارهايي نزنيم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از اين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‌اند. اين حرکات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت. از آنجا که من به شما علاقه‌مندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می‌نمایم.

سید روح‌الله الموسوی الخمینی

15/6/67

بلافاصله پس از ارسال این نامه گلایه‌آمیز و انتقادی امام، میرحسین موسوی استعفای خود را پس گرفت و این نامه را خطاب به حضرت امام نگاشت:


بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

محضر مبارك مقام رهبري، حضرت امام خميني- مدظله العالي-

ضمن تقديم سلام و تحيات، پيام پدرانه و هشدار دهنده حضرتعالي را به گوش جان شنيدم. اينجانب عزت و مصلحت را در تبعيت از مقام معظم رهبري مي‏دانم و استعفاي خود را كه با انگيزه دلسوزي براي اسلام و انقلاب و مصلحت كشور تقديم نموده بودم، پس مي‏گيرم. مسائل و مواردي كه چاره جويي آنها را به مصلحت كشور مي‏دانم، حضوراً عرض مي‏كنم و در هر حال مطيع امر رهبري به عنوان يك مريد و مقلد بوده و هستم.

ميرحسين موسوي، نخست وزير


بدین سان بحث استعفای میرحسین موسوی به صورت رسمی پایان یافت. البته برخی از خواص مطلعند که مسئله ابعاد بیشتری داشت و نامه‌های خاصی هم بین مسئولان رد و بدل شد و حضرت امام هم در دیدار با مهندس موسوی، گلایه‌ها و انتقادهای تندتری را هم مطرح کرد اما روشن است که همان گونه که انتظار می‌رفت امام خمینی پس از چندی دوباره به حمایت علنی از دولت موسوی روی آورد و اجازه نداد که از این استعفای از سر عصبانیت میرحسین موسوی، کسانی برای نادیده گرفتن خدمات دولت و تضعیف شخص میرحسین موسوی بهره‌برداری کنند.


میرحسین چه می‌گوید؟

درباره این استعفا، اخیرا میرحسین موسوی اظهارنظری داشته است که اطلاع از آن مفید به نظر می‌رسد. مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به سوالاتی درباره استعفای خود در اواخر دوران نخست وزیری‌اش گفت: استعفای آن زمان بر اساس یک اعتقاد صورت گرفت که حضرت امام(ره) هم برخورد کردند و من هم خدمت ایشان ارادت داشتم و به کار برگشتم و بعد از این که برگشتم، ایشان تا آخر عمر مبارکشان از دولت حمایت کردند.

وی بیان کرد: حضرت امام(ره) همواره در صحبت‌های خود بر حرکت دولت در مسیر قانون تاکید داشتند. من در دوره‌ای احساس کردم نمی‌توانم به وظایف قانونی خود عمل کنم و نمی‌خواستم خارج از اعتقادات خودم هم عمل کنم و افتخار می‌کنم که حضرت امام(ره) من را به کار فراخواندند و در بطن تلخی آن ماجرا، این جزو شیرین‌ترین اتفاقات و خاطرات بود.

موسوی ادامه داد: پس از استعفا، خدمت امام(ره) رسیدم،‌ ایشان فکر کرده بودند چون تعزیرات حکومتی را از دست من گرفته‌اند، من ناراحت شدم، به همین دلیل فرمودند که جنگ تمام شده است و گفتند اگر فکر می‌کردید لازم است، به من می‌گفتید تا من بگویم بررسی کنند و من در ادامه، مساله را توضیح دادم.

موسوی بیان کرد: به نظرم علم هر کس، حجت ایجاد می‌کند و من به امام(ره) گفتم که برایم حجت شد که نمی‌توانم وظایف خود را انجام دهم.

وی افزود: امام(ره) مرا نصیحت کردند و من هم به ایشان گفتم که تسلیم اراده شما هستم و همیشه هم به این مساله افتخار می‌کنم.

موسوی با بیان اینکه «من دوباره برگشتم و کار خود را شروع کردم» بیان کرد: آن زمان ایشان مکثی یکی دو ماهه در دفاع از دولت داشتند و من آن را به حساب این مساله گذاشتم که ایشان منتظر بودند ببینند آیا من دوباره استعفا می‌دهم یا خیر اما من ایستادم و کارها را پیش بردم و پشت سر آنها قوی‌ترین تاییدات حضرت امام (ره) درباره دولت تا آخرین لحظه ادامه داشت.

وی بر اهمیت بدنه دولت در پیشبرد کارها در زمان نخست وزیری خود تاکید کرد و گفت: هرگاه امام (ره) دولت بنده را تایید می‌کردند، بلافاصله تاکید می‌کردم که اگر افتخاری هم هست مربوط به دستگاه اجرایی و بدنه دولت است؛ حتی در تاییدات مستقیم امام (ره) که ایشان از من اسم می‌بردند، باز هم من این را به بدنه دولت بر می‌گرداندم.


حمایت مجدد و قاطع امام از موسوی و دولت وی

مدتی بعد از استعفای میرحسین موسوی و بازگشت به کار وی به دستور امام خمینی، حضرت امام برای تشکیل بنیاد جانبازان و مستضعفان، حکمی را برای مهندس موسوی صادر کردند که در زیر می‌آوریم. در این حکم به شبهات ایجاد شده علیه موسوی و دولت وی پاسخ داده شده است.


بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى، نخست وزیر محترم- ایّده اللَّه تعالى‏

از آنجا که چندى قبل جناب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ مهدى کروبى طى نامه‏اى درخواست نمودند که براى رسیدگى هرچه بیشتر و بهتر به امور جانبازان و خانواده‏هاى شهدا اداره امور جانبازان انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى به نهاد یا تشکیلات دیگرى سپرده شود، اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از ایشان و از کلیه مسئولین و دست اندرکاران «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و مرکز پزشکى بنیاد، خصوصاً سرکار خانم کروبى که در شرایط جنگ کمال ایثار و فداکارى را نسبت به این عزیزان نموده‏اند، جنابعالى را مسئول اداره کلیه امور جانبازان عزیز نمودم که با استفاده از همکارى و تجربیات «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و جانبازان و نیز اختصاص بهترین امکانات «بنیاد مستضعفان» به ایجاد تشکیلات جدیدى در این امر مقدس و بزرگ همت گمارید. و امید است با درایت و تقوا و تعهدى که در شما سراغ دارم به تمامى امور این حماسه سازان و شهیدان زنده انقلاب رسیدگى کامل گردد. و «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» نیز همچون گذشته با فراغت و امکانات بیشتر امور خانواده‏هاى معظم شهدا و مفقودین و اسرا را دنبال نماید.

از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بى‏شائبه و طاقت‌فرساى شما را خصوصا در مساله جنگ خدشه‏دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مى‏دانم و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمى‏کنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مى‏کنم.

از آنجا که سران کشور و هیأت مشورتى بازسازى کشور در چند روز آینده اصول و سیاست بازسازى را به دولت ابلاغ مى‏نمایند، جنابعالى و اعضاى محترم هیأت دولت باید با قدرت و قاطعیت و با استقلال کامل به امر بازسازى کشور و ترمیم خرابیها پرداخته و رسیدگى به محرومین را درصدر برنامه‏هاى خود قرار دهید. و مردم عزیز و شریف ایران نیز، که همه چیز خود را در طبق اخلاص و بندگى خدا نهاده‏اند، توجه دارند که تا رسیدن به استقلال واقعى راه طولانى پیش‌رو دارند و همه مى‏دانند که با توجه به حجم عظیم خرابیها نباید انتظار اصلاح و بازسازى سریع امور را داشت. ما هنوز در آغاز راه هستیم، و سالها وقت لازم است که با همت و تلاش همه دست‌اندرکاران و مردم عزیز میهن اسلامى‏مان بازسازى شود و مشکلات برطرف گردد.

چه بسا افراد مغرض و مخالف با انقلاب، که از هیچ راهى نتوانسته‏اند به اسلام و انقلاب لطمه‏اى وارد نمایند، امروز در قالب شعارها و بالا بردن سطح توقعات در مردم بخواهند به هدفهاى شوم خود نایل شوند و با انگشت نهادن روى مشکلاتى که نتیجه تحمیل چندین ساله جنگ بوده است مردم را نسبت به مسئولین بدبین کنند و اینطور تبلیغ نمایند که بعد از قبول قطعنامه و نبودن جنگ چرا مشکلات حل نمى‏شود؟ باید به این افراد گفت مگر این کار به سادگى امکانپذیر است؟ مگر کشور ما از محاصره‏ها بیرون آمده است؟ مگر همه مراکز آسیب‌دیده برق و سوخت و کارخانجات را یکروزه مى‏توان راه‌اندازى نمود که ما بگوییم دیروز جنگ بود و عذرها موجّه، ولى امروز که جنگ نیست چرا کمبود است؟ البته این سخنها از باب تذکر به مؤمنین است؛ و الّا مردم وفادار و انقلابى کشورمان براى به دست آوردن استقلال واقعى و رسیدن به خودکفایى خیلى بیشتر از اینها آماده صبر و فداکارى هستند. و من مطمئنم که ملت ایران یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگى در ناز و نعمت ولى وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمى‏کند.

در خاتمه بار دیگر از زحمات دلسوزانه و مخلصانه دوست خوبم، جناب حجت الاسلام آقاى کروبى تشکر مى‏نمایم. و امیدوارم تمامى افرادى که در خدمت معلولین جنگ تحمیلى بوده‏اند با صمیمیت با آقاى نخست وزیر همکارى نمایند.

خداوند بزرگ به همه مسئولین و دولت خدمتگزار و مردم شریف ایران توفیق صبر و ایثار در راه اسلام را عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمه‌اللَّه.

به تاریخ 3/9/67

روح اللَّه الموسوى الخمینى‏

این حمایتها تا پایان عمر با برکت امام ادامه یافت. میرحسین موسوی نیز در این فاصله نشان داد که بر همان سیاق سابق و به عنوان یک نیروی انقلابی خط امامی عمل می‌کند. ایشان از سوی امام خمینی به عنوان یک عضو شورای بازنگری قانون اساسی هم انتخاب شد. پس از اصلاح قانون اساسی و حذف پست نخست وزیری و انتخاب رهبری جدید، آقای هاشمی رفسنجانی با اقتدار به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و میرحسین موسوی در حاشیه قرار گرفت و این حاشیه‌نشینی خودخواسته یا تحمیلی یا مصلحت‌اندیشانه، بیست سال دوام آورد. موسوی اینک پس از بیست سال خود را دوباره به مردم عرضه کرده است تا بازگشت به راه و اندیشه و خط امام را به عنوان درمان همه دردهای انقلاب و کشور تبلیغ کند. بی‌انصافی است که یک استعفای از مسئولیت را که حداکثر می‌توان آن را یک خطای سیاسی عادی دانست، رنگ استراتژیک و حتی ایدئولوژیک زد و به حربه‌ای برای تضعیف جایگاه وی مبدل کرد.

تردید وجود ندارد که این استعفا، یک مصلحت‌سنجی شخصی از سوی موسوی برای عبور از آن شرایط پیش‌آمده بود و حتی اگر مطابق نظر امام خمینی ما با این مصلحت‌اندیشی، مخالف هم باشیم نمی‌توانیم آن را در مقابل حمایتهای قبل و بعد امام خمینی از موسوی، برجسته و آن را ضربه به نظام اسلامی تلقی کنیم. چگونه است که بسیاری از آقایان در دوران جنگ و دفاع مقدس برای تغییر دولت میرحسین موسوی به حضرت امام فشار می‌آوردند و این گونه اقدامات را علیرغم نظر امام، به زیان کشور و انقلاب نمی‌دانستند اما درباره استعفای خودخواسته موسوی بعد از پایان جنگ، بزرگنمایی می‌کنند و از کاه، کوه جلوه می‌دهند؟

دفاع آیت الله خامنه ای از میرحسین موسوی در سال 60 در برابر تخریب‌ها

آیت‌الله خامنه‌ای در واکنش به تخریب مهندس موسوی، در سخنان رسمی و علنی خود در مجلس شورای اسلامی تصریح کردند:

راجع به آقای موسوی به قول آن گوینده راستگو که گفت «ما کنت احسب ان یعیر مثل ذات الاجمل» درباره همه خیال می‌کردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمی‌کردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب می‌شناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کرده‌اند یا انتقاد کرده‌اند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری می‌شناسم. آن‌چه درباره ایشان از گرایش‌ها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه این‌ها روزنامه جمهوری اسلامی است.

شما کدام ارگان مطبوعاتی را در این کشورسراغ دارید که از روز اول این انقلاب یعنی از روز انتشارش که اندکی بعد از پیروزی انقلاب بوده تا این ساعت در خط مستقیمی که شما اسمش را خط امام می‌گذارید و درست هم هست حرکت کرده باشد و به این جامعه و به اندیشه‌ها و به ذهنیت عظیم این ملت خط داده باشد و به خصوص مقالاتی که خود ایشان نوشته است، شما ایشان را به مصدق‌گرایی متهم می‌کنید. این بزرگ‌ترین بهتانی است که شما به ایشان می‌زنید. ایشان کسی است که خط ملی‌گرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد.

این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم می‌کنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشته‌ام. من ایشان را می‌شناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می‌دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً‌تصور نمی‌کردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند. البته باز هم حرف در این زمینه زیاد است که چون وقت کم است و من می‌خواهم بقیه را هم بگویم، این است که بحث نمی‌کنم.

منبع: شرح مذاکرات مجلس شورای اسلامی در روزنامه رسمی شماره 199

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت 11:19 توسط mouhammad| |
mir hoseyn

با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.

به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشته‌ام، تشریح نمایم.

مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروت‌های بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدن‌ها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملت‌ها، آن را پناهگاه آیین‌های آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمی‌تواند به آن لطمه بزند.

آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز می‌کند نه خودپسندی و مباهات به گذشته‌ای سپری شده بلکه میل به بهترین‌ها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را می‌توان جست‌وجو کرد.

آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشم‌اندازی از بهروزی که در پیش‌رویش قرار می‌گیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر می‌بریم بی‌تردید بهترین نیست.

در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایه‌هایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خون‌های گرامی بوده‌اند، در خطرند. آنچه امروز می‌بینیم آن چیزی نیست که می‌خواستیم، آن چیزی نیست که می‌تواند باشد.

من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمده‌ام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگران‌کننده یافتم.

آمده ام تا کرامت انسان‌ها را پاس بدارم.

آمده‌ام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولی‌نعمتان دولت‌ها باشم.

آمده‌ام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادی‌های مصرح در قانون اساسی باشم.

آمده‌ام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت ماده‌ای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.

آمده‌ام تا وسیله‌ای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.

آمده‌ام تا با تنش‌زدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.

آمده‌ام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.

آمده‌ام در حالی که راهی ساده و یک‌شبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمی‌شناسم و معضلات امروز را ناشی از چاره‌جویی‌های شتاب‌زده، یک‌شبه و یک‌نفره می‌بینم.

آمده‌ام تا ساختار آسیب‌خورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامه‌ریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بوده‌اند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.

آمده‌ام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیت‌های مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.

آمده‌ام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامت‌شان را خم کرده و سیاست‌های نادرست اقتصادی عزت‌شان را نشانه رفته است.

آمده‌ام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمده‌ام تا با گسترش بیمه‌های همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلت‌های آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسه‌هایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریده‌اند از یاد ببرند.

آمده‌ام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروه‌های مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطه‌ای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمان‌های کشور برقرار کنم و آمده‌ام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.

اینجانب آمده‌ام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعه‌ای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگ‌ترین سرمایه ما در مسیر پیش‌روست. ما نمی‌توانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوت‌های خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار داده‌ام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیف‌های متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکل‌هایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه می‌گذارم تا مرزبندی‌های جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.

استقلال اینجانب نه از سر تک‌روی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توان‌هایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیت‌های عادی‌ای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایش‌ها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. می‌دانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمی‌شود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال می‌کنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر  عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بی‌تردید از جمله آنانند با حمایت‌های خود یاری خواهند فرمود.

والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین


متن «فرمان هشت ماده‏اى» امام خميني

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏
در تعقيب تذكر به لزوم اسلامى نمودن تمام ارگانهاى دولتى بويژه دستگاههاى قضايى و لزوم جانشين نمودن احكام اللَّه در نظام جمهورى اسلامى به جاى احكام طاغوتى رژيم جبار سابق، لازم است تذكراتى به جميع متصديان امور داده شود. اميد است ان شاء اللَّه تعالى با تسريع در عمل، اين تذكرات را مورد توجه قرار دهند:
1- تهيه قوانين شرعيه و تصويب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گيرد و قوانين مربوط به مسائل قضايى كه مورد ابتلاى عموم است و از اهميت بيشتر برخوردار است در رأس ساير مصوبات قرار گيرد، كه كار قوه قضاييه به تأخير يا تعطيل نكشد و حقوق مردم ضايع نشود، و ابلاغ و اجراى آن نيز در رأس مسائل ديگر قرار گيرد.
2- رسيدگى به صلاحيت قضات و دادستانها و دادگاهها با سرعت و دقت عمل شود تا جريان امور، شرعى و الهى شده و حقوق مردم ضايع نگردد. و به همين نحو رسيدگى به صلاحيت ساير كارمندان و متصديان امور، با بيطرفى كامل بدون مسامحه و بدون اشكال تراشيهاى جاهلانه كه گاهى از تندروها نقل مى‏شود، صورت گيرد تا در حالى كه اشخاص فاسد و مفسد تصفيه مى‏شوند اشخاص مفيد و مؤثر با اشكالات واهى كنار گذاشته نشوند. و ميزان، حال فعلى اشخاص است با غمض عين از بعض لغزشهايى كه در رژيم سابق داشته‏اند، مگر آنكه با قرائن صحيح معلوم شود كه فعلًا نيز كارشكن و مفسدند
3- آقايان قضات واجد شرايط اسلامى، چه در دادگسترى و چه در دادگاههاى انقلاب بايد با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامى احكام اسلام را صادر كنند، و در سراسر كشور بدون مسامحه و تعويق به كار پر اهميت خود ادامه دهند. و مأمورين ابلاغ و اجرا و ديگر مربوطين به اين امر بايد از احكام آنان تبعيت نمايند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار، احساس آرامش قضايى نمايند، و احساس كنند كه در سايه احكام عدل اسلامى جان و مال و حيثيت آنان در امان است. و عمل به عدل اسلامى مخصوص به قوه قضاييه و متعلقات آن نيست، كه در ساير ارگانهاى نظام جمهورى اسلامى از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و كميته‏ها و بسيج و ديگر متصديان امور نيز به‏طور جدى مطرح است و احدى حق ندارد با مردم رفتار غير اسلامى داشته باشد.
4- هيچ كس حق ندارد كسى را بدون حكم قاضى كه از روى موازين شرعيه بايد باشد توقيف كند يا احضار نمايد، هر چند مدت توقيف كم باشد. توقيف يا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزير شرعى است.
5- هيچ كس حق ندارد در مالِ كسى چه منقول و چه غيرمنقول، و در مورد حق كسى دخل و تصرف كند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حكم حاكم شرع، آن هم پس از بررسى دقيق و ثبوت حكم از نظر شرعى.
6- هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل كار شخصى كسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا كسى را جلب كند، يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد، و يا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غير انسانى- اسلامى مرتكب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگرى به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند، و يا براى كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسرارى كه از غير به او رسيده و لو براى يك نفر فاش كند. تمام اينها جرم [و] گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از كباير بسيار بزرگ است، و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعى هستند
بعضى از آنها موجب حد شرعى مى‏باشد.
7- آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد، در غير مواردى است كه در رابطه با توطئه‏ها و گروهكهاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است كه در خانه‏هاى امن و تيمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصيتهاى مجاهد و مردم بيگناه كوچه و بازار و براى نقشه‏هاى خرابكارى و افساد فى الأرض اجتماع مى‏كنند و محارب خدا و رسول مى‏باشند، كه با آنان در هر نقطه كه باشند، و همچنين در جميع ارگانهاى دولتى و دستگاههاى قضايى و دانشگاهها و دانشكده‏ها و ديگر مراكز با قاطعيت و شدت عمل، ولى با احتياط كامل بايد عمل شود، لكن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا كه تعدى از حدود شرعيه حتى نسبت به آنان نيز جايز نيست، چنانچه مسامحه و سهل انگارى نيز نبايد شود. و در عين حال مأمورين بايد خارج از حدود مأموريت كه آن هم منحصر است به محدوده سركوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعيه، عملى انجام ندهند.
و مؤكداً تذكر داده مى‏شود كه اگر براى كشف خانه‏هاى تيمى و مراكز جاسوسى و افساد عليه نظام جمهورى اسلامى از روى خطا و اشتباه به منزل شخصى يا محل كار كسى وارد شدند و در آنجا با آلت لهو يا آلات قمار و فحشا و ساير جهات انحرافى مثل مواد مخدره برخورد كردند، حق ندارند آن را پيش ديگران افشا كنند، چرا كه اشاعه فحشا از بزرگترين گناهان كبيره است و هيچ كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدى از ضوابط شرعيه نمايد. فقط بايد به وظيفه نهى از منكر به نحوى كه در اسلام مقرر است عمل نمايند و حق جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن را ندارند، و تعدى از حدود الهى ظلم است و موجب تعزير و گاهى تقاص مى‏باشد. و اما كسانى كه معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بين مردم است، در حكم مفسد فى الأرض و مصداق ساعى در ارض براى فساد و هلاك حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آنچه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضايى معرفى كنند. و همچنين هيچ يك از قضات حق ندارند ابتدائاً حكمى صادر نمايند كه به وسيله آن مأموران اجرا
اجازه داشته باشند به منازل يا محلهاى كار افراد وارد شوند كه نه خانه امن و تيمى است و نه محل توطئه‏هاى ديگر عليه نظام جمهورى اسلامى، كه صادر كننده و اجرا كننده چنين حكمى مورد تعقيب قانونى و شرعى است.
8- جناب حجت الاسلام آقاى موسوى اردبيلى رئيس ديوانعالى كشور، و جناب آقاى نخست وزير
موظفند شرعاً از امور مذكوره با سرعت و قاطعيت جلوگيرى نمايند. و لازم است در سراسر كشور، در مراكز استانداريها و فرمانداريها و بخشداريها هيأتهايى را كه مورد اعتماد و وثوق مى‏باشند انتخاب نمايند و به ملت ابلاغ شود كه شكايات خود را در مورد تجاوز و تعدى مأمورين اجرا، كه به حقوق و اموال آنان سر مى‏زند بدين هيأتها ارجاع نمايند و هيأتهاى مذكور نتيجه را به آقايان تسليم، و آنان با ارجاع شكايات به مقامات مسئول و پيگيرى آن متجاوزين را موافق با حدود و تعزيرات شرعى مجازات كنند.
بايد همه بدانيم كه پس از استقرار حاكميت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهورى اسلامى با تأييد و عنايات خداوند قادر كريم و توجه حضرت خاتم الاوصيا و بقية اللَّه- ارواحنا لمقدمه الفداء- و پشتيبانى بى‏نظير ملت متعهد ارجمند از نظام و حكومت، قابل قبول و تحمل نيست كه به اسم انقلاب و انقلابى بودن خداى نخواسته به كسى ظلم شود، و كارهاى خلاف مقررات الهى و اخلاق كريم اسلامى از اشخاص بى‏توجه به معنويات صادر شود.
بايد ملت از اين پس كه حال استقرار و سازندگى است احساس آرامش و امنيت نمايند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به كارهاى خويش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامى را پشتيبان خود بدانند، و قوه قضاييه را در دادخواهيها و اجراى عدل و حدود اسلامى در خدمت خود ببينند، و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و كميته‏ها را موجب آسايش و امنيت خود و كشور خود بدانند. و اين امور بر عهده همگان‏
است، و كار بستن آن موجب رضاى خداوند و سعادت دنيا و آخرت مى‏باشد، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقيب و جزاى دنيوى است. از خداوند كريم خواهانم كه همه ما را از لغزشها و خطاها حفظ فرمايد، و جمهورى اسلامى را تأييد فرموده و آن را به حكومت عالَمى قائم آل محمد- صلى اللَّه عليه و آله- متصل فرمايد «انّه قريب مجيب». والسلام على عباداللَّه الصالحين.
روح اللَّه الموسوى الخمينى‏

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 15:15 توسط mouhammad| |
نظر صریح مقام معظم رهبری اعلام شد: الحاق سازمان حج به مجموعه گردشگری شایسته نیست
تذکر موکد رهبر معظم انقلاب به رییس جمهور درباره الحاق سازمان حج و گردشگری

نظر صریح مقام معظم رهبری اعلام شد: الحاق سازمان حج به مجموعه گردشگری شایسته نیست

قلم - دفتر مقام معظم رهبری طی نامه ای خطاب به نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی نظر مقام معظم رهبری مبنی بر مخالفت با الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را ابلاغ کرد.

به گزارش قلم نیوز، بر اساس خبر منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی حج، متن نامه حجت الاسلام و المسلمین حجازی خطاب به نماینده ولی فقیه به این شرح است:

جناب حجت الاسلام و المسلمین ری شهری دامت توفیقه

نماینده محترم ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی

سلام علیکم

مقام معظم رهبری خطاب به جنابعالی فرمودند:

جناب حجت الاسلام ری شهری دامت افاضاته

درباره جابجایی سازمان حج و زیارت به جناب آقای رییس جمهور موکد تذکر داده شد که الحاق این سازمان به مجموعه گردشگری شایسته نیست، مقرر گشت وضعیت به شیوه سابق باقی بماند لذا مقتضی است جنابعالی برنامه های خود را طبق روال سابق ادامه دهید.

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس محترم سازمان حج و زیارت در جریان امر قرار گیرند.

مراتب برای اطلاع و اقدامات لازم ایفاد می گردد.

دفتر مقام معظم رهبری"


برای اولین بار تصویر دیدار رهبر انقلاب با میرحسین موسوی را که چندی پیش در منزل پدر وی انجام شده، منتشر شد.
به گزارش «آینده»، این دیدار مدتی پیش انجام شده و آیت‌الله خامنه‌ای برای عیادت از پدر مهندس موسوی به منزل وی در منطقه بوذرجمهری تهران رفته‌اند و در دیداری صمیمانه که علاوه بر مهندس موسوی برخی اعضای دیگر خانواده آن‌ها نیز حضور داشته‌اند، از پدر ایشان عیادت کرده‌اند.
در یکی از دیدارهای رهبر انقلاب نیز ایشان عصایی را به پدر مهندس موسوی هدیه می‌دهند.
روابط خانوادگی خانواده «میرحسین موسوی خامنه» با آیت‌الله «سید علی حسینی خامنه‌ای»، علاوه بر آن که به مسئولیت‌های آن‌ها برمی‌گردد، به خاستگاه ایشان، «خامنه» نیز برمی‌گردد. 

خامنه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر در 75 کیلومتری تبریز است. با این حال برخلاف برخی شایعات درباره ارتباط نزدیک فامیلی موسوی و رهبری، آن‌ها صرفاً رابطه فامیلی دور با هم دارند.
آیت‌الله خامنه‌ای و میرحسین موسوی هر دو علاوه بر عضویت شورای انقلاب، از پایه‌گذاران حزب جمهوری اسلامی بوده‌اند و همچنین آیت‌الله خامنه‌ای صاحب امتیاز روزنامه جمهوری اسلامی ـ ارگان این حزب ـ و مهندس موسوی، مدیرمسئول و سردبیر آن بوده‌اند.
با وجود آن که به دلیل اختیارات درهم تنیده رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر در دهه اول انقلاب برخی اختلافات ناگزیر بین رهبر انقلاب و موسوی رخ داد و منجر به اصلاح قانون اساسی شد، اما مهندس موسوی تأکید کرده که هماهنگی با رهبری، یکی از ملزومات اولین مقام اجرایی کشور است.
مهندس موسوی پس از پایان نخست‌وزیری خود و آغاز رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، به عنوان مشاور رهبر انقلاب و نیز عضو منصوب ایشان درمجمع تشخیص مصلحت نظام مشورت‌های خود را به رهبر انقلاب ارائه می‌داده است.
همچنین، مهندس موسوی از کسانی بود که بدون داشتن مسئولیت اجرایی از سوی رهبر انقلاب به جلسات هم‌اندیشی سران نظام که برای مشورت درباره مسئله هسته‌ای تشکیل شد، دعوت گردید و در آن جلسات نیز موضع وی برخلاف مواضع برخی مسئولان وقت، به موضع آیت‌الله خامنه‌ای مبنی بر مقاومت بر فناوری اتمی نزدیک بود.

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/14ساعت 0:27 توسط mouhammad| |
انصراف امکان ندارد؛ دولت نهم حسن‌های زیادی دارد اما من باید از خود بگویم ؛ سفرهای استانی را به شیوه دیگری ادامه می دهم ولی مردم را دنبال ماشین خود نمی دوانم ؛ یارانه ها را در شیب ملایم و چند ساله هدفمند می کنم ؛ جبهه ملی ربطی به من ندارد ؛ برنده دور دوم انتخابات خواهم بود و از هر نیرویی که به قانون اساسی و رهبری وفادار باشد در دولتم استفاده خواهم کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1388/02/12ساعت 23:13 توسط mouhammad| |
روزنامه کیهان روز چهارشنبه هفته گذشته با انتشار مطلبی نسبت به دفاع مهدی کروبی از حقوق کودکان زیر ۱۸ سال انتقاد کرده بود . مهدی کروبی با نگارش نامه ای به مدیرمسئول روزنامه کیهان به آن انتقادات پاسخ داد و با کنایه ها و طئنه هایی درخور ، به وی فهماند که پای را از گلیم خود درازتر نکند. از جمله این کنایه ها این بود : نمی دانم در طول عمر خود، یکبار امام (ره) را از نزدیک دیده اید یا نه؟؟!! و مطالبی از این دست که فکر کنم اگر شریعتمداری بخواند و شرم نکشد، واقعاً از قدرت ادراک بی بهره است.
متن کامل این نامه بدین شرح است :


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1388/02/12ساعت 22:51 توسط mouhammad| |
ضمن عرض سلام و خسته نباشید. اگر از آقای موسوی حمایت می کنید :
چند سوال در ذهن دارم که امیدوارم جوابی درخور دریافت کنم :
آیا شما اصلاح طلب هستید ؟ آیا آقای موسوی اصلاح طلب است ؟ ادعای اصلاح طلبی راحت است، می توانید نمونه ای از فعالیت های اصلاح طلبانه مثال بفرمایید که مطمئن شویم آقای موسوی اصلاح طلب است ؟ آقای موسوی، حدود 20 سال سکوت سیاسی داشته اند، (بنده در مورد فعالیت های هنرمندانه ایشان عرض نکردم، منظورم سکوت سیاسی بود) آیا این سکوت، مانعی نیست تا ما از گفتمان ایشان مطلع باشیم؟ آیا آقای موسوی گفتمان مشخص، ثابت و اصلاح طلبانه ای دارد؟ آیا آقای موسوی با آقای احمدی نژاد فرقی دارد؟ آیا آقای موسوی به میل خود به انتخابات ورود کرده اند ؟ رویکرد ایشان به بازداشت های فعالین سیاسی – دانشجویی چیست؟؟ نظر ایشان در خصوص مطبوعات و آزادی آنها چیست؟ نظر ایشان در خصوص رابطه با کشور های اروپایی و رابطه با کشور های فقیر مسلمان چیست ؟ آیا میدانید ایشان چرا دوره قبل و یا بطور کلی ادوار قبل کاندیدا نبوده و هیچ مسولیتی نپذیرفته اند ؟ آیا ایشان فرد مسولیت پذیری هستند ؟ بعنوان مثال، ایشان در دوران نخست وزیری خود، 3 بار استعفا کردند و به گفته نزدیکان، انسانی فوق العاده حساس هستند که تحمل خیلی چیز ها را ندارند(مثل نوشتن نامه به همسر آقای الهام که هیچ کس وقت خود را صرف چنین کاری نمی کند)، آیا ایشان همان فردی نیست که مامور بود تا حتی عکسهای آقای منتظری را از جلوی چشمان مردم و فکر ایاشن را، از ذهن مردم پاک کند؟؟ آیا صرفاً اگر آقای خاتمی از ایشان دفاع کند، می شود گفت ایشان، فردی کاملاً برازنده است ؟؟ آیا اگر کسی در یک مقطع زمانی، کاری را درست انجام دهد، می توان نتیجه گرفت که حتماً مشابه آن کار را هم، در زمانی دیگر، درست انجام خواهد داد؟ یعنی آیا اگر ایشان نخست وزیر خوبی (20 سال پیش) بودند، نتیجه می شود که رئیس جمهور خوبی هم خواهند بود ؟؟؟ و بسیاری آیا های دیگر که میدوارم به جواب آنها (جواب منطقی) برسم.
موفق و پیروز باشید - آرزومند سر بلندی ایران و ایرانیان

وب لاگ حجت عزیز: صفحه نخست

 


پاسخ به جناب آقای حجت:

به برخی از سوالات شما پاسخ نگفته ام چون باید در مواضع آقای میر حسین به دنبال پاسخ آن ها باشید-که به بسیاری از آن ها هم پاسخ گفته-

عمده ی جواب همه سوالات شما در این سوال شاید خلاصه شود که فرموده اید: "آیا شما اصلاح طلبید؟" خب! نه و هم آری! باید پرسید اصلاح طلبی چیست؟ کدام اصلاح طلبی؟ در اصلاح طلبی من در دور نهم انتخابات ریاست جمهور "هاشمی" بر تمام کاندیدا ها تقدم داشت. من در میان "معین" و "ولایتی" به "ولاینی" رای می دهم و در میان "معین" و "کروبی"، "کروبی" را متقدم میدارم. من خط امامی ام اگرچه بسیار جوانم. من نه سروش را می پسندم و نه عبدی و حتی کرباس چی اما به همه آن ها احترام می گزارم و با تمام احترامی که به مشارکتی ها و مجاهدینی ها دارم اما آنان برایم مورد پسند نیستند. ریشه های مشرب فکریم به مطهری می رسد نه به شریعتی و نه به بازرگان و سحابی اگر چه همه این بزرگان محترم اند و عزیز. در حوزه عمل سیاسی با بهشتی هم اوا ترم و امام موسی صدر از عزیز ترین ها نزد من است البته خودم قابلی ندارم.

