اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير
آيتالله العظمي شيخ محمدتقي بهجت از دنيايي كه آنچنان به آن روي خوشي نشان نميداد، رفت. ديگر كوچههاي گذرخان قم صف كشيدن مردمي را نظارهگر نيست كه از اين شهر و آن روستا آمده بودند تا او را ببينند و نگاه ارادتمندانه خود را نثار اين بزرگ عالم قمنشين كنند؛ مردمي كه نه سياستمدارند و نه تاجر، نه مشهورند و نه با شهرت خط و ربطي دارند. آنان فقط «مردم» بودند. آنان ديگر امروز با آن شوق گذشته به سمت بازارچه «گذرخان» نميآيند. همسر امام راحل ساعت 6 صبح امروز پس از اينكه اقدامات احيا در خصوص وي بي نتيجه
ماند به ديار باقي شتافت. به اين بهانه گوشههايي از زندگي اين بانوي پرهيزگار را مرور مي كنيم.به گزارش
فارس، بانو خديجه ثقفي همسر گرامي حضرت امام خميني (ره) كه پس از سالها مجاهدت و
همراهي با امام امت، صبح امروز دعوت حق را لبيك گفت، متولد سال 1294 هجري شمسي بود،
ايشان فرزند ميرزا محمد ثقفي تهراني از شاگردان آيتالله حائري يزدي بود. بانو خديجه ثقفي تا كلاس ششم تحصيل كرد و خانواده مادري براي ايشان معلمي خصوصي
براي تدريس زبان فرانسه استخدام كرده بود كه بين شش ماه تا يك سال به ايشان فرانسه
درس ميداد. یادت بوی عشق می دهد، عشقی شیرین و روح افزا! قاب عکسی کنار نقاشی حرمت روبروی
دلمان است، بعد از هر نماز رو به مشهدت می ایستیم و با خود نام و یاد تو را نجوا می
کنیم. آقاجان! یکبار دیگر نصیبمان کن تا برروی آجر فرشهای بارگاهت به دنبال ردپای آهوی
بی پناهی که ضامنش شدی بگردیم و از همان مسیر زیر آسمانی با طاقهای آینه کاری
بایستیم و سربر دامن ضریحت بگذاریم و درد دلهایمان را مویه کنیم. آقاجان! یک بار دیگر قمستمان کن تا از لابلای پنجره خورشیدی فولاد باورهایمان را
مرور کنیم و برای دلهایمان شفا بخواهیم... آقا جان... وفات پيامبر اسلام يك حادثه عادي نبود، بلكه سرآغاز تحولات ناميموني بودكه تاريخ
اسلام را تحت تأثير قرار داد و آينده دعوت را با ناملايماتي همراه ساخت. مهمترين
مسأله اي كه با رحلت پيامبر اسلام جلوه گر شد و در طول قرنها ادامه يافت و موضوع
اختلاف در بين امت پيامبر خاتم گرديد، مسأله جانشيني نبي اكرم (ص) و رهبري امت پس
از وفات آن حضرت است. پنج روز پيش روز دانش جو بود. حاشيه اي که بايد باشد. زندگي بدون حاشيه يعني زندگي بدون پتانسيل، زندگي بدون حرکت، زندگي بي روح و خشک. اصولا انسان بدون حاشيه يعني انساني که در اين دنيا امکان زندگي ندارد. اگر انبيا را نماد انسان هاي کامل در عصر خودشان بدانيم آن هم به حواشي توجه داشتند. عده اي فارغ از منطق مرتبا تکرار مي کنند که دانش گاه مطلقا محل توليد علم است و هر گونه حاشيه اي مضر! اما دانش گاه محل توليد علم است و توسعه عمل علمي. تازه اگر ما دانش گاه را فقط محل توليد علم بدانيم دانش جو و استاد عامل توليد اند يعني مولد علم انسان هاي حاضر در دانش گاه اند و از آن جهت که انسانند نه تنها حاشيه مند اند بلکه بايد براي پايداري در توسعه انساني خويش به حواشي متوجه باشند. دانش گاه محل تجمع يک عده انسان است، براي آموختن و توسعه و توليد علم. اين عده انسان از پر اختلاف پتانسيل ترين انسان ها يند يعني جوان اند، پس نه تنها حاشيه بيش تري دارند بلکه بايد بيشتر هم متوجه حاشيه باشند. پس وجود اين حاشيه اي که نبايد متن باشد الزامي است. اکنون بايد توجه داشت که نبايد حاشيه را از بين برد و نبايد چنان شود که متن را متاثر کند و در جايگاه متن بنشيند. حال بايد مشخص کرد جايگاه هر يک(حاشيه و متن) کجاست؟ رابطه اين ها چگونه است و چه کيفيت و... دارد. کلا سوالاتي اين گونه: کم(اندازه)، کيف(چه گونگي)، وضع(حالت)، اَين(کجا، مکان)، مَتي(زمان)، مِلک(داراي چه چيزي، از خارج چه چيزي اضافه شده)، اضافه(ميزان تغيير نسبت به حالت اوليه يا پيش فرض يا مورد اشاره)، فعل(کاري که مي کند، رفتاري که بروز مي دهد)، انفعال(عکس العمل، رفتاري که در مقابل رفتاري انجام مي شود) در پي پاسخ به اين سولات برآمدم و شبه مقاله اي را جمع آوري کردم و بر آن 1ي در باب 2تا نام نهادم. نم نمک آن را منتشر مي کنم. فکر مي کنم راه چاره چيز شبيه .... چهار روز پيش روز دانش جو بود! حاشيه اي که نبايد متن باشد. هر جا که جواني باشد اين حاشيه را دارد، نه! هر جا که جواني ايراني باشد اين حاشيه را دارد. اگرچه اصولا انسان اين حاشيه را دارد اما گاه اين حاشيه در اثر عواملي متن را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد. دانش گاه نير چيزي نيست جر محل تجمع يک عده جوان، پس اين حاشيه در آن جا وجود دارد. اگر چه و جودش لازم و ضروري است اما در حاشيه، نه در متن. متن دانش گاه، دانش است و آموختن و توليد علم. و حواشي اش، به علت حضور جوانان، مسائل سياسي، ديني، اجتماعي، و يک سري مسائل مربوط به خوده اين جوانان. من سر اين يک سري مسائل حرف دارم. ..... اما بايد پرسيد اين حاشيه اکنون حاشيه است يا متن؟! و چرا دانش گاه و دانش جو را اين مسئله به شدت متاثر کرده؟! با اين وجود آيا از شبه دانش گاه هاي ما شبه دانش گاهي مانده و از اين شبه دانش جوي ما شبه دانش جويي مانده. و آيا گر اين روابط بود، اما منطقي؛ بهتر از فرضيه غلط نباشد؛ نبود؟ که نتيجه اش شده. باشد اما غير منطقي. روز دانش جو! فرداست. فردا روز دانش جوست. دانش (Knowledge ) يا همان صوفي ( sophy )! دانش جو، جوينده ي دانش! دانش جو يک فيلو صوفي (philo sophy ) است. فيلو ( philo ) دوست دار، صوفي ( sophy ) دانش، خرد، عقل. بسيار عالي! چه چيزي برتر از اين دوستي. دانش و آموختن در حالت کلي شايد سه مرحله داشته باشد. 1- فهميدن، 2- به خاطر سپردن، 3- آموختن 4- توليد علم اما چه کنيم؛ که به دانش گاه مي آييم، براي چيز هاي ديگري، و گاهي مجبور مي شويم چيزي را به خاطر بسپاريم. کمتر مدرسان و حتي اساتيدي هستند که آموخته باشند. همه ما شديم انباره! يا همان ( Accumulator Register ) ثبات Acc؛ يابهتر ( Temp Register ) ثباتي که گاهي براي نگاه داري موقت داده ها از آن استفاده مي شود. دانش گاه يعني محل آموختن و توليد علم. چه کنيم که ما از مرحله به خاطر سپردن بالاتر نمي توانيم برويم! نه اين که نمي توانيم؛ نه! نمي خواهيم! و شايد مي توانيم ولي فکر مي کنيم نمي توانيم. دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند بيخود از شعشعه ء پر تو ذاتم كردند *** باده از جام تجلى صفاتم دادند چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى *** آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب *** مستحق بودم و اين ها به زكاتم دادند هاتف آن روز به من مژده ء اين دولت داد *** كه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند بعد ازين روى من و آينه ء وصف جمال *** كه در آن جا خبر از جلوه ء ذاتم دادند اين همه شهد و شكر كز سخنم مى ريزد *** اجر صبريست كز آن شاخ نباتم دادند همت حافظ و انفاس سحر خيزان بود *** كه ز بند غم ايام نجاتم دادند نتایج انتخابات در شهرمان مشخص شد. مشارکت ۲۳.۴۱ ۱- جمشید انصاری ۳۷۹۹۱ رای - ۵۵.۸ ٪ ۲- علی وقف چی ۳۰۳۴۱ رای - ۴۴.۲ ٪ لازم به ذکر است که انصاری مورد حمایت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملی بود. و با این که جبهه متحد در دور اول از کسان دیگری حمایت کرد اما در این دوره برای مقابله با آقای انصاری از جناب آقای وقف چی حمایت نمودند. در نتیجه نمایندگان زنجان در مجلس شورای اسلامی : ۱- سعداله نصیری (دور اول ۵۶ هزار رای) رئیس حزب اعتماد ملی استان زنجان. مورد حمایت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملی. ۲- جمشید انصاری (دور اول ۳۷ هزار- نفر دوم - دور دوم ۳۸ هزار رای -نفر اول-) مدیر عامل اسبق بنیاد باران. مورد حمایت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملی. كار، نيمهكاره است. اى كاش هميشه اينجور باشد كه انتخابات هرگز به دور دوم كشيده نشود كه هم هزينهها دو برابر بشود، هم زحمت مردم دو برابر بشود؛ يكى اصل حضور در اين ميدان است. اختلاف و شقاق و درگيرى و مچگيرى و دست به يقه شدن و ايراد بنىاسرائيلى از يكديگر گرفتن، اين چيزها نباشد. در خیلی از دوران ها در گذشته و حال دولت امارات تلاش فراوانی برای مطرح کردن سیاسی مسئله ی جزایر ایرانی خلیج فارس می کرد. در یک برهه ای رسم شده بود هر رئیس دولتی که نیاز مالی داشت، سری به امارات می زد و اظهار نظری در مورد اماراتی بودن جزایر می کرد و سبیلش چرب می شد و بر می گشت. یکبار یکی از مسئولان اماراتی برایم از قول حسنی مبارک، رئیس جمهور مصرکه مرتب برای اظهار نظر دوباره در مورد جزایر به منطقه سفر میکرد نقل می نمود که مبارک گفته بود با پولی که شما به طور مستقیم و غیر مستقیم خرج جزایر کردید، میتوانستید چندین جزیره ی بزرگتر از این جزایر بسازید. واقعا هم همین طور بود. بیشتر هم به دلیل روابط سیاسی ایران و منطقه است. پولی که کشورهای عربی به طور غیر رسمی و مخفیانه در مواقعی که می خواهند از ایران حال گیری کنند خرج می کنند خیلی سرسام آور است. چنانچه قطعا در جنگ ایران و عراق پول کشورهای خلیج فارس از خود عراق بیشتر مورد استفاده ی صدام قرار گرفت. اخیرا وقتی سایت های ایرانی در یک حرکت خودجوش و سراسری در مورد تغییر نام خلیج همیشه فارس به خلیج عربی در گوگل اعتراض کردند، دوباره یاد همان پول ها و مخارجی افتادم که در مورد جزایر و یا در جنگ عراق وایران توسط کشورهای عربی خلیج فارس می شد. وقتی آن پول ها روسای کشورهای بزرگ را قلقلک می داد حتما برای مدیران گوگل هم معجزه می کند که نام رسمی و غیر قابل انکار مستند و تاریخی خلیج فارس را تغییر داده اند. اکنون بر و بچه های دنیای مجازی تصمیم گرفته اند که به گوگل اعتراض کنند و امضا جمع نمایند. برای نشان دادن حساسیت ایرانی همه باید به این حرکت بپیوندیم. اینجا فرم امضا هست. در خیلی وقت ها مردم کاری میتوانند بکنند که پول نمی تواند آن قدر موثر باشد. سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت *** بادت آن در شهریاری برقرار و بردوام سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش *** اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام سال 1387، سال نوآوری و شکوفایی حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرا بگیرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهرهگیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راههای میانبر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاشها شیرین شود. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عید سهگانه در طلیعه بهار امسال، میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عید نوروز را به آحاد ملت ایران و همه ملتهایی که عید نوروز را گرامی میدارند، تبریک گفتند و با اشاره به چشماندازها و امیدهای بسیار روشن در سال 1387، افزودند: امسال نظام مقدس جمهوری اسلامی سی سالگی خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملی و حرکت به سمت اعتلای علمی و عملی گذشت، پشت سر میگذارد که همه این تلاشها در تاریخ ملت ایران برجسته و ماندگار خواهد ماند. 1- خدا را در نظر بندگان محبوب سازید تا خدا شما را دوست بدارد. (نهج الفصاحه-1344) 2- حببو الله الی عباده یحبکم الله. (نهج الفصاحه-1344) 3- تمام خوبی ها به برکت عقل و خردورزی به دست می آید، هرکسی که خرد ندارد دین هم ندارد. (نهح الفصاحه-951) 4- دین و آئین انسان عقل و خردمندی اوست و کسی که عقل و خردورزی ندارد دین هم ندارد. (نهح الفصاحه-1581) 5- اساس عقلانیت و خردورزی مهر و مدارا است، و شایسته کاران در دنیا نیکوکاران در سرای بازپسین اند .(نهح الفصاحه-1635) 6- اساس عقل و خرد پس از ایمان به خدا مهر ورزیدن به مردم و انجام کارهای پسندیده در حق نیکو کردار و بدکردار است. (نهح الفصاحه-1636) 7- اساس عقل و خرد پس از ایمان به خدا دوستی ورزیدن با مردم است. هیچ کس از نظرخواهی دیگران بی نیاز نیست، بی گمان نیکوکرداران این جهان، نیکوکرداران آن جهان خواهند بود و بد کرداران این جهان بدکرداران آن جهان.(نهج الفصاحه-1637) 8- عقلانیت و خردورزی و نادیده گرفتن عواطف در کار دنیا زیان آور و در کار دین شادی بخش است. (نهج الفصاحه-2010) 9- اسلامگرایی کسی شما را به شگفت نیاورد تا حقیقت عقل و خرد او را بشناسید. (نهج الفصاحه-2469) 10- هیچ به دست آورنده نعمتی چیزی بسان سرمایه دانشی که دارنده آن را به راه رستگاری برده و یا او را از خطر سقوط می رهاند به دست نیاورده است و دین انسان استواری نمی یابد تا آنکه خردش(عقلش) استواری یابد. (نهج الفصاحه-2619) 11- مردم کارهای نیک را انجام می دهند اما پاداش آنان را به اندازه خردشان(عقلشان) خواهند داد. (نهج الفصاحه-3155) 12- خدا انسان با ایمان را که خرد نمی ورزد دشمن می دارد. (نهج الفصاحه-743) عيد قربان يکي از دوعيد بزرگ مسلمانان در کنار عيد سعيد فطر است. عيد فطر، عيد انساني است که توانسته است با تلاش فراوان و مجاهدت ظرفيت متعالي خود را بسازد. عيد فطر عيد انساني است که مظهر بزرگ انسانيت يعني ارداده در اثر ايمان به خدا اوج پيدا کرده و انسان بر حوس خويش غلبه پيدا کرده است. عيد قربان عيدي است که فرد متعالي در متن جمع حقيقت خودرا باز مي يابد و تعريف مي کند. عيد قربان عيد عرفان است در وقوف در عرفه، عيد شعور است در وقوف در مشعر، عيد عشق است در وقوف در مني، و عيد همبستگي و وحدت همه مسلمانان بر پايه حقيقت و معرفت و حق و عدالت است. مي دانيد که مکاني که در آن کعبه است و آن را بيت الله الحرام ناميده اند، خانه محترم خداست البته همه مساجد خانه خداست. همه دلهاي مومن خانه خداست. دلهاي شکسته نيز خانه خداست. اما آوازه مسجد خدا(مسجد الحرام) و کعبه بيشتر است. ولي خدا آن را خانه مردم ناميده است. و مردم را فراخوانده است تا فرديت خود را در متن جمع هم هدف، هماهنگ، حرکت کننده به سوي سربلندي بيابد و فرمان داده است تا بيايند و شاهد منافع خويش باشند. عيد قربان عيد انساني است که بر پايه ايمان، حقيقت، و عشق به وحدت رسيده است. عيد آگاهي انسان ها با دردهاي يکديگر و تشريک مساعي براي يافتن دردها است.اين عيد به همه مسلمانان و به همه انسان هايي که حقيقت مي خواهند مبارک باد. سلام. با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام محمد باقر(ع) – امام پنجم – سخنانی از آن بزرگوار را که از کتاب «تحف العقول» تالیف:«شیخ ایو محمد حرانی» با ترجمه:«صادق حسن زاده» انتخاب شده؛ ملاحضه بفرمائید. 