برای من مطمئن ترین راه برای رسیدن و شناخت امام و افکارش تفقه در آرا و افکار مطهری، امام موسی صدر و بهشتی است.

من آنگاه که از این موضع می نگرم هم کروبی برای عزیز است و هم میر حسین و حتی محسن رضایی، اما تبلیغ و حمایت از میر حسین هم راحت تر و هم کم هزینه تر است، از این جهت که مجاب کردن فردی برای رای دادن به میر حسین خیلی راحت تر است و در اندک زمان باقی ماند...؟ البته معتقدم هر دو (میر و شیخ) باید باشند و تمام تلاش خود را تا آخرین روز بکنند و در یک هفته آخر سبک سنگینی بکنند تا نتیجه امید را در دل ملت زنده کند.

حمایت خاتمی و دوست دارانش از میر حسین عامل بی تاثیری نیست و مطمئنا مهم! اما اصل مطلب درست است آدمی باید خود به نتیجه برسد که اگر به آرشیو وب لاگم هم توجه بفرمایید حتی نمونه ای هم از حمایت بنده از جناب آقای خاتمی نخواهید یافت. از همان ابتدا گفتیم میر و میر و میر...

در مورد آقای منتظری بنده هنوز هم با ایشان مخالفم و معتقدم ایشان به اندازه لازم ساده لوح هستند که به نفع خودشان است که در سیاست دخالت نکنند البته این به وزن علمی ایشان ربطی ندارد و از این حیث ایشان محترم اند. بنده به همان اندازه که با آقای جنتی مخالفم با آقای منتظری هم مخالفم که هر دو بهتر است به حوزه بازگردند.

این که در گذشته کسی کاری را خوب انجام داده... بالاخره این یک نقطه مثبتی است که به سادگی نمی توان از آن گذشت.

موفق باشید.

نوشته شده در شنبه 1388/02/12ساعت 22:37 توسط mouhammad| |

این بوی غربت است
که می آید
بوی برادران غریبم
شاید
بوی غریب پیرهنی پاره
در باد
نه !
این بوی زخم گرگ نباید باشد
من بوی بی پناهی را
از دور می شناسم :
بوی پلنگ زخمی را
در متن مه گرفته ی جنگل
بوی طنین شیهه ی اسبان را
در صخره های ساکت کوهستان
بوی کتان سوخته را
در مشام ماه
بوی پر کبود کبوتر را
در چاه
این باد بی قراری
وقتی که می وزد
دلهای سر نهاده ی ما
بوی بهانه های قدیمی
می گیرد
و زخمهای کهنه ی ما باز
در انتظار حادثه ای تازه
خمیازه می کشند
انگار
بوی رفتن
می آید
  

نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 20:7 توسط mouhammad| |
رابطه شهید رجایی و مهندس موسوی رابطه رئیس و مرئوس نبوده است، شهید رجایی موسوی را به قدری به خود نزدیک می دید که صمیمانه مسائل را با ایشان در میان بگذارد او همواره در دولت خود به اندیشه شهید رجایی پایبند و متکی بود؛ چنانکه امروز نیز همفکری و همدلی ایشان برای کسانی که او را می شناسند، مشهود است.

صمیمیت شهید رجایی و میرحسین موسوی به عنوان وزیرخارجه جوان ایشان به اندازه ای بود که شهید رجایی به راحتی و با صراحت لهجه دستورالعمل های منطبق بر ارزش های انقلاب و خواسته های مردم را برای موسوی مطرح می کرد و او به عنوان فردی حق جو چه آن هنگام که وزیر خارجه بود و آن را امری مدیریتی می دید و چه دورانی که خود مسوولیت دولت را عهده دار بود، دیدگاه های رجایی را می پذیرفت، امروز نیز موسوی از آن دستورات به عنوان خاطره هایی آموزنده یاد می کند.

اینجانب پیش از این نیز در انتخابات سال 84 ریاست جمهوری نگرانی خود را اعلام کرده بودم و اکنون که شاهد قانون شکنی های کلان و دخالت بخشی از فرماندهان نظامی در سیاست، نامحرم تلقی کردن مردم، غیر شفاف شدن اطلاعات و امنیتی کردن بسیاری از حوزه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کشور هستیم، به گونه ای مضاعف این احساس نگرانی و خطر را یادآور می شوم.

اکنون در شرایطی که نگرش های اقتدارگرایانه نشأت گرفته از اندیشه های «حکومت بدون جمهوریت» در تقابل با جمهوری اسلامی مورد نظر و تأیید امام و امت به دنبال ساختار شکنی هستند، رویکرد مهندس موسوی و شعار وی در تأکید بر بازگشت به قانون نشان می دهد که ایشان به درستی ریشه خطر را شناخته است.

باید توجه کنیم که بسیاری از خسارت های اجرایی و سیاسی امروز ناشی از دخالت بخشی از نظامیان در سیاست است که اگر چه آشکارا رخ می دهد، اما تلاش های زیادی برای نامحسوس جلوه دادن آن صورت می گیرد.


عاتقه صدیقی، همسر شهید رجایی همزمان با افتتاح صفحه جدید این سایت، با حضور در سایت کلمه در گفت و گو با دکتر سید علیرضا بهشتی، فرزند شهید بهشتی، به بازخوانی تعاملات و خاطرات از این دو شهید بزرگوار و مهندس موسوی پرداخت.
به گزارش کلمه وی ضمن بازدید از سایت کلمه، بیانیه اعلام حمایت خود از مهندس موسوی را در اختیار این سایت قرار داد.
کلمه در روزهای آتی متن کامل گفت و گوی پیش گفته را منتشر خواهد کرد.
 متن بیانیه اعلام حمایت عاتقه صدیقی نماینده دوره های اول، دوم و سوم مجلس شورای اسلامی از مهندس موسوی به شرح زیر است. 

بسم الله الرحمین الرحیم
ملت شریف ایران

مهندس موسوی در طول 8 سال دفاع مقدس، در سخت ترین شرایط و در حالی که نظام تثبیت نشده و توطئه های داخلی و خارجی متعددی علیه آن در جریان بود، عهده دار مسوولیت دولت شد و تجربه مثبت به یادگار مانده از دوران او در ذهن مردم به خوبی نشان می دهد که او مرد مدیریت بحران است.
افرادی که با خدا عهد می بندند، در میانه راه در معرض ابتلا قرار می گیرند و اعتقاد آن ها به محک امتحان گذاشته می شود؛ انسان ها درتغییر و تحولات شناخته می شوند، اما موسوی مردی است که از امتحان های گذشته ، پاک و پیروز بیرون آمده است.
میرحسین موسوی در حالی که بسیاری از مخالفین داخلی نظام در پشت سر متحجرین بر علیه دولت وی موضع گرفته بودند با صبوری و تدبیر، بحران های این دوره را مدیریت کرد. او در دوران مسوولیت خود از مخالفت های داخلی بیش از مخالفت های بیگانگان خون دل خورد و اگر چه حضرت امام همواره ایشان را حمایت می کردند، اما ما هیچ گاه فراموش نمی کنیم که امام خود می فرمودند، خون دلی که پدر پیرتان از متحجرین خورد از اغیار نخورد.

مهندس موسوی از توانایی بالای مدیریتی برخوردار است، به ویژه آن که گذشت زمان نیز به تجربیات وی افزوده است. این اندوخته با توجه به روحیه دانشگاهی و پژوهشگر او و حضور وی در مسولیت مشاورعالی بالاترین سطوح تصمیم گیری نظام می تواند ذخیره ای ارزشمند برای ملت ایران محسوب شود.
اکنون در شرایطی که نگرش های اقتدارگرایانه نشأت گرفته از اندیشه های «حکومت بدون جمهوریت» در تقابل با جمهوری اسلامی مورد نظر و تأیید امام و امت به دنبال ساختار شکنی هستند، رویکرد مهندس موسوی و شعار وی در تأکید بر بازگشت به قانون نشان می دهد که ایشان به درستی ریشه خطر را شناخته است.
صمیمیت شهید رجایی و میرحسین موسوی به عنوان وزیرخارجه جوان ایشان به اندازه ای بود که شهید رجایی به راحتی و با صراحت لهجه دستورالعمل های منطبق بر ارزش های انقلاب و خواسته های مردم را برای موسوی مطرح می کرد و او به عنوان فردی حق جو چه آن هنگام که وزیر خارجه بود و آن را امری مدیریتی می دید و چه دورانی که خود مسوولیت دولت را عهده دار بود، دیدگاه های رجایی را می پذیرفت، امروز نیز موسوی از آن دستورات به عنوان خاطره هایی آموزنده یاد می کند.
اگر چه رابطه این دو رابطه رئیس و مرئوس نبوده است، شهید رجایی موسوی را به قدری به خود نزدیک می دید که صمیمانه مسائل را با ایشان در میان بگذارد او همواره در دولت خود به اندیشه شهید رجایی پایبند و متکی بود؛ چنانکه امروز نیز همفکری و همدلی ایشان برای کسانی که او را می شناسند، مشهود است.
زندگی موسوی نشأت گرفته از اعتقادات اسلامی و الهی است. او هرگز به دنبال کسب قدرت نیست، چرا که اگر چنین بود در طول سال های گذشته از تقاضای شخصیت های بزرگ سیاسی کشور برای کاندیداتوری ریاست جمهوری نمی گذشت. در این شرایط به خوبی می توان نتیجه گرفت که نفس حضور مهندس موسوی و احساس مسوولیت ایشان، خود نشان دهنده خطر بزرگ پیش روی ایران اسلامی است.
اینجانب پیش از این نیز در انتخابات سال 84 ریاست جمهوری نگرانی خود را اعلام کرده بودم و اکنون که شاهد قانون شکنی های کلان و دخالت بخشی از فرماندهان نظامی در سیاست، نامحرم تلقی کردن مردم، غیر شفاف شدن اطلاعات و امنیتی کردن بسیاری از حوزه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کشور هستیم، به گونه ای مضاعف این احساس نگرانی و خطر را یادآور می شوم.
به یاد داریم که امام خمینی دخالت فرماندهان نظامی را با موضع گیری ها و هشدارهای جدی خود تعدیل می کردند. ایشان به روشنی در بخشی از وصیت نامه خود چنین فرموده اند:
«وصيّت اكيد من به قواى مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام ، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمايند و قواى مسلح مطلقا چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسيج و غير اينها در هيچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازيهاى سياسى دور نگهدارند. در اين صورت مى توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظيفه شرعى و ميهنى آنان است كه اگر قواى مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد بر خلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه بى اشكال به تباهى كشيده مى شوند و يا در بازيهاى سياسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيرى نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد.»
جملات پیش گفته به خوبی نشان می دهد که حضرت امام این موضوع را برای زمان خاص مطرح نکرده اند بلکه عدم دخالت نظامیان سیاست اصلی برای تمام زمان ها است که اگر غیر از این بود، ایشان این امر را موکول به تشخیص مسولان درهر مقطع زمانی می کردند، اما تأکید کلی امام بر این امر نشان می دهد که دخالت نظامیان در همه زمان ها و در تمام دنیا برای هر کشوری مسئله ای خطرناک است.
باید تأکید کنم که در اینجا مسئله فرد مطرح نیست، مسئله یک جریان فکری است. افرادی که رأی می آورند به خودی خودی مسئله جامعه نیستند، بلکه ما به جریان های فکری کار داریم و این که هر فردی با تکیه بر چه تفکری رفتار می کند.
باید توجه کنیم که بسیاری از خسارت های اجرایی و سیاسی امروز ناشی از دخالت بخشی از نظامیان در سیاست است که اگر چه آشکارا رخ می دهد، اما تلاش های زیادی برای نامحسوس جلوه دادن آن صورت می گیرد.
اینجانب در اعلام مواضع بعدی خود به توضیح درباره ابعاد مختلف خطر پیش روی نظام در شرایط کنونی خواهم پرداخت.