1 - بد خویی نصیب هر که شد، ایمان از او پوشیده شد(تحف العقول-ص527) 2 - مومن برادر مومن است. به او دشنام نمی دهد، از او[چیزی را] مضایقه نمی کند و به او گمان بد نمی برد(تحف العقول-ص527) 3 - به راستی که خداوند دشنام دهنده بی حیا را دشمن دارد. (تحف العقول-ص527) 4 - چهره شاداب و خوش رویی مهر آور و نزدیک کننده به خداست و چهره گرفته و بدرویی دشمنی آور و دور کننده از خداست.( تحف العقول-ص527) 5 - مرد را در گول زدن خویش، همین کافی که عیب دیگران را ببیند و عیب خویش را نبیند یا اینکه دیگران را بر چیزی خرده بگیرد که خود را توان رهایی از آن عیب نباشد یا اینکه هم نشین خویش را با سخن گزافه و بی ثمر آزار رساند.( تحف العقول-ص525) 6 - با منافق به زبان سازگاری نما و با مومن خالصانه دوستی کن و اگر یک یهودی هم نشینت شد، به نیکی رفتار نما.( تحف العقول-ص517) 7 – به راستی که خود خواه با ردای[عظمت] خدا به ستیز برخواسته است.(تحف العقول-ص517) 8 - آمیختگی چیزی با چیزی نیکوتر از آمیخته گی حلم با علم نیست.( تحف العقول-ص517) در گذشته برادر دینی داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود. زیرا دنیای حرام در چشم او بی ارزش می نمود. از شکم بارگی دور بود پس آنچه را نمی یافت آرزو نمی کرد و(در) آنچه را می یافت زیاده روی نداشت. در بیش تر عمرش ساکت بود، اما گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخن وران برتری داشت، و تشنگی پرسش گران را فرو می نشاند ... و کسی را که عذری داشت سرزنش نمی کرد، تا که عذر او را نمی شنید از درد شکوه نمی کرد مگر پس از تن درستی و بهبودی. آنچه عمل می کرد می گفت و به آنچه عمل نمی کرد نمی گفت. اگر در سخن گفتن بر او پیشی می گرفتند در سکوت (نمودن) مغلوب نمی شد. بر شنیدن بیش از سخن گفتن حریص بود. اگر بر سر دو راهیِ دو کار قرار می گرفت، می اندیشید که کدام یک با خواسته نفس نزدیک تر است با آن مخالفت می کرد. پس بر شما باد روی آوردن به این گونه ارزش های اخلاقی، با یک دیگر در کسب آنها رقابت کنید، و اگر نتوانستید بدانید که به دست آوردن برخی از آن ارزش های اخلاقی بهتر از رها کردن همه است امام علی (ع)- نهج البلاغه/حکمت289
***
آيتالله العظمي بزرگ اخلاقي نجفديده بود. اگرچه شاگردي اساتيد بنام نجف در فقه و اصول در كارنامهاش است؛ اما «اخلاق»آموزياش پررنگ در اين روزها ديده ميشود. بزرگاني همچون آقاسيد ابوالحسن اصفهاني، آقاضياء عراقي، ميرزاي نائيني و شيخمحمدحسين غروياصفهاني به او فقه و اصول آموختند، اما محافل اخلاقي نجف هم از نگاه «بهجت» دور نماند. گويي «فقه» برايش با «اخلاق» درهم تنيده شده بود. از استاد برجسته خويش؛ آيتالله شيخ محمدحسين اصفهاني استفادههاي اخلاقي ميكرد و شاگرد بزرگاخلاقي نجف شد؛ حاجميرزا عليآقا قاضي. استادي كه بزرگاني همچون علامه سيدمحمدحسين طباطبايي هم در مكتب اخلاقي او تلمذ كرده بودند. آيتالله بهجت در سيروسلوك معنوي در جايگاهي قرار گرفت كه يكي از بزرگان درباره او گفته بود: «ايشان را نميشود گفت آدم باتقوايي است، بلکه ايشان عين تقوا و مجسمه تقواست.» ديگر فقها و بزرگان شيعه هم اينچنين نگاهي به آيتاللهالعظمي فقيد داشتند. امام خميني در مسائل اخلاقي و معنوي با ايشان مرتبط بود و به پسرش؛ حاجآقا مصطفي خميني گفته بود: «ايشان داراي موت اختياري هستند.» اساتيد بزرگ اخلاق هم همگي او را به «استاد كامل» ميشناختند. حجتالاسلام والمسلمين محمود امجد ميگويد: «ايشان در علميت در افق اعلي است. فقيهي است بسيار بزرگ، و معتقدم که بايد مجتهدين پاي درسشان باشند تا نکته بگيرند و بفهمند، و حق اين است که درس خارج را بايد امثال آيتالله بهجت بگويند نه آنهايي که به نقل اقوال بسنده ميکنند.»