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 14:9 توسط mouhammad| |
کميته هماهنگي شوراهاي راهبري انتخاباتي کروبي و موسوي تشکيل مي‌شود
به گزارش «کلمه»، با توافق نمايندگان آقايان کروبي و موسوي، کميته ويژه‌اي جهت هماهنگي هاي انتخاباتي اين دو كانديداي انتخاباتي به منظور همکاري و هماهنگي در حوزه تبليغات، اطلاع‌رساني و بخصوص صيانت از آراء و اخلاق انتخاباتي شکل مي‌گيرد. نمايندگان دو طرف ابراز اميدواري کردند با تشکيل اين کميته، ضمن پيشگيري از مشکلات احتمالي که ممکن است در برخي شهرستان‌هابروز کند، موضوع صيانت از آراء با قدرت بيشتري پيگيري شود. همچنين مقرر شد در روز هاي آينده دو طرف نمايندگان خود را براي عضويت در اين كميته معرفي نمايند.
نوشته شده در دوشنبه 1388/02/07ساعت 1:12 توسط mouhammad| |
سيد عليرضا بهشتي
ریشة این انحراف بنیان برافکن را باید در یک چیز دانست و بس: اینکه تصور کنیم برای رسیدن به هدفمان، استفاده از هر وسیله ای مجاز است. این همان آفتی است که خوارج را به نهروان کشاند، مجاهدین خلق را به منافقین تبدیل کرد، و فرقانیان را به ضلالت رهنمون گشت.
بدان برادرم که ما پیروان کریمة «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» هستیم، بدان که ما حسینیان هم دینداریم و هم آزاده ایم

حادثه ای که در لحظات پایانی سخنرانی آقای مهندس موسوی در سالن ورزشی شهید بهشتی در مشهد رخ داد به دو دلیل اسف انگیز است: اول آنکه جمعی از شهروندان این مرز و بوم که برای شنیدن سخنان و دیدگاه های یکی از نامزد های ریاست جمهوری گرد هم آمده بودند مصدوم شدند ودوم آنکه فرد یا افرادی خود وباور هایشان را آنچنان بر حق و دیگران وباور هایشان را آنچنان باطل شمردند که رفتاری چنین غیر اخلاقی و ناشایسته را شایسته پنداشتند. هنوز از هویت این افراد چیزی نمی دانیم که آیا در گروه معتقدان به براندازی نظام جمهوری اسلامی قرار دارند و یا در زمره ی کسانی هستند که سازمان یافته یا خود جوش گمان می کنند تغییر وتحول در مدیریت سیاسی کشور وموفقیت یک چهره ی ملی محبوب برآمده از انقلاب که داعیه ی بازگشت به گفتمان انقلاب و امام را دارد، در تضاد با باورهای دینی برخواسته از کتاب و سنت و پیروی و ولایت پذیری از رهبران دینی دارد. اما انگیزه ی نهفته در پشت اینگونه اعمال هرچه که باشد، نشان از انحرافی مزمن وخطرناک دارد که از نخستین روزهای پس از پیروزی بر دامن یکی از پاک ترین، اخلاقی ترین و صلح آمیزترین انقلاب های تاریخ معاصر نشست و کارآمدترین و شایسته ترین استوانه های این نهضت را از مردم ما گرفت. ریشة این انحراف بنیان برافکن را باید در یک چیز دانست و بس: اینکه تصور کنیم برای رسیدن به هدفمان، استفاده از هر وسیله ای مجاز است. این همان آفتی است که خوارج را به نهروان کشاند، مجاهدین خلق را به منافقین تبدیل کرد، و فرقانیان را به ضلالت رهنمون گشت.
برادرم! نمی دانم اینکار را با چه انگیزه ای انجام داده ای، و نمی دانم که مقابله با هرکه متفاوت از تو می اندیشد را تا کجا برای خودت مجاز شمرده ای، و نمی دانم که کدامین آموزگار اخلاق ارتکاب چنین عملی را برایت مباح جلوه داده، و نمی دانم چگونه به این نتیجه رسیده ای که فرزند امام و انقلاب را مستحق چنین رفتاری است، اما می دانم که تو نیز به آیات وحی ایمان داری. بدان برادرم که ما پیروان کریمة «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» هستیم، بدان که ما حسینیان هم دینداریم و هم آزاده ایم، بدان که پیامبر رحمت برای گسترش نهضت خویش از کاربرد اینگونه ابزار دوری و بیزاری می جست، و بدان که ادارة این کشور بدست هرکسی که باشد، من و تو برادریم.
نوشته شده در شنبه 1388/02/05ساعت 23:1 توسط mouhammad| |
قلم - منشور دوازده گانه مهندس میرحسین موسوی در مورد آموزش و پرورش بر اساس دیدگاه های وی در دیدار با نمایندگان فرهنگیان تدوین شد.

به گزارش قلم نیوز، متن این منشور 12گانه به این شرح است:

1-آموزش و پرورش و جایگاه ملی آن

نهاد آموزش وپرورش یک نهاد ملی و دارای امتیاز و منزلت ملی است باید تلاش شود بالاترین جایگاه در نظام مدیریت و برنامه ریزی کشور به آموزش و پرورش اختصاص یابد و بهترین و شایسته ترین افراد برای مدیریت آموش و پروش به کار گرفته شوند.

2- آموزش وپرورش و سرمایه اجتماعی

آموزش و پرورش یک نهاد بزرگ اجتماعی است و بالاترین سرمایه اجتماعی را داراست؛ معلمان ممتازترین گروه اجتماعی مرجع در جامعه ما هستند و مورد احترام همه آحاد جامعه و از منزلت دینی و ملی بالایی برخوردارند؛ این امر می تواند به عنوان یک ظرفیت ملی برای تحول و توسعه و حتی برای ارتقای امنیت اجتماعی، به جای برخورد امنیتی استفاده شود.

3-آموزش و پرورش و آزادی بیان و اندیشه

اساس تعلیم و تربیت بر تفکر و اندیشه و راز توفیق آن در تعامل و گفت وگو و پرسشگری و آزادی بیان است؛ باید زمینه آزادی بیان و گفتار و حتی اعتراض در نظام تعلیم و تربیت در چارچوب قانون فراهم شود. من به شدت با امنیتی شدن فضای آموزش و پرورش مخالفم. تحقیر یا تنبیه معلمان به جرم آزادی بیان و نظرات متفاوت جفا به تعلیم و تربیت و از بین بردن بالاترین سرمایه اجتماعی جامعه است باید نگرش امنیتی به آموزش وپروش تغییر یابد.

4-آموزش و پرورش و مشارکت

آموزش و پرورش یک نهاد صرفا اداری نیست که صرفا توسط کارکنان آن اداره شود؛ آموش و پرورش یک نهاد بزرگ فرهنگی، آموزشی و اجتماعی است که باید برای تحقق اهداف آن از همه ظرفیت های کشور استفاده نمود
خوشبختانه قانون اساسی 7 اصل در مورد شوراها و مشارکت دارد. من اجرای قانون شوراها را در همه عرصه ها در آموزش و پرورش بسیار مفید می دانم و در قدم اول برای جلب مشارکت معلمان دو اقدام اساسی را دنبال خواهم نمود:

نخست نسبت به تشکیل پارلمان و مجلس معلمان با مشارکت همه معلمان در سراسر کشور اقدام خواهم کرد تا معلمان بتوانند نقش اساسی در فرایند بهبود معلمی داشته باشند.

دوم : تشکیل و فعال نمودن سازمان نظام صنفی معلمان در سراسر کشور.

تجربه سازمان نظام پزشکی و نظام مهندسی تجربه موفقی است؛ قطعا این تجربه در حوزه معلمان می تواند با اختیارات مناسب تری توسعه یابد. بالطبع مشارکت باید علاوه بر حوزه معلمان به حوزه دانش آموزان و تقویت شوراهای دانش آموزی و مجلس دانش آموزی تسری پیدا کند.

5- آموزش و پرورش و نهادهای صنفی

نهادهای مدنی و صنفی می توانند نسبت به بیان نظرات واقعی معلمان و انتقال مستقیم آن به دولت و مسوولان کشور نقش اساسی داشته باشند نباید نهادهای صنفی را نهادهای مزاحم و با آنان برخورد قهری یا انتظامی و امنیتی شود. نهادهای مدنی با پیگیری مطالبات فرهنگیان و حتی انتقاد از رویه های آموزش و پرورش و دولت به آنان کمک کنند و یار و یاور دولت باشند. ما باید از همه ظرفیت های موجود در چارچوب قانون حمایت کنیم.

6- آموزش و پرورش و مسایل اقتصادی

نهاد آموزش و پروش و معلمان از حیث اقتصادی سال ها در رنج و عذاب هستند؛ من در دوران جنگ به شهادت همکاران هیچگاه نگذاشته ام از منابع آموزش و پرورش کسر شود بلکه در برخی از سال ها تا 5 برابر، بودجه آموزش و پرورش افزایش داشته است. متاسفانه شاخص های بودجه ای آموزش و پرورش در شرایط فعلی به هیچ وجه قابل توجیه نیست ضمن اینکه در داخل به نسبت گذشته و به نسبت نهادهای دیگر سهم بسیار کمی دارد نسبت با شاخص های کشورهای مشابه بسیار وضعیت اقتصادی آموزش وپرورش نگران کننده است.

باید هم ظرفیت ملی را برای این امر بسیج کرد و هم برای توانمندسازی اقتصادی آموزش و پرورش از درون اقدام کرد. جلب مشارکت مردم در آموزش و پرورش، تقویت مدارس غیرانتفاعی و مشارکت و حتی واگذاری مدارس به معلمان می تواند در این امر موثر باشد. 

7-آموزش و پرورش و قانونگرایی

متاسفانه قانون گریزی در کشور در حال تبدیل شدن به یک رویه شده است و باید تلاش کنیم همه چیز در چارچوب قانون حل وفصل شود؛ حتی اگر لازم باشد قانون اساسی هم اصلاح شود باید از راهکارهای قانونی استفاده شود؛ بی قانونی موجب هرج و مرج و آنارشیسم را به دنبال خواهد داشت.
الان یکی از دغدغدهای اساسی معلمان عدم اجرای قانون به ویژه قانون خدمات مدیت کشوری است علیرغم وعده های فراوان دولت متاسفانه همه آنها در مورد معلمان زمین مانده است، باید برای وضع معیشتی معلمان چاره ای اندیشد.

8- آموزش و پرورش و تحجر

متاسفانه امروز یک بلایی به جان جامعه ما افتاده است به نام تحجر و واپس گرایی تحجر یک بلای بزرگ و یک آفت است. مردم ما می دانند که حضرت امام در دو سال آخر عمر مبارک خود چقدر به این موضوع پرداخت و همگان را نسبت به عواقب آن هشدار می داد. من موضوع اسلام ناب را که مطرح کردم منظورم مقابله با تحجر و واپس گرایی بود که امام همه را برای پرهیز از گرفتارشدن به آن به سوی اسلام ناب دعوت می کرد. این مساله در آموزش و پرورش باید به طور جدی و مضاعف مورد اهتمام قرار گیرد.

9-آموزش و پرورش و تمرکز زدایی

یکی از چالش های پیش روی آموزش و پرورش تمرکزگرایی در ساختار اداری و محتوایی است؛ این با موضوع کارآمدی و اثربخشی برنامه های آموزش و پرورش ناسازگار است، باید تلاش شود با محوریت مدرسه از تمرکزگرایی در آموزش و پرورش جدا پرهیز شود؛ به ویژه آنکه مدارس بازتاب نارسایی های اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ باید همه قابلیت ها و ظرفیت ها برای توسعه معلمان و مدارس به کار گرفته شود؛ تنوع فرهنگ ها، قومیت ها و زبان ها به رسمیت شناخته شود.

10- آموزش و پرورش و ثبات در سیاست ها و مدیریت ها

یکی دیگر از چالش های آموزش و پرورش امروز ما بی ثباتی در سیاست ها و برنامه و حتی در مدیریت است؛ این امر متاسفانه در همه جای کشور مشاهده می شود اما به نظر من در نهادی مثل آموزش و پروش بسیار اثر مخرب دارد زیرا کار تعلیم وتربیت امری تدریجی و مستمر است و این مهم حتما باید با ثبات و آرامش همراه باشد؛ تغییر مکرر سیاست ها، برنامه ها وزرا و مدیران در آموزش وپرورس باید بهبود یابد.


11- فقر زدایی و عدالت آموزشی

مشکلات مزمن در دستگاه آموزش و پرورش همه ما را آزار می دهد؛ باید تدابیری اندیشید از یک طرف خدمات آموزش در سراسر کشور به صورت عادلانه در اختیار همگان قرار گیرد و از سوی دیگر با فقر و محرمیت به طور اساسی مقابله شود. کشور ما کشوری ثروتمند است. مردم ما خواهان پیشرفت و توسعه و آبادانی هستند؛ یکی از نهادهایی که باید مورد اهتمام قرار بگیرد فقرزدایی از آموزش و پرورش و جامعه معلمان و فرهنگیان است.

12- آموزش و پرورش و مساله زنان

تعلیم و تربیت حق همگان اعم از دختران و پسران است و بالطبع برای تحقق اهداف و برنامه های تعلیم و تربیت باید شایستگی ها برای مدیریت ملاک باشد و قطعا زنان به ویژه در آموزش و پرورش از شایستگان این امر هستند خوشبختانه قانون اساسی ما، دین ما هیچ منعی برای سپردن مسوولیت های کلان کشور به زنان را ندارد؛ ممکن است در عرف برخی محدودیت ها باشد که باید همه کمک کنیم و فرهنگ سازی شد تا جامعه به ویژه در آموزش و پرورش بتواند از شایستگی زنان در همه عرصه ها به ویژه مدیریت های کلان بهره ببرد.

نوشته شده در شنبه 1388/02/05ساعت 9:51 توسط mouhammad| |

اگرچه کشور ما در موضوع هولوکاست بهای فراوانی را پرداخت کرده و سخنان رئیس‌جمهور کشورمان که آن را افسانه خوانده بود، باعث ایجاد فشارهای سیاسی بر روی ایران شد، اما تاکید بر عدم انکار این موضوع در قطعنامه پایانی کنفرانس دوربان ابهاماتی را در هیأت ایرانی رقم زد.

به گزارش سرویس بین‌الملل «آینده»، قطعنامه پایانی که امروز انتشار یافته و در 143 ماده تنظیم گردیده است در چندین ماده به موضوع هولوکاست پرداخته و اکنون سندیت هیأت ایرانی نیز بر روی این سند خودنمایی می‌کند.

براساس این گزارش در ماده 66 این قطعنامه که روز جمعه به تایید رسمی اعضاء خواهد رسید، قید گردیده:

Recalls that the Holocaust must never be forgotten, and in this context urges all Member States to implement General Assembly resolutions 60/7 and 61/255;

«به صراحت ذکر گردیده که درخواست می‌گردد که هولوکاست نباید فراموش شود و در این زمینه از کشورهای دنیا خواسته می‌شود قطعنامه‌های 60/7 و 61/255 شورای امنیت سازمان ملل متحد را به اجرا درآورند.»

این دو قطعنامه همان قطعنامه‌های معروف و جنجالی است که تمامی حقوق اولیه فلسطینیان را پایمال کرد و هرگونه اقدام در جهت انتشار اطلاعات و باز کردن زوایای هولوکاست را ممنوع کرد.

این دو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد از دیدگاه حقوقی منافع اسرائیل را تضمین و هرگونه اقدام در مورد این موضوع که هولوکاست به نحوی باید مورد بهره‌برداری قرار گیرد را در اختیار اسرائیل قرار داد.

اکنون سوال اساسی از هیأت ایرانی شرکت‌کننده در این کنفرانس، این است که به چه دلیل و با چه مجوزی اجازه دادند این ماده و بالغ بر 34 ماده دیگر در این قطعنامه به تصویب برسد و اکنون کشور ما خود از همپیمانان این موضوع باشد که باید دو قطعنامه سازمان ملل متحد را به اجرا درآورد.

در این حال بی‌بی‌سی مدعی شد: یک روز پس از آن که سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در حمله به اسرائیل در کنفرانس نژادپرستی سازمان ملل باعث هیاهو شد، سازمان ملل می‌گوید رئیس‌جمهوری ایران عبارتی که هولوکاست را "مبهم و مشکوک" توصیف می‌کرد از سخنرانی‌اش حذف کرد.

به علاوه مقام های سازمان ملل می‌گویند ایران بیانیه نهایی این کنفرانس را که بر لزوم از یاد نبردن هولوکاست صحه می‌گذارد امضا کرده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس سازمان ملل و دفتر نمایندگی ایران در ژنو در مورد علت تغییر متن سخنرانی آقای احمدی‌نژاد توضیحی نداده‌اند.

با این حال بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، گفت که او پیش از آن سخنرانی با آقای احمدی‌نژاد دیدار کرده و به او یادآوری کرده بود که سازمان ملل طی قطعنامه‌هایی برابری صهیونیسم را با نژادپرستی را رد کرده و بر واقعیت‌های تاریخی هولوکاست - قتل عام یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط نازی‌ها - صحه گذاشته است.

ماری هوئز سخنگوی سازمان ملل گفت که مقام‌های این سازمان بار دیگر با کمک مترجمان نطق ضبط شده آقای احمدی‌نژاد به فارسی را بررسی کردند و معلوم شد که او عبارت "مبهم و مشکوک" را از متن سخنرانی خود حذف کرده و به جای آن از عبارت "سوءاستفاده از مساله هولوکاست" استفاده کرده است.

با این حال این اظهارات احمدی‌نژاد در آن سخنرانی که غرب از هولوکاست به عنوان "بهانه‌ای" برای توجیه تجاوز به فلسطینی‌ها استفاده کرده باعث ترک جلسه کنفرانس توسط هیات‌های نمایندگی اعضای اتحادیه اروپا شد.

محمود احمدی‌نژاد که قبلا واقعه هولوکاست را "افسانه" خوانده است در نطق روز دوشنبه، دولت اسرائیل را حکومتی نژادپرست و جعلی خواند.

وی درباره اسرائیل گفت: «به بهانه هولوکاست با تجاوز، ملتی را آواره و عده‌ای را از آمریکا و اروپا و سایر کشورها به آن سرزمین منتقل کرده و حکومت جعلی برپا کردند و در واقع به بهانه جبران صدمات نژادپرستی در اروپا، خشن‌ترین نژادپرستان را در نقطه‌ای دیگر یعنی فلسطین حاکم کردند.»

آمریکا و هشت کشور دیگر غربی قبلا کنفرانس را بایکوت کرده بودند که به دلیل این نگرانی بود که کشورهای اسلامی آن را به مجمعی برای محکوم کردن اسرائیل بدل کرده و سایر مسائل را نادیده بگیرند.

روز سه‌شنبه بیش از 100 کشور اعلامیه 16 صفحه‌ای کنفرانس را که از جهان می‌خواهد با عدم تسامح مقابله کند تصویب کردند.

این بیانیه به اسرائیل اشاره‌ای نمی‌کند اما همچون بیانیه کنفرانس دوربان در سال 2001 بر توجه به "وضعیت ناگوار فلسطینی‌ها" و همزمان حق امنیت اسرائیل تاکید می‌کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه رئیس امور حقوق بشر سازمان ملل پس از تصویب این بیانیه آن را "پاسخی" به سخنرانی آقای احمدی‌نژاد علیه اسرائیل تعبیر کرد.

خانم پیلای اشاره کرد که «پاراگرافی که می‌گوید هولوکاست هرگز نباید فراموش شود در ... سند نهایی ظاهر شده است، و این سند توسط کلیه کشورها تصویب شد، از جمله ایران.»


محمد علی ابطحی:

سخنرانی آقای احمدی نژاد و نیاز اسرائیل
خیلی‌ها در دنیا به اوباما و سیاستهای جدید آمریکا دل بسته بودند که شاید در نتیجه آن اسرائیل مهار شود. اسرائیلی هم حسابی به تکاپو افتاده بودند. از همه اهرم‌ها ی سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کردند که منزوی نشوند. مردم آمریکا و اروپا از اینکه قربانی مصالح اسرائیل در جهان هستند، ناراحت بودند. رهبران اروپا وآمریکا این را میدانستند. در جریان سخنرانی آقای احمدی‌نژاد به سوئیس ، عملاً قدرتمندان دنیا بهانه پیدا کردند یکبار دیگر پشت سر اسرائیل بایستند. اسرائیل بیشتر از همه به چنین فضایی نیاز داشت که در سخنرانی آقای احمدی‌نژاد به وجود آمد. حتما آن روز جشن و شادمانی بزرگی در سرسرای دولتی اسرائیل برپا بود.

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/02ساعت 18:50 توسط mouhammad| |

می‌ترسم شکاف بین نیروها به شکاف بین ملت ما منجر شود.

حفظ حرمت جمهوری اسلامی یک اصل برای همه سیاستمداران است.

قویا مدافع تک همسری هستم.

تلاش خواهم کرد فضای بهتری برای آزادی زن‌ها فراهم شود.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه گفت: مساله زنان سطوح مختلفی دارد. بخشی از آن به نیروهای تحصیل کرده و جویای کار مربوط می‌شود که در این راه با تبعیض‌هایی مواجه هستند. بخش قابل توجهی از خانم‌ها هم در خانه هستند که آن‌ها نیز مسایل و مشکلاتی دارند که گاهی مربوط به مشکلات حقوقی و امثالهم است و دادگاه‌های ما پر از این نوع موارد است. در زمینه‌های حقوقی، اقتصادی و منزلت بخشی به زن‌ها کارهای زیادی باید انجام دهیم و یک مقدار آن به کارگیری زن‌ها در پست‌های اجرایی و مدیریتی برمی‌گردد و باید اراده‌ای در این رابطه به وجود بیاید.

میرحسین موسوی با بیان اینکه اعتقاد دولت به این مساله هم نقش مهمی ایفا می‌کند، افزود: من تلاش خواهم کرد برای اینکه فضای بهتری برای آزادی زن‌ها، حل مشکلات حقوقی آن‌ها و شرکت آن‌ها در جامعه فراهم شود.

راه من با نهضت آزادی جدا بوده است اما باور ندارم این‌ها غیرمومن و غیرمسلمانند.

اگر بخواهم با جبهه‌ی ملی ملاقات کنم جلوی چشم مردم این کار را می‌کنم.

از یک جامعه‌ ارزشی به یک جامعه‌ سوداگر تغییر کرده‌ایم

می‌شود پنج میلیون تومان به مجلس برد، برای این که رای مجلس خریده شود.

شاهد بی‌ثباتی سیاست‌های اقتصادی و مشکلات بانکی هستیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/02ساعت 13:11 توسط mouhammad| |
شوراي مركزي جبهه اصول گرايان حامي مهندس ميرحسين موسوي شكل گرفت.

سعيد ابوطالب در گفتگو با خبرنگار كلمه، با اعلام اين خبر گفت: شوراي مركزي اصول‌گرايان حامي مهندس موسوي شامل جمعي از شخصیت های سرشناس جریان اصولگرا اعم از روحانیون، نمايندگان ادوار مجلس، دانشگاهيان و اصحاب رسانه است.

وي همچنين از حمايت این مجموعه از ميرحسين موسوي خبر داد و افزود: شوراي مركزي اصول‌گرايان حامي مهندس ميرحسين موسوي حمايت رسمي خود را در آينده نزديك اعلام مي‌كند.

ابوطالب ادامه داد: اعضاي شوراي مركزي تاكنون جلساتي نيز با‌ مهندس موسوي داشته اند.

به گزارش کلمه، تحلیلگران سیاسی معتقدند با تشکیل جبهه اصولگرایان حامی میرحسین موسوی، توازن سیاسی در گروه های اصولگرا با تغییرات جدی مواجه خواهد شد.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/02ساعت 12:27 توسط mouhammad| |
نقشه حساب شده غرب برای سوءاستفاده از واکنش هیات ایرانی؛

با انتشار پیش نویس قطعنامه کنفرانس دوربان دو که در ژنو در حال برگزاری است، مشخص شد کشورهای غربی با نقشه‌ای حساب شده، با بزرگنمایی مواضع ایران، سایر کشورهای شرکت‌کننده در کنفرانس را به انفعال کشانده و موضوع اعتراض به اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستی را که مهمترین محور قطعنامه کنفرانس قبل بود، به طور کلی از قطعنامه کنفرانس دو حذف کنند.

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 23:31 توسط mouhammad| |
قلم - مهندس میرحسین موسوی درباره مسایل زنان با بیان اینکه نباید به سمت راه‌حل‌هایی برویم که عملا منجر به تبعیض و تضعیف بیشتر زنان باشد، تاکید کرد: قویا مدافع تک همسری هستم.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، نخست وزیر دوران دفاع مقدس در نشست خبری با رسانه‌های سراسری و محلی در گرگان در پاسخ به سوالی درباره مشکلات مربوط به زنان و بحث لایحه موسوم به خانواده گفت: ما باید به زن‌ها احترام بگذاریم و مشکلات زنان کشور خود را درک کنیم.

وی افزود: ما باید زنی را در نظر بگیریم که رنج کشیده، کار کرده، در خانه فرسوده شده، بچه‌ها را بزرگ کرده و بعد سن و سالش بالا رفته و آن وقت شوهر او به سرش می‌زند که زن دیگری بگیرد. این مساله نادرستی است که واقعا با احترامی که نسبت به زن قائلیم و با عدلی که شناختیم سازگاری ندارد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: دین ما حتی می‌گوید که زن برای کار عادی خانه می‌تواند اجرت طلب کند، اگر نمی‌توانیم آن کار را انجام دهیم لااقل باید زمینه‌ای بسازیم که در حداقل‌ها دچار دغدغه و مشکل نشویم.

موسوی درباره دیدگاه خود نسبت به لایحه حمایت از خانواده و موضوع تعدد زوج‌ها اظهار کرد: این لایحه‌، لایحه درستی نیست و همان موقع هم من اظهارنظر مختصری در این رابطه کردم. این مساله در سطح جامعه هم آنچنان مخالفتی برانگیخت که در مجلس متوقف ماند اما گاهی می‌بینیم از طریق سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی هنوز زمینه این مساله از بین نرفته است و می‌خواهند آن را به صورت یک سنت حسنه و یک کار خوب در جامعه جا بیندازند. این ظلم به زن‌های اجتماع است و نباید این کار صورت بگیرد.

وی با بیان اینکه تعدادی از مراجع ما هم نسبت به این مساله اعتراض کردند و در لایحه‌ای که قوه قضاییه داده بود چنین بندی وجود نداشت افزود: متاسفانه این بند اضافه شد و مشکلاتی را ایجاد کرد و چه بسا آنچه الان متوقف شده است، در شرایط دیگری فعال شود.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه گفت: مساله زنان سطوح مختلفی دارد. بخشی از آن به نیروهای تحصیل کرده و جویای کار مربوط می‌شود که در این راه با تبعیض‌هایی مواجه هستند. بخش قابل توجهی از خانم‌ها هم در خانه هستند که آن‌ها نیز مسایل و مشکلاتی دارند که گاهی مربوط به مشکلات حقوقی و امثالهم است و دادگاه‌های ما پر از این نوع موارد است. در زمینه‌های حقوقی، اقتصادی و منزلت بخشی به زن‌ها کارهای زیادی باید انجام دهیم و یک مقدار آن به کارگیری زن‌ها در پست‌های اجرایی و مدیریتی برمی‌گردد و باید اراده‌ای در این رابطه به وجود بیاید.

میرحسین موسوی با بیان اینکه اعتقاد دولت به این مساله هم نقش مهمی ایفا می‌کند، افزود: من تلاش خواهم کرد برای اینکه فضای بهتری برای آزادی زن‌ها، حل مشکلات حقوقی آن‌ها و شرکت آن‌ها در جامعه فراهم شود.

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 23:24 توسط mouhammad| |
کاریکاتور میر حسین

طنز - تمثال مستطاب حضرت سابقا نخست وزیر حسین آقای موسوی ملقب به میر

منبع: حامیان میر حسین

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 22:9 توسط mouhammad| |
امام فرمودند سفر به سازمان ملل و سخنراني در آنجا خوب است ولي اگر به صورت اتفاقي مثلا هواپيماي شما را توقيف كنند، یا به فرض این که وقتی شما پشت تريبون سازمان ملل قرار گرفتيد آنگاه به يكباره مثلا برق را قطع نمايند ، و اين توهين به نظام جمهوري اسلامي مي‌شود. در اين صورت شما چكار خواهيد كرد؟ بنده توضيح دادم كه چنين چيزي امكان وقوع ندارد و دلايل آن را برشمردم. روشن است كه امام تا كجا را و احتمالات را تا چه حد پيش‌بيني مي‌كرد
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1388/02/01ساعت 17:44 توسط mouhammad| |
باید از فضایی بترسیم که محدود و آمرانه و اثرگذار بر خلاقیت هنرمندان باشد. بنابراین بهترین کارهای هنری در کشور ما کارهای بدون دستور و برخاسته از نیازهای عمیق فکری و فرهنگی است و در این راستا دولت فرهنگی می‌تواند به هنرمندان نشان دهد که آن‌ها را به عنوان یک فرصت تلقی می‌کند.
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 23:46 توسط mouhammad| |
در زمان امام خميني (ره) شما قوي‌ترين بازوي اجرايي او بوديد. كشور را به زيبايي اداره كرديد و آن مقام فرهيخته نيز از شما حمايت كردند. ايشان فردي نبودند كه هواي‌نفساني داشته باشند، آن انسان شايسته به راستي شما را كشف كرده بود و شما نيز به او وفادار بوديد. من شما را ثمره نگاه، انتخاب و راهنمايي آن بزرگواران مي‌دانم.
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 23:43 توسط mouhammad| |
برای حفظ پایه‌های اجتماعی، گروه‌ها و کمیته‌هایی تشکیل مي‌شود که در رأس آنان معلمان حضور دارند. کاری نداریم که دولت به آن‌ها اعتماد دارد یا خیر، جامعه به معلمان بالاترین اعتماد را دارد و این امر حساسیت تعامل با معلمان را می‌رساند.

همانطور که قبلاً هم گفته‌ام دید امنیتی و پادگانی را محکوم می‌کنم؛ چرا که هر کجا دید امنیتی بالارفته بیشتر ضرر و آسیب را دیده‌ایم.

زمانی که یک شخصی کارمند، یا کارگر که از مشکلات مالی ومسکن رنج می‌برد، این موضوع را می‌شنود پیش خود می‌گوید مسوولان این پول را چه کار کرده‌اند؟ اولین خاصیت این مساله بی‌اعتمادی مردم است. اگر پاسخی وجود دارد برای رفع این بی‌اعتمادی باید پاسخ و استدلال داشت.

در قدیم نگاه به معلمان به این گونه بود که معلم دانش آموز و نسل آینده را تربیت می‌کند. زمانی که معلم تهدید و تحقیر می‌شود، چگونه می‌تواند روحیه سرافرازی وشجاعت را در دانش آموزان به‌وجود آورد.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 23:41 توسط mouhammad| |
دلار های نفتی کجا رفت؟

جمهوریت: همین که غلامحسین الهام حاضر شده به پرسش میرحسین موسوی درباره چگونگی هزینه شدن ٢٧٠ میلیارد دلار درآمدهای نفتی دولت نهم از سال ٨٤ تا ٨٧ پاسخ گوید، جای شکرگزاری دارد. پرسش برسر سرنوشت دلارهای گمشده در اقتصاد ایران اگرچه دوسالی هست که بارها و بارها مطرح می شود، اما هیچگاه پاسخ مناسب و قانع کننده ای برای آن از سوی دولتمردان دولت نهم شنیده نشد.

آنها در این سال ها حتی از پاسخ گویی به پرسش درباره اعلام مانده حساب ذخیره ارزی نیز طفره رفته اند تا کسی حتی نمایندگان مجلس نیز نداند دلاهای نفتی به دست آمده در چهارسال گذشته کجا و چگونه خرج شده اند.

با این حساب اگرچه پاسخ سخنگوی دولت به موسوی، پاسخی قانع کننده، شفاف و دقیق نیست، اما از این بابت که کسی در دولت نهم خود را در مقام پاسخگویی دیده گامی به جلوست.

اما عددی که غلامحسین الهام به عنوان میزان درآمدهای نفتی اعلام کرده با واقعیت فاصله ای اندک به میزان چندین میلیارد دلار دارد که این اختلاف چند ده میلیارد دلاری در اعلام درآمدهای نفتی دولت احمدی نژاد آنهم از سوی سخنگوی دولت که قاعدتا گفتار و سخنان او می بایست از دقت و صحت بیشتری نسبت به سایرین برخوردارباشد، اصلا زیبنده نیست.

آقای سخنگو با انتقاد شدید از سؤال میرحسین موسوی درباره سرنوشت ٢٧٠ میلیارد دلار درآمدهای نفتی، درآمدهای نفتی در دولت نهم از سال ١٣٨٤ تا پایان ١٣٨٧، را فقط ١٩٢ میلیارد عنوان کرده است.

غلامحسین الهام در پاسخ به رقیب انتخاباتی احمدی‌نژاد گفت: دوست داريم بدانيم اين رقم طبق كدام معيار به دست آمده است. با يك حساب سرانگشتي مي‌توان حساب كرد كه درآمد نفت دولت نهم از سال ٨٤ تا ٨٧، ١٩٢ ميليارد دلار بوده است، با وجود اينكه شش ماه از ابتداي سال ٨٤ نيز مربوط به دولت قبل است كه با اين حساب درآمد نفتي دولت نهم در اين مدت ١٧٣ ميليارد دلار مي‌شود‌.

او اعلام ارقام جعلي و شبهه‌سازي را سعي در ايجاد جنگ رواني نامید ، اتهامی که چهارسالی هست تمام منتقدان و کارشناسان به آن متهم می شوند.

اما واقعا درآمدهای دولت نهم از سال ٨٤ تا سال گذشته چقدر بوده است؟ بهترین منبع برای دریافت این رقم گزارش های بانک مرکزی است تا کسی به سیاسی کاری یا آنگونه که سخنگو می گوید به ایجاد جبه ای برای جنگ روانی متهم نشود.