***
آيتالله العظمي در قيد مسائل دنيايي نبود؛ فقط به سيروسلوك معنوي سخت عشق ميورزيد. او ميگفت: «اگر سلاطين عالم ميدانستند که انسان در حال عبادت چه لذتهايي ميبرد، هيچگاه دنبال اين مسائل مادي نميرفتند...» «بهجت» حتي به استقبال «مرجعيت» هم نرفت. او از «شهرت» بيزار بود. مرحوم آيتالله حاجشيخ مرتضي حائري ميگفت: «ايشان با اظهارنظرهاي دقيق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزي مجلس درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براي ما هم مفيد بود؛ ولي آقاي بهجت براي گريز از شهرت ديگر به انتقاد نپرداختند...» از سوي ديگر، پيش از درگذشت آيتاللهالعظمي اراکي چون مطلع شدند جامعه مدرسين به دنبال معرفي ايشان هستند، پيغام دادند که راضي نيستم اسمي از بنده برده شود. پس از فوت مرحوم اراکي و اطلاع از انتشار اسمشان هم گفتند: «فتاواي بنده را در اختيار کسي قرار ندهيد. از ايشان توضيح خواسته شد فرمودند: صبر کنيد، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر کسي ماند و از ديگران تقليد نکرد و فقط خواست از ما تقليد کند آن وقت فتاوا را منتشر کنيد» پس از مرجعيت هم «بيت» آيتالله از حال و هوايي متفاوت با گذشته برخوردار نبود. اما روي خوشش روي تمامي مريدانش باز بود و آنان در راه مسجد تا منزل او را فقط ميديدند و دست نوازشش را حس ميكردند. امروز ديگر كوچههاي گذرخان سوت و كور است و آيتاللهالعظمي قدم زنان به مسجد نميآيد.
ميرزا محمد ثقفي تهراني در زمان تحصيل در شهر مقدس قم، با حاج آقا
روح الله مصطفوي خميني (حضرت امام) كه در آن زمان 27 سال داشت آشنا شد كه همين
آشنايي، واسطه ازدواج امام خميني(ره) با بانو ثقفي در سال 1308 شمسي شد.
ثمره
اين ازدواج تولد سيد مصطفي، فرزند اول آنها در آذر 1309؛ سيد احمد در 26 اسفند 1324
و خانمها سيده فريده، سيده زهرا و سيده صديقه بود.
در حال حاضر 15 نوه از
فرزندان حضرت امام (ره) به يادگار مانده اند. خانم ثقفي خود درباره نام خانوادگياش
گفته بود: ثقفي به نام عشيرهاي از اجدادمان باز ميگردد كه در كربلا در ركاب
سيدالشهدا (ع) جنگيده بودند.
بانو خديجه ثقفي كه حدود 70 سال با حضرت امام
خميني (ره) زندگي كرد ، درباره خاطراتش گفته است: « حضرت امام به من خيلي احترام
ميگذاشتند و خيلي اهميت ميدادند و هرگز بياحترامي و اسائه ادب نميكردند، هميشه
در منزل ، جاي بهتر را به من تعارف ميكردند و تا من نميآمدم سر سفره ، خوردن غذا
را شروع نميكردند و حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار كنم ».
در خاطراتي از
زندگي امام خميني (ره) نيز آمده است: حضرت امام منزل خود را به محلي براي تدريس
تبديل كرده بودند و به همسر خود ، به عنوان شاگرد «جامعالمقدمات» ميآموختند.
بانو خديجه ثقفي در مبارزات طولاني حضرت امام خميني (ره) همواره يار و مددكار
ايشان بود.