بر اساس آمار بانک مرکزی، درآمدهای نفتی کشور از سال ١٣٨٤ تا شهریور ١٣٨٧، برابر با ٢٥٥ میلیارد دلار بوده و در صورتی که درآمدهای نفتی کشور در شش ماهه دوم سال ١٣٨٧ که توسط وزارت نفت حدود ٢٥ میلیارد دلار اعلام شده است، به رقم فوق افزوده شود، مجموع درآمدهای نفتی کشور در چهار سال گذشته به ٢٨٠ میلیارد دلار بالغ می‌شود.

گزارش دیگری که ازمیزان درآمدهای نفتی دولت نهم در سه سال گذشته وجود دارد ، روایت کمیسیون اقتصادی مجلس از این درآمدهاست. کمیسیونی که ریاست آن برعهده یکی از اصولگرایان مجلس است و نه منتقدان سیاسی دولت نهم در آن عضوند و نه کسی از اعضای آن سرجنگ با دولت دارد.

براساس این گزارش،‌ درآمد دولت در سال‌های ٨٤ تا ٨٦ به ترتیب ٥٣ میلیارد و ٨٢٠ میلیون دلار، ٦٢ میلیارد و ٤٦٠ میلیون دلار و ٨١ میلیارد و ٧٦٠ میلیون دلار بوده‌ و درآمد دولت از محل فروش نفت و گاز در سال ٨٧ نیز٧٥.٠٠ میلیارد دلار پیش‌بینی شده بود كه مجموع این درآمدها براساس گزارش كمیسیون اقتصادی مجلس هشتم با اكثریت اصولگرایان، عدد ٢٧٣.٠٤ میلیارد دلار را نشان می‌دهد.

حتی روایت‌ دیگری كه خبرگزاری محافظه‌كار و نزدیک به دولت فارس از درآمدهای دولت می‌دهد نیز نتایج بهتری به دست نمی‌دهند،‌ براساس آنچه این خبرگزاری منتشر كرده، درآمدهای دولت در سال ٨٤ و ٨٥ به ترتیب ٤٨ میلیارد و ٨٢٣ میلیون دلار و ٥٧ میلیارد و ٦٣٦ میلیون دلار بوده‌است. براساس آنچه حجت‌الله غنیمی‌فرد معاون شركت ملی نفت از میزان درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت و گاز در سال ٨٦ ارائه كرده، این درآمدها به ٧٨ میلیارد و ٨٠٠ میلیون دلار رسیده‌است. مجموع این اعداد و ارقام بدون احتساب درآمدهای نفت و گاز دولت نهم در سال ٨٧ به ١٨٥ میلیارد و ٢٥٩ میلیون دلار بالغ می شود. اگر گفته اکبر ترکان، معاون برنامه ریزی وزارت نفت، را که درآمدهای نفتی دولت در سال ٨٧ را بالغ بر ٧٠ میلیارد دلار اعلام کرده بود، ملاک عمل قرار دهیم درآمدهای نفتی دولت نهم از سال ٨٤ تا ٨٧ حتی با اعداد و ارقام اعلام شده از رسانه ها و افراد نزدیک به دولت نیز به ٢٥٥ میلیاد و ٢٥٩ میلیون دلار می رسد که با ادعای غلامحسین الهام تفاوتی ٦٣ میلیارد دلاری دارد.

ضمن آنکه استدلال مطرح شده توسط غلامحسین الهام مبنی بر عدم محاسبه درآمدهای نفتی شش ماهه نخست ٨٤ در حساب درآمدهای دولت نهم نیز به نظر درست نمی‌رسد، چرا که با وجود انتخاب احمدی‌نژاد در ابتدای تیر ماه، تنفیذ ریاست‌جمهوری در اوایل مرداد ماه و دیرکرد در وصول و واریزی درآمدهای نفتی به حساب دولت عملاً درآمدهای نفتی آغاز سال ١٣٨٤ در اختیار دولت نهم بوده است، کما این که درآمدهای نفتی ابتدای سال ١٣٨٨ نیز در اختیار دولت دهم خواهد بود.

از سوی دیگر، بررسی درآمدهای نفتی نیز نشان می‌دهد از مجموع بیش از پنجاه میلیارد دلار درآمد اعلام شده توسط بانک مرکزی تا شش ماهه نخست ١٣٨٧، بیش از ٢٥ میلیارد دلار از مبلغ مذکور مربوط به درآمدهای صنعت پتروشیمی بوده که توسط وزارت نفت صادر شده است و با این حساب، مجموع درآمدهای وزارت نفت در دولت نهم به رغم ٣٠٥ میلیارد دلار می‌رسد که نشان می‌دهد هم سخنگوی دولت در اعلام رقم ١٩٢ میلیارد دلاری و هم مهندس موسوی در اعلام رقم ٢٧٠ میلیارد دلاری دچار اشتباه شده‌اند.

اما زمانی فاجعه رخ می نمایاند که بدانیم بر اساس اعلام مسوولان دولتی، مانده حساب ذخیره ارزی در پایان سال ١٣٨٧ و با وجود کسب درآمد ٢٨٠ میلیاد دلاری فقط ٢٥ میلیارد دلار بوده است.

اما ابعاد این فاجعه زمانی بیشتر می شود که درآمدهای دولت نهم را با درآمدهای نفتی دولت های قبل از آن مقایسه کنیم. درآمد ٨ ساله دولت هاشمی رفسنجانی چیزی در حدود ١٣٤ دلار بوده، این رقم در ٨ سال فعالیت دولت خاتمی به ١٩٤ رسید. در واقع متوسط سالانه درآمدهای دولت سازندگی ١٦ میلیارد و ٧٥٠ میلیون دلار بوده است، متوسط درآمد سالانه دولت خاتمی در هشت سال فعالیت دولت اصلاحات به ٢٤ میلیارد و ٢٥٠ میلیون دلار رسید.

اما متوسط درآمد سالانه دولت نهم در این چهار سال به ٧٠ میلیارد دلار بالغ شده است. در واقع متوسط سالانه درآمدهای دولت نهم نسبت به دولت خاتمی و هاشمی به ترتیب رشدی معادل ١٨٨ و ٣١٨ درصدی داشته است.

درواقع، متوسط درآمدهای ارزی دولت نهم چیزی در حدود دو برابر برنامه سوم توسعه و نزدیك به سه برابر متوسط درآمدهای ارزی دولت در برنامه دوم توسعه بوده‌ است. اما مصرف بیش از سه‌برابری درآمدهای ارزی باعث نشده تا دیگر شاخص‌های اقتصادی متناسب با این برداشت رشد یا كاهش یابند، دولت نهم در حالی بیش از سه برابر هزینه‌های ارزی پیش‌بینی شده مصرف كرده‌است كه دیگر اعداد و ارقام اقتصادی نیز با پیش‌بینی‌ها فاصله بسیار دارد، ‌یعنی نرخ رشد اقتصادی در همین سال‌ها و به‌رغم مصرف سه برابری ارز به جای ٨ درصد پیش‌بینی شده در برنامه چهارم هیچ‌گاه از ٦‌درصد فراتر نرفته‌است. نرخ رشد تورم كه قرار بود تا پایان برنامه یك‌رقمی شود تا سطح ٢٦ درصد افزایش داشته است.

با این‌همه راحت‌ترین كار همان است كه دولت انجام داد؛‌ پاك‌كردن صورت مسئله. اتهام زنی به منتقدان و سیاسی خواندن این پرسش که دلارهای نفتی چه شد؟


رسمی‌ترین گزارش درباره عملكرد حساب ذخیره ارزی، درآمدها و هزینه‌های ارزی دولت مربوط به گزارش كمیسیون اقتصادی مجلس است كه در نخستین ماه فصل پاییز منتشر شد و البته خبر از خزان درآمدهای ارزی كشور می‌داد. براساس این گزارش،‌ درآمد دولت در سال‌های ٨٤ تا ٨٦ به ترتیب ٥٣.٨٢ میلیارد دلار، ٦٢.٤٦ میلیارد دلار و ٨١.٧٦ میلیارد دلار بوده‌ و درآمد دولت از محل فروش نفت و گاز در سال ٨٧ نیز٧٥.٠٠ میلیارد دلار پیش‌بینی شده است كه مجموع این درآمدها براساس گزارش كمیسیون اقتصادی مجلس هشتم با اكثریت اصولگرایان، عدد ٢٧٣.٠٤ میلیارد دلار را نشان می‌دهد. روایت‌های دیگری كه خبرگزاری محافظه‌كار فارس از درآمدهای دولت می‌دهد نیز نتایج بهتری به دست نمی‌دهند،‌ براساس آنچه این خبرگزاری منتشر كرده، درآمدهای دولت در سال ٨٤ و ٨٥ به ترتیب ٤٨ میلیارد و ٨٢٣ میلیون دلار و ٥٧ میلیارد و ٦٣٦ میلیون دلار بوده‌است. براساس آنچه حجت‌الله غنیمی‌فرد معاون شركت ملی نفت از میزان درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت و گاز در سال ٨٦ ارائه كرده، این درآمدها به ٧٨ میلیارد و ٨٠٠ میلیون دلار رسیده‌است.

نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 18:8 توسط mouhammad| |
این عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه تغییر وضع موجود یک تکلیف ملی است، اظهار داشت: برای این تغییر، هیچ راهی جز حضور در یک انتخابات پرشور وجود ندارد.

وی با اشاره به انصراف سید محمد خاتمی به نفع جریان اصلاحات، اظهار داشت: خاتمی برای جلوگیری از تعدد کاندیداهای اصلاح طلب و به وحدت رسیدن آنان انصراف داد و هدف فعلی همه ما، ورود به صحنه انتخابات با هدف کسب پیروزی و حرکت در جهت اصلاح امور کشور است.

انصاری با اشاره به خصوصیات بارز مهندس موسوی گفت: موسوی مدیر بحران است و من به واسطه ارتباطی که با دفتر امام خمینی داشتم شاهد بودم که امام خمینی(ره) تا آخرین روز حیات خود از مهندس موسوی حمایت جانانه می کرد.

وی با بیان اینکه مهندس موسوی به منافع ملی، عقل و خرد جمعی پایبند است، تصریح کرد: ایشان در زمان جنگ کاری کارستان کرد و اداره کشور با درآمد آن زمان و مخارج سنگین جنگ، کار بسیار دشواری بود.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 17:46 توسط mouhammad| |
در هیچ کشوری فضای فرهنگی نمی‌تواند به طور آمرانه اداره شود. اگر به فضای آزاد فرهنگی احترام بگذاریم می‌توانیم خلاقیتی را شاهد باشیم که در زمینه‌های مختلف حتی در زمینه‌های اقتصادی موثر باشد من به این مساله تعهد دارم و عمل می‌کنم.

بی‌اعتمادی به دانشجویان، بی‌اعتمادی به کل ملت است.

انقلاب کردیم که شهروندان مساوی با حقوق برابر داشته باشیم.

مخالف ستاره‌دار شدن دانشجویان هستم.

محروم‌شدن دانشجو از حق تحصیل را برنمی‌تابم.

ما برای حفظ کرامت انسانی و اعتقاد به آزادی انقلاب کردیم.

تشکل‌های دانشجویی باید به عنوان یک نعمت به حساب بیایند.

امروز از واژه عدالت بد استفاده می‌شود.

بسیاری حرف‌ها را فرو خوردم و دم نزدم.

ایدئولوژی مانع جذب سرمایه‌گذاری نیست.

تلاش برای دولتی‌کردن دانشگاه آزاد می‌تواند مشکلات زیادی به‌وجود آورد.

گاهی ماجراجویی‌ها در سیاست‌خارجی مصرف داخلی و رای‌آوری دارد.

برخوردهای تند و سروصدا کردن در دنیا را مناسب نمی‌دانم.

مشکل ما بر سر افراط و تفریط هاست.

در هیچ کشوری فضای فرهنگی نمی‌تواند به‌طور آمرانه اداره شود.

جو دانشجویی به مساله کرامت انسانی و حقوق بشر حساس است.

رشد نخواهیم کرد مگر اینکه بزرگان کشور را فارغ از طبقه آنها پاس بداریم.

معتقد به رفع تبعیض بین زن و مرد هستم.

رسانه ملی یعنی رسانه‌ای برای همه قشرها و سلایق.

ملی مذهبی‌ها را به چشم خیانت نگاه نمی‌کنم.

تحریم دانشجویان یعنی اهانت به دانشگاه.

270میلیارد دلار می‌توانست بخشی از عقب‌ماندگی ما را از بین ببرد.

مشکلات زیادی داریم هیچ‌کدام غیرقابل جبران نیست.

تلاش می‌کنم اسیر رادیکالیسم آستانه انتخابات نشوم.

اگر مبارزه با فساد تبدیل به یک مساله تبلیغاتی شود جز طغیان فساد نتیجه‌ای ندارد.

وقتی دولت را تحویل دادم هیچ‌گونه بدهی نداشتیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 12:31 توسط mouhammad| |
صنعت نیشکر یک صنعت دیرینه در کشور ماست و تازه به وجود نیامده است. از طرفی واردات بی‌رویه‌ی شکر در کشور را شاهدیم و در نتیجه از سوی دیگر مزارع عظیم شکر در حال از بین رفتن هستند. در حالی که 600 هزار تن نیاز به واردات شکر در کشور داریم؛ متاسفانه در یک سال، دو و نیم میلیون تن شکر وارد شده است؛ وقتی به این مساله عمومیت دهیم با ریشه‌های مشکلات روبه‌رو می‌شویم.
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1388/01/29ساعت 16:36 توسط mouhammad| |
احمدی نژاد هیچ وعده ای در انتخابات نهم به مردم نداد

جمهوریت- احسان مازندرانی: در حالی که دولت نهم در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم به بهانه های مختلف سعی در جذب آرای مردم دارد علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد در تبریز بار دیگر به دفاع بد از دولت نهم پرداخت و در پاسخ به سوالي در خصوص جنجال سيب زميني هاي رايگان نيز گفت: مخالفان دولت در آستانه انتخابات با طرح مسائلي چون ايجاد ترديد در توزيع سهام عدالت، جنجال سيب زميني و نيز بن کتاب بين دانشجويان، قصد دارند به صورت هدفمند عليه دولت خدمتگزار فضاسازي کنند.


ماجرای سیب زمینی ها از زمانی آغاز شد که پس عبور خاتمی از شهرهای مختلف استان فارس در سفرهای استانی خود پیش از انصراف، یک تریلر بدون شماره با اختلاف سی دقیقه پشت کاروان او حرکت و سیب زمینی رایگان بین مردم توزیع می کرد. توزیع سیب زمینی آنقدر فراوان شد که دولت با ارسال پیامک هایی برای فرهنگیان از آنها خواسته بود تا برای دریافت سهمیه رایگان سیب زمینی خود به نواحی محل خدمت خود مراجعه کنند. از طرف دیگر در کوی دانشگاه تهران حدود یک میلیارد و ٢٠٠ میلیون ریال بن که کمیته امداد برای توزیع در میان دانشجویان کم بضاعت در اختیار معونت فرهنگی کوی داده بود در میان همه دانشجویان توزیع شد و برخی از دانشجویان نزدیک به نهادهای خاص هم بهره بیشتری از این مبلغ بردند با این حال جوانفکر می گوید: اين يک جنجال بود که درست کردند چراکه در اين موضوع تنها به هئيت‌هاي مذهبي کمک شد و بعد هم در اخبار آمد که به خاطر گرفتن راي اين هدايا داده شده است.


مشاور مطبوعاتی رییس جمهور اما ادعا می کند در زمان انتخابات دور نهم رياست جمهوري، احمدي نژاد هيچ وعده انتخاباتي نداده است، و "آوردن نفت بر سر سفره مردم به هيچ عنوان سخن ايشان نبوده است." ادعای جوانفکر در حالی است که تصاویر پوسترهای انتخاباتی احمدی نژاد با همین موضوع همنوز هم در روزنامه ها چاپ می شود اما گویی دیورا حاشا بسیار بلند است و جوانفکر و رییس او همچنان این وعده را تکذیب می کنند.
گزارش خبرگزاري مهر از تبريز، علي اکبر جوانفکر عصر چهارشنبه در جمع دانشجويان دانشگاه تبريز افزود: احمدي‌نژاد اصلاً يک وعده هم به مردم نداده است از سوي ديگر احمدي نژاد شخصاً هيچ تلاشي براي تبليغات انتخاباتي نکرده و مايل نيست که ستاد انتخاباتي باز کند.

مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور تصريح کرد؛ دکتر احمدي نژاد براي پيروزي در انتخابات حتي يک ريال هم هزينه نکرد و همه ستادها از طرف مردم بوده است.به گفته جوانفکر دکتر احمدي‌نژاد در اين دوره ستاد انتخاباتي نخواهد داشت.


جوانفکر در ادامه در پاسخ به سئوال يکي از دانشجويان که برخي اقدامات دولت را اقدامات غيرقانوني خواند، گفت: دولت نهم پايبندترين دولت نسبت به قانون بوده و هيچ‌گونه تصميمي خارج از قانون گرفته نشده است. با این حال گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور در سال های ٨٥ و ٨٦ خبر از تخلف دولت از بیشتر قوانین بودجه مصوب مجلس بوده است. دیوان محاسبات در گزارش سال ٨٥ خود آورده بود که یک میلیارد و ٨٥ میلیون دلار حاصل از درآمد نفت در آن سال گم شده است و در گزارش سال ٨٦ به تخلف گسترده دولت در بیش از ٥٦ درصد موارد قانون بودجه اشاره شده است.
مشاور رئيس جمهور در خصوص حذف سازمان مديريت و شوراهاي عالي و برخي اظهار نظرها در خصوص احياي اين ارگانها اعلام کرد که "سازمان مديريت سالها دولت‌هاي ما را زمين گير کرده بود" و شوراهاي عالي را "دکان" خواند و گفت: شوراهای عالی نيز از آن دکانهايي بود که مانع و عامل بازدارنده براي پيشرفت کشور به شمار مي رفت.

نوشته شده در شنبه 1388/01/29ساعت 13:25 توسط mouhammad| |
میر حسین در جمع تولید گران: راه برون‌رفت از شرایط کنونی و نیل به توسعه اقتصادی، تأکید بر تولید و اشتغال است که با محوریت بخش خصوصی امکان پذیر می شود. بخش خصوصی عامل اصلی در تحقق رشد و توسعه اقتصادی برای کشور است. هیچ تجربه موفقی در پیشرفت و توسعه نداریم که در آن فعالیت‌های بخش خصوصی اصلی‌ترین نقش را نداشته باشد و در کنار آن، دولتی توانمند، برنامه ریز ، سیاست گذار، ناظر و توسعه گرا نقشی اساسی در فراهم نمودن بسترهای مناسب برای حضور توانمند فعالان اقتصادی خصوصی را فراهم نکرده باشد.
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1388/01/28ساعت 20:55 توسط mouhammad| |
میرحسین موسوی، نخست‌وزیر ایران در سال‌های 1981 تا 1989 اصلی‌ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری برای جانشینی محمود احمدی‌نژاد است.فایننشال تایمز در تاریخ 12 آوریل با او در فرهنگسرای هنر مصاحبه‌ای انجام داده. این مصاحبه 18 دقیقه‌ای که توسط آفتاب ترجمه شده است:

اخیرا گفته‌اید در صورت انتخاب به دنبال تشنج‌زدایی با غرب خواهید بود. چطور می‌توانید بدون مصالحه بر سر برنامه هسته‌ای این رویکرد را با آمریکا داشته باشید؟

من تشنج‌زدایی را اصلی برای ساختن اعتماد بین ایران و سایر کشورها می‌دانم. به نظرم گفتمان اخیر بر سر تفاوت میان فن‌آوری هسته‌ای و سلاح‌های هسته‌ای مورد خوبی است. هر قدر روی این تفاوت بیشتر تاکید شود احتمال تشنج‌زدایی بیشتر خواهد شد.

آیا اگر رییس جمهور شوید ایران برنامه غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درخواهد آورد؟

نه، هیچ کس در ایران تعلیق را نمی‌پذیرد.

شما هم نمی‌پذیرید؟

نه. مشکل این جاست که ما تجربه بدی از تعلیق داریم. این کار اولین بار در سال‌های 2003 تا 2005 انجام شد و قرار بود در آن هنگام بر سر مسائل بحث شود و سوء ظن‌ها از بین برود، اما تعلیق در عوض ابزاری برای محروم کردن ایران از دسترسی به فن‌آوری هسته‌ای شد. این خاطره بدی است.

پس چطور تنش‌ها را از بین می‌برید؟

پیشرفت در فن‌آوری هسته‌ای و استفاده صلح‌آمیز از آن حق تمام کشورها و ملت‌هاست. این چیزی است که ما با مصائب فراوان با تلاش‌های خودمان به آن رسیدیم. باید ببینیم چه راه حل‌هایی وجود دارد. به عبارت دیگر، چه تضمین‌هایی می‌توان برای تبدیل نشدن این برنامه به تولید سلاح‌های هسته‌ای ارائه کرد.

چه راه‌حل‌هایی؟

این‌ها را می‌توان در مذاکرات فنی به دست آورد.

یک رییس جمهور چطور می‌تواند در تصمیم‌های هسته‌ای تاثیرگذار باشد، در حالی که آخرین حرف را در این زمینه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رهبر عالی انقلاب می‌زند؟

تصمیم بر سر فن‌آوری هسته‌ای قطعا باید بر مبنای اجماع ملی باشد. روشن است که نقش رهبر معظم انقلاب هم بسیار تعیین‌کننده است.

تا حالا هیچ راه حلی پیدا نشده. ریاست جمهوری شما چه‌طور به پیدا کردن راه حل کمک خواهد کرد؟

این مساله تنها به ما وابسته نیست، بلکه به گفتمان آمریکایی‌ها و مسائلی که آنها دنبال می‌کنند هم بستگی دارد. هر قدر آنها واقع‌گرایانه‌تر به مسائل نگاه کنند و حق ایران را در این زمینه بیشتر به رسمیت بشناسند، روشن است که شرایط برای یافتن راه حل‌ها مساعدتر خواهد شد.

روابط شما با آیت‌الله خامنه‌ای در گذشته پر از تنش بوده. آیا فکر می‌کنید این تنش در صورت انتخاب مجدد شما ادامه خواهد داشت؟ آیا می‌توانید به ما بگویید در جلسه هفته قبل بین شما چه گذشت؟

در زمان نخست‌وزیری من (1981 تا 1989) تنش وجود داشت، اما به دلیل مشکلات ساختاری قدرت بود. این مشکلات با بازبینی قانون اساسی در سال 1989 برطرف شد. حالا مدیریت رهبر معظم به عنوان ولی فقیه در کشور ما و روابطش با سایر ارگان‌ها و نهادها، از جمله سازمان‌های دولتی کاملا روشن است. بدیهی است چشم‌انداز همکاری برای پیشرفت کشور بسیار خوب است.

جلسه هفته گذشته شما با او چطور بود؟

بسیار مثبت بود.

آیا مشکلی با کاندیداتوری شما داشت؟

نه، هیچ مشکلی. ایشان موضعی بی‌طرفانه در انتخابات آتی دارد. ایشان در سخنرانی‌اش در مشهد به این موضوع اشاره کرد و در دیدار با من هم آن را تکرار نمود. ما رابطه زیادی با هم داریم و بر سر مسائل گوناگون بحث می‌کنیم. جلسه اخیر هم بسیار خوب و مثبت بود.

آیا آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد مشخصی داشت؟

نه، ما تنها درباره مشکلات کشور بحث کردیم.

آیا در برخی زمینه‌ها با او تفاوت‌هایی اساسی دارید؟

نه.

آیا دلیل اصلی این که در 20 سال گذشته در صحنه سیاسی کشور حضور نداشتید، تفاوت‌های شما با ایشان در گذشته بود؟

نه. من اعتقاد داشتم جمهوری اسلامی وضعیتی باثبات دارد و سیاستمداران متفاوت می‌توانند بیایند و بروند. دغدغه‌ای درباره این که چه کسی رییس جمهور باشد نداشتم. همچنین به فرهنگ علاقه‌مند بودم و به همین دلیل به سمت فعالیت‌های فرهنگی رفتم. البته در این دوره مشاور مقامات ارشد کشور بودم. همچنین عضو شورای انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بوده‌ام. لازمه داشتن این پست‌ها این بود که مسائل سیاسی و اجرایی را دنبال کنم. این ربطی به مشکلات در دوران جنگ ندارد. آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی کاندیدایی بسیار قدرتمند و قوی بود. بعد آقای محمد خاتمی آمد. اما فکر کردم که بهتر است در این دوره به میدان بیایم.

آیا آقای احمدی‌نژاد را خطری برای ایران و نظام سیاسی جمهوری اسلامی می‌دانید؟

آقای احمدی‌نژاد رییس جمهور ماست و به همین دلیل به او احترام می‌گذارم. انتقاداتی درباره نظرات و رفتار ایشان وجود دارد. این در کشورهایی مثل ما، که در آنها آزادی وجود دارد، طبیعی است. من خود آقای احمدی‌نژاد را خطر نمی‌بینم.

پس چه خطری را مشاهده کردید؟

به نظر من کشور می‌تواند بهتر اداره شود و سیاست‌های مالی، اقتصادی، فرهنگی و خارجی موثرتری می‌توان به کار برد. در سیاست خارجی می‌توانیم رابطه بهتری با دنیا داشته باشیم و این می‌تواند برای توسعه کشور ما بسیار مهم باشد.

بسیاری از منتقدان آقای احمدی‌نژاد اعتقاد دارند اگر او مجددا انتخاب شود کشور به بحران خواهد رفت. آیا شما موافقید؟

نمی‌خواهم این را بگویم و دوست ندارم از کلمات خشن استفاده کنم.

فکر می‌کنید اگر انتخاب شوید مورد حمایت آیت‌الله خامنه‌ای خواهید بود؟

کاملا طبیعی است که رهبر معظم انقلاب هر دولتی که با حمایت رای مردم بر سر کار بیاید را حمایت خواهد کرد. این حمایت می‌تواند در صورتی که سیاست‌های دولت نزدیک به نظرات رهبر معظم باشد بیشتر هم شود.

آیا سعی خواهید کرد سیاست‌هایتان را نزدیک به نظرات رهبر معظم انتخاب کنید؟

بله. کشور هر قدر در سیاست‌های بنیادی بیشتر به سمت اجماع حرکت کند بهتر اداره خواهد شد. اما باید در نظر داشته باشید که یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های رهبر تصویب و ابلاغ سیاست‌های کلانی است که ابتدا در مجمع تشخیص مصلحت نظام بر سر آنها بحث شده و سپس ایشان بر آنها صحه گذاشته‌اند و به سازمان‌ها اعلام کرده‌اند. تعهد دولت به این سیاست‌های عمومی می‌تواند بهترین روابط را بین دولت و رهبر برقرار کند.

برای مدتی از صحنه سیاسی کشور دور بودید و جوانان ایران شاید شما را نشناسند، چرا آنها به شما رای خواهند داد؟

جوانان به روشنی حق دارند به هر فردی که می‌خواهند رای دهند. من تا روز انتخابات سیاست‌های خودم را در زمینه مسائلی مانند فرهنگ با دقت شرح خواهم داد و درباره دغدغه‌های آنها مثل مسکن، اشتغال و ازدواج سخن خواهم گفت. اگر جوانان فکر کنند این سیاست‌ها پاسخگوی نیازهایشان است، طبیعی است که به من رای خواهند داد و اگر هم نه که به من رای نمی‌دهند.

آیا رویکرد خاصی برای این دارید که جوانان را متقاعد سازید که نامزد مطلوب آنها هستید؟

به نظرم باید به جوانان اعتماد کرد. من بدبینی بعضی سیاست‌مداران نسبت به آنها را ندارم. بعضی تغییرات جزئی در ظاهر جوانان نباید باعث شود فکر کنیم آنها هویتی ضد ملی پیدا کرده‌اند. فکر نمی‌کنم آنها ظاهرشان را چنان تغییر داده باشند که نتوانیم بشناسیم‌شان. فکر می‌کنم جوانان ما خیلی خوب و خلاق هستند و حقیقتا انسان‌های محجوبی هستند که به گذشته و فرهنگ غنی‌شان می‌بالند.

چطور آراءشان را جذب می‌کنید؟

سعی خواهم کرد در این یک ماه باقی مانده بر سر این مسائل با آنها بحث کنم و فکر می‌کنم آنها سیگنال‌هایی که به سمتشان می‌فرستم را با نگاهی مثبت دریافت می‌کنند.

جامعه تجاری ایران هنوز به یاد دارند که در دهه 80 میلادی قصد داشتید ساختمان اتاق بازرگانی را با بولدوزر خراب کنید تا به آوارگان جنگ پناهگاه بدهید. این باعث می‌شود مردم نگران سیاست‌های اقتصادی شما باشند.

ساختمانی که می‌گویید را یادم نیست. البته ما رابطه خوبی با اتاق بازرگانی نداشتیم، و این به روال انتخابات در اتاق و سیاست‌های مربوط به جنگ می‌شد. ولی ما ساختمان را خراب نکردیم. طبیعی است که در پایان جنگ، دیگر دلیلی برای این رویارویی‌ها وجود نداشت. من اعتقاد به حضور قدرتمند بخش خصوصی، به ویژه در بخش تولید دارم. همچنین به نظر من باید بهترین استفاده‌ها را از امتیازات نسبی ایران در تجارت انجام داد. به نظر من آنهایی که به فکر کشور و اقتصاد هستند، از جمله اتاق بازرگانی، از این رویکرد استقبال خواهند کرد و رابطه خوبی با دولت برقرار خواهند نمود.

پس انتظار ندارید با جامعه تجاری دچار تنش شوید؟

نه. برای رفع مشکل بیکاری احتیاج به بخش خصوصی داریم. تلاش برای حل این مسائل با سرمایه‌گذاری‌های دولتی آینده روشنی نخواهد داشت.

برنامه اقتصادی شما چیست؟

به نظر من فرصت‌های متعددی در کشور ما وجود دارد. نقش دولت می‌تواند راهنمایی به سمت اقتصاد ملی قدرتمند باشد. ما بیش از حد اجازه واردات داده‌ایم. در این سیاست باید تجدید نظر کرد. باید گام‌های بزرگ‌تری برای حمایت از اقتصاد ملی‌مان برداریم.

آیا قصد محدود کردن واردات را داریم؟

به نظر من نمی‌توان یک نسخه واحد تجویز کرد. باید ببینیم چه بخش‌هایی باید در چه بازه‌ای از زمان محدود شوند. باید به تدریج بخش‌هایی که در آنها امتیازات نسبی داریم را فعال‌تر سازیم.

یک مثال می‌زنید؟

بسیاری از کارخانه‌ها هستند که 50 تا 60 سال پیش ساخته شده‌اند و ظرفیت بالایی دارند و عالی کار کرده‌اند. اما آنها نمی‌توانند با محصولات خارجی رقابت کنند، چون این محصولات به روش‌های مختلفی وارد کشور می‌شود. آنها خودشان هم واردکننده شده‌اند. باید این روند را متوقف کرد. این را در بخش‌های مختلفی می‌توانید ببینید.

با یارانه‌ها چه خواهید کرد؟

یارانه‌ها باید هدفمند شوند. اصل دادن یارانه‌ها تا حدی قابل قبول است، اما باید هدفمند شوند و روشن شود چرا داریم یارانه می‌دهیم. یارانه‌ها باید در خدمت اقتصاد ملی قدرتمند باشند، به حفاظت از منابع کمک کنند و طبقات پایین جامعه را حمایت نمایند. هدفمند کردن یارانه‌ها باید به تدریج انجام شود. به دلیل ساختار اقتصادی ما و یارانه‌های زیادی که برای کالاهای اصلی متفاوت می‌دهیم، هر توقف ناگهانی پرداخت یارانه‌ها شوک وارد خواهد کرد.

منظور شما از هدفمند ساختن «تدریجی» یارانه‌ها چیست و چه زمانی را برای انجام این کار در نظر دارید؟ ده سال؟

شاید بتوانیم این را در دو برنامه پنج‌ساله به طور کامل پیاده‌سازی کنیم. مهم‌ترین بخش، یارانه انرژی است و باید به تدریج روی آن کار کنیم.

سیاست‌های اقتصادی خود را چطور اولویت‌بندی می‌کنید؟ سه اولویت اصلی خود را نام ببرید.

باید مرتبا روی تورم، بیکاری و بهبود تجارت کار کنیم.

چطور محیط تجاری را بهبود خواهید بخشید؟

با آسان کردن صدور مجوز برای شرکت‌های جدید. این روال‌ها در حال حاضر در کشور ما بسیار کند هستند. ما مشکلات زیادی در این زمینه نسبت به سایر کشورها داریم.

تورم را چگونه مهار می‌کنید؟

از طریق سیاست‌های پولی، فعال کردن بخش خصوصی و افزایش تولید و مهم‌تر از هر چیز دیگری، ثبات و استمرار در تصمیم‌های اقتصادی.

نوشته شده در سه شنبه 1388/01/25ساعت 12:14 توسط mouhammad| |
اطلاعيه ميرحسين موسوي درباره طنز يک نويسنده درباره خانم فاطمه رجبي

اينجانب به عنوان کسي که مخاطب نامه آن خانم محترم بوده‌ام به جز اطلاع ناصحيحي که در مورد محل منزل مسکوني‌ام به ايشان داده‌اند مابقي اين نوشته را نظري در ميان نظرات يافتم که يک نامزد انتخابات رياست جمهوري بايد طاقت شنيدنش را داشته باشد.

 

کلمه:‌ميرحسين موسوي با صدور اطلاعيه‌اي نوشته يک طنز نويس مقيم خارج از کشور را درمورد فاطمه رجبي تقبيح و آن را خلاف اخلاق اسلامي و شان زن ايراني دانست. به گزارش کلمه، متن کامل اين اطلاعيه به اين شرح است.

 اينجانب در بيانيه اعلام نامزدي خود از فعالان سياسي درخواست کرده‌بودم که حتي اگر در معرض توهين قرار گرفتم نسبت به اين امر واکنشي نشان ندهند. هنوز مبارزات انتخاباتي چندان گرم نشده است و مطلب غير قابل تحملي از سوي کسي بيان نگرديده که مقاله خانم نويسنده‌اي در انتقاد از اينجانب موضوع عکس‌العمل قابل تاسف يکي از نويسندگان مقيم خارج از کشور قرار گرفته است. خداوند به قلمي شيريني طنز مي‌دهد و حتي آن را درخور ثبت در تاريخ ادبيات ملتي مي‌کند که خود پيشتاز ادبيات بشريت است، اما صاحب آن قلم حد ادب را رعايت نمي‌کند و در مورد آن خانم نويسنده مطالبي به نگارش در مي‌آورد که بي‌ترديد بيان‌کننده ي آن زماني که به پختگي برسد و در نظر آورد که چگونه احساس مي‌کرد اگر همان جملات به هر علتي و هر بهانه‌اي در مورد زناني از بستگان خود او بيان شده بود، آرزو مي‌کند هرگز آن را ننوشته و هيچ‌گاه در هيچ کجا ثبت نشده بودند. سخت ترين قشري‌گري‌ها و مزمن ترين خصومت‌ها و بدترين نيت‌ها براي بيرون کردن زنان ما از ميدان سياست و اجتماع نمي‌توانند آن جفا را بکنند که چنين مرزشکني‌هايي موجب مي‌شود، به صورتي که حق است اگر با رواج چنين شيوه‌هايي ديگر هيچ زني جرات اظهار نظر در سطح جامعه را نداشته باشد. اينجانب به عنوان کسي که مخاطب نامه آن خانم محترم بوده‌ام به جز اطلاع ناصحيحي که در مورد محل منزل مسکوني‌ام به ايشان داده‌اند مابقي اين نوشته را نظري در ميان نظرات يافتم که يک نامزد انتخابات رياست جمهوري بايد طاقت شنيدنش را داشته باشد.

اميدوارم ابراز تاسف اين خدمتگزار مردم در پيشگاه تمامي بانوان از اقدام آن نويسنده‌ي مقيم خارج از کشور ارزش و اثري در تخفيف اين امر داشته باشد.

نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/19ساعت 23:48 توسط mouhammad| |
پیام مهندس میرحسین موسوی به جامعه پزشکی کشور
به مناسبت فرارسيدن هفته سلامت

مهندس موسوی فرارسیدن هفته سلامت را به تمام پزشکان، دندانپزشکان،داروسازان،پرستاران،اعضای گروه مامایی، پیراپزشکان و سایر کارکنان محترم فرهیخته و خدمتگذار حوزه سلامت تبریک گفت.

به گزارش قلم‌نیوز متن کامل پیام مهندس میرحسین موسوی در آستانه هفته سلامت به شرح زیر است؛

« فرارسیدن هفته سلامت را به تمام پزشکان، دندانپزشکان،داروسازان،پرستاران،اعضای گروه مامایی، پیراپزشکان و سایر کارکنان محترم، فرهیخته و خدمتگذار حوزه سلامت تبریک می‌گویم.

جامعه محترم پزشکی کشور علی‌رغم بعضی رنج‌ها و دشواری‌هایی که در طول دوره‌های مختلف با آن روبرو بوده، نقش اساسی در بهبود شاخص‌های سلامت ملت شریف ایران در سه دهه اخیر از قبیل افزایش قابل توجه امید به زندگی،کنترل رشد جمعیت و نیز کاهش قابل توجه اعزام بیماران به خارج داشته‌اند. سلامت حق قانونی و شرعی مردم است و تامین آن به صورت قابل دسترس و عادلانه برای تمام آحاد جامعه تکلیف قطعی دولت‌هاست.
تخصیص منابع متناسب به حوزه سلامت یک سرمایه‌گذاری اصیل و در واقع زیرساخت توسعه پایدار و همه جانبه می‌باشد. دولت باید شرایطی فراهم کند که مردم در هنگام بیماری، هیچ دغدغه دیگری غیر از بیماری خود نداشته باشند که این امر با ایجاد بیمه فراگیر و باکیفیت، متناسب با درآمدهای افراد جامعه برای تمام مردم کشور و ارائه خدمات مناسب و باکیفیت خوب در بیمارستان‌های دولتی و خصوصی در صورت همت همه‌جانبه قابل دسترس خواهد بود.

متاسفانه هنوز شاهد کم‌توجهی به اصول اساسی در حوزه سلامت از قبیل کاهش هزینه‌های پرداختی از جیب مردم، کاهش مخاطرات تهدیدکننده سلامتی و ارتقای مستمر کیفیت خدمات سلامت هستیم. حوزه سلامت از درآمد ارزی بسیار بالای چند سال اخیر به نحو شایسته و به صورت متناسب در دو حوزه سخت‌افزار و نرم‌افزار با در نظرگرفتن نظام سطح‌بندی مورد نیاز کشور بهره‌مند نشده است.
حضور بخش خصوصی در عرصه سلامت جهت استفاده مطلوب مردم از امکانات این بخش با در نظر گرفتن اصل بیمه فراگیر مغتنم شمرده نشده و هر از گاهی شاهدیم که دولت به جای پرداختن به وظیفه اصلی خود یعنی نظارت و برنامه‌ریزی کلان به امور اجرایی روزمره در این حوزه مشغول شده است.
در مورد عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و اصلاح روش زندگی مردم علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته نیاز دوچندان به توجه و انجام اقدامات اساسی دیده می‌شود. در حوزه آموزش هم نیازمند تحول اساسی به منظور کاربردی کردن بیشتر آموزش‌ها و تدوین سرفصل‌های جدید بر اساس نیازهای جامعه و حضور مؤثر بخش خصوصی هستیم.
امیدوارم که با همت مسئولان خلاق، متفکر و برنامه‌ریز و مشارکت مردم فهیم و جامعه پرنشاط پزشکی با ترسیم نقشه راه سلامت بر مبنای اسناد فرادستی و نیازهای منطقه‌ای و محلی شاهد ارتقاء هرچه بیشتر سلامت مردم عزیزمان باشیم و از لحاظ اجتماعی اقتصادی شرایط مناسب و درخور شأن برای تمام فعالان حوزه سلامت فراهم نماییم».

نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/19ساعت 15:14 توسط mouhammad| |

هـيـچ مسئـله‌اي بالاتـر از اجـراي قانـون نـيـسـت.

 

 

ميرحسين موسوي گفت:« انتخابات‌ها در كشور فرصت ملت براي نگاه كردن به آنچه گذشته و تجديدنظر در تصميمات خود براساس نقد گذشته و نگاه به آينده است

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهندس ميرحسين موسوي بعدازظهر امروز(دوشنبه) در اولين نشست خبري خود پس از اعلام كانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري، كه در محل روزنامه اطلاعات و با حضور خبرنگاران داخلي و خارجي انجام مي‌شد،با بيان اينكه اين نگاه متاثر از شرايط جهاني و داخلي است،افزود:«جامعه ما در چهار سال گذشته تغييراتي داشته و اتفاقاتي كه افتاده مي‌تواند در تصميم‌گيري مردم موثر باشد.»

وي خاطر نشان كرد:« اين تاثير زماني است كه تكيه بر كرامت انساني كه يكي از تجلي‌هاي آن در چارچوب يك انتخابات آزاد، عادلانه و رقابتي مي‌تواند بروز كند، در مردم اميد به وجود بياورد تا احساس كنند فضايي در اين زمينه وجود دارد. بنابراين جزو وظايف اصلي دولت، ملت، همه‌ي نهادها، ارگان‌ها و رسانه‌هاست كه از يك انتخابات آزاد ، رقابتي و منصفانه حمايت كنند.»


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/17ساعت 22:30 توسط mouhammad| |
هر دفعه بحث حضور در انتخابات مطرح مي‌شد مي‌گفتم « نه » اما امروز با لحاظ مسئوليت شرعي و اخلاقي خود مي‌گويم «آري». اگر هم 8 ماه قبل اين مسئله را عنوان مي‌كردم موفق نمي‌شدم، چون بايد برنامه‌ريزي مي‌كردم. من با توجه به مشكلات در حال افزايش كشور و توانايي هايي كه در خود سراغ داشتم اين تصميم را گرفتم.
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/01/17ساعت 10:1 توسط mouhammad| |
رای بیاید یا نیاید خیلی مهم نیست . هر کسی که می خواهد رئیس جمهور شود باید یک نگاه ملی داشته باشد . متاسفانه بوده اند کسانی که می آیند، در مسند قرار می گیرند، خودشان را ملت فرض می کنند و بقیه را کنار می گذارند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/05ساعت 20:47 توسط mouhammad| |
همسر شهید حمید باکری درباره اعلام کاندیدا توری میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری گفت: «میرحسین موسوی فردی است که وقتی حرفی می زند به آن عمل می کند. خیلی ها از این می ترسند. »

فاطمه امیرانی در گفت و گو با سایت تدبیر افزود: «برخی ها می گویند، میرحسین ساده زیست است، بیاید مانند احمدی نژاد می شود! یقینا میر حسین فرزند زمانش است و با موفقیتی که در مدیریت بحران داشتند حتما می تواند در مدیریت اقتضا هم موفق باشند . »

وی معتقد است: «می توان فضا را به فضای اوایل انقلاب بازگرداند ، چرا نشود؟! مردم هم این را می خواهند چون شعارهای دولت نهم بر این اساس بود. معمولا کاندیدا ها سراغ شعاری می روند که مردم آن را می خواهند اما نتوانستند این شعار را به روز و اجرایی کنند.»

وی با اشاره به این موضوع که اعتماد سازی با ایجاد رابطه صحیح امکان دارد افزود:«آقای میرحسین موسوی به نظر فردی توانمند در ایجاد این اعتماد هستند. افرادی مانند ایشان کم داریم. افرادی مثل میرحسین واقعا اصالت دارند. آن جهان بینی خاص را از ابتدا داشته، خدا را بالای سرش دیده و هیچ وقت رفتار دوگانه ای نداشته است. من یقینا احساس می کردم از افرادی است که نظام را واقعا دوست دارد. »

به گفته امیرانی ،میرحسین فردی است که به فکر واعتقاد مذهبی عامل است. مردم شاهد هستند ایشان اهل شعارنبودند. ایشان عمل گرای با هوش ، عاقل  و با اخلاص هستند. به خاطر اخلاصی که در اعمال و رفتار ایشان بود مردم به دولت اعتماد داشتند .

وی با اشاره به اتفاق هایی که بعد از رحلت امام(ره) افتاد، گفت: «بدترین شوکی که برای من وارد شد، بعد از رحلت حضرت امام(ره) بود، یعنی یک دفعه دیدم آدم هایی که ضد ولایت فقیه بودند، شدند ولایتی و به  ولایت فقیهی ها گفتند ضد ولایت فقیه. آقای میرحسین هم یواش یواش کناره گیری کردند چون زمان امام(ره) تحملش نمی کردند، بعد از امام(ره) که دیگر اصلا تحمل نمی شد. »

وی افزود: «هم اکنون هم می خواهند به همه بگویند که میرحسین شخصیتی است که اگر الآن بیاید می خواهد سیستم اقتصاد را دولتی کند! زمانی که آقای میرحسین نخست وزیر بود، روزنامة رسالت  خیلی علیه دولت می نوشت. دولتی که جنگ می کرد! آن موقع که بچه ها می رفتند جنگ، من می گفتم باید تصمیم بگیرند. یا می خواهید جنگ کنید یا جنگ نکنید. وقتی آن بچه را می فرستید جلو پشتش رو خالی نکنید.  یعنی از این اتفاقات خیلی توی جنگ افتاد. امام(ره)  می گفتند این ها از اسرائیل بدتر حرف می زنند. »

وی به انتقاد هایی که در حال حاضر علیه میرحسین موسوی می شود اشاره کرد و گفت: «بعضی ها می گویند اگر الآن میرحسین بیاید می خواهد اقتصاد کشور را کوپنی کند! همه کشورها در جنگ کوپنی می شوند اصلا اقتصاد بازاری با جنگ جور در می آید؟! آخر آن موقع چه ربطی به الان دارد؟!  بعضی ها می گویند اصلا عوض نشدیم، همان آدم 20 سال پیش هستیم! مگر می شود؟! ممکن است جهت و هدف و جهان بینی عوض نشده باشد ولی مگر می شود ابزار را عوض نکنیم؟ چگونه می گویند یک شیعه نمی تواند اصلاح طلب باشد؟! هم اکنون اصلاح طلب یک فحش شده! ما در روایت داریم "القران کتاب یفسره الزمان"  و یا چرا  نمی شود از مجتهد متوفی تقلید کرد .»

همسر شهید باکری تصریح کرد:«بعد از فوت امام(ره) خیلی سخت گذشت. میرحسین بعد از امام(ره) چرا دیگر شناخته نشد؟ چون سهم نخواست . با اینکه میرحسین هیچ نقطه ضعفی ندارد ولی کسانی که مقابل او هستند یقینا کج خلقی خواهند کرد. میرحسین آدمی است واقعا شبیه شهدا، حرفی را نزده که به آن عمل نکرده باشد. حتی در زندگی شخصی و خصوصی که من اطلاع دارم. این زن و شوهر واقعا بزرگوارند. یکبار من شنیدم که خانم رهنورد مرخصی گرفته نشسته خانه که نوه اش را نگه دارد. خیلی خوشم آمد. گفتم حالا اگر من بودم می گفتم من دکتری دارم، رئیس دانشگاهم، من یک جای دیگر موفقم، این کار را یک پرستار هم می تواند انجام دهد. نمی گوییم؟! یعنی تربیت یک بچه چقدر برایش اهمیت داشته.»

به اعتقاد امیرانی، مسلما هر فردی وارد این این انتخابات شود با چالش های زیادی در گیر خواهد بود. یکی از این ها جلب اعتماد مردم است و داشتن برنامه های قابل اجرا نه شعار. طبقه بندی انتظارات مردم و داشتن همکاران باتجربه وآگاه و معتقد و کارشناس تا بتوانند یک اینده واقعی وروشن را تجسم بدهند هم بسیار مهم است .
وی گفت: با توجه به تجربیات سی سال باید در انجام بعضی امور ،اصلاحات در روش ها باشد. بهترین گزینه باید در برنامه اش اصلاحات باشد.  من به عنوان یک مسلمان و وظیفة شرعی ام سعی می کنم درست انتخاب کنم.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/05ساعت 20:45 توسط mouhammad| |