کلمه - زهرا یگانه:
نامت بوی سفر می دهد، سفر غربت! نشانه های آن سفر را گم نکرده ایم، در گذار از جاده
ها، آن صدای سترگ را دوباره می شنویم و هربار کلمه لااله الاالله، ذرات وجودمان را
به خود می خواند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
وصيت ميكنم به كسي كه او را بيش از حد دوست ميدارم! به معبودم! به معشوقم! بهامام موسي صدر! كسي كه او را مظهر علي ميدانم! او را وارث حسين ميخوانم! كسي كه رمز طايفه شيعه، و افتخار آن، و نماينده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق طلبي و بالأخره شهادت است! آري بهامام موسي وصيت ميكنم...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
و صلي الله علي محمد و آله محمد
چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي****آن شب قدر که اين تازه براتم دادند
اقر بسم ربک الذي خلق. بخوان به نام پروردگارت آنکه آفريد.
چه تقارن زيبايي خواندن و خلق کردن، خواندن که در درون خود علم آموزي را حمل مي کند آفرينش را نيز در کنار خود مي پروراند. به راستي که بخوان به نام مهربان مهرآفرين! بخوان به نام مهر!
چه نيکو تطابقي که مهر همان ماه مهربان با روزهاي آغازين علم آموزي خيل عظيم فرزندان اين ديار عجين شده است. به راستي که يکي از برترين هدايايي که مي توان به آدمي داد همان علم و دانش و معرفت است. دانشي که آفريننده گي مي آفريند.
يکي از خصائص انسان کامل نه تنها آگاهي است بلکه از آن فراتر رفته او را هميشه در حال يادگيري قرار مي دهد، انسان توسعه يافته هميشه مي آموزد، مي آموزد از هر آنچه در اطراف وي موجود است. آموختن اين خصيصه ي نيکو اين فضيله ي اخلاق تجلي نگاه عمق و دقيق اسلام به همه چيز به عنوان نمود ها و نشانه هايي از حقيقت مطلق عالم وجود است و همه ي اين ها راه هايي است براي شناخت و معرفت يافتن به حقيقت، چنانچه حضرت خاتم (ص) فرمودند:«طرق الي الله بعدد الانفس الخلايق» راه هاي به سوي الله به عدد آفريدگان است.
اين روزهاي آغازين مهر که آهنگ علم آموزي نواختن گرفته در چندسال اخير با ماه رمضان، همان ماه مهر ومحبت و رحمت قرين گشته و چه مبارک سحري و چه فرخنده شبي اين تلاقي خجسته ي مهر و مهربان.
سوگنامهاي براي آيتاللهالعظمي بهجت
نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت
13:36 توسط mouhammad| |
خانم ثقفي خود درباره نام خانوادگياش گفته بود: ثقفي به نام عشيرهاي از
اجدادمان باز ميگردد كه در كربلا در ركاب سيدالشهدا (ع) جنگيده بودند.
نوشته شده در شنبه 1388/01/01ساعت
15:20 توسط mouhammad| |
نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/08ساعت
11:25 توسط mouhammad| |
کلمه؛ اسماعیل علوی:
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/06ساعت
13:7 توسط mouhammad| |
نوشته شده در پنجشنبه 1387/09/21ساعت
12:12 توسط mouhammad| |
نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/20ساعت
13:3 توسط mouhammad| |
نوشته شده در جمعه 1387/09/15ساعت
14:46 توسط mouhammad| |
وصيت ميكنم …
نوشته شده در شنبه 1387/04/01ساعت
11:43 توسط mouhammad| |
نوشته شده در شنبه 1387/02/07ساعت
8:11 توسط mouhammad| |
نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/04ساعت
22:37 توسط mouhammad| |
نوشته شده در جمعه 1387/01/30ساعت
19:7 توسط mouhammad| |
نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/01ساعت
15:10 توسط mouhammad| |
نوشته شده در دوشنبه 1386/12/20ساعت
1:45 توسط mouhammad| |
نوشته شده در شنبه 1386/10/01ساعت
1:44 توسط mouhammad| |
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/27ساعت
1:15 توسط mouhammad| |
نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت
21:27 توسط mouhammad| |
بسم الله الر حمن الر حيم.
نوشته شده در شنبه 1386/06/31ساعت
22:52 توسط mouhammad| |


