تبليغاتX
مُحمّد رسا - حدیث یازدهم/ غضب ناک مغضوب خداست.
مُحمّد رسا

اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

 

امام صادق (ع): خشم(غضب) کلید همه شر هاست.

غضب عبارت است از حرکتی درونی برای شهوت انتقام که به وسیله آن ضربان قلب افزایش و کنترل عقل بر آدمی کاهش می یابد. آدمی در این حالت هم چون یک کر و کور؛ و هر موعظه ای بر وی هم چون هیزم بر آتش است.

قوه ی غضب نعمتی الهی است که به وسیله آن آدمی میل به اصلاح و بقای خود می یابد. در یک نظام اجتماعی هم مهم است، زیرا اگر نباشد بشر پیش رفت؛ و برای حفظ خود تلاشی نخواهد کرد. اگر نبود این قوه؛ جامعه، جامعه ای ظلم پذیر می شد. پس کشتن این قوه اشتباه است. باید معتدل بود و در حد اعتدال رفتار کرد. اعتدال در غضب شجاعت است و افراط در آن تهور و تفریط تنبلی است.

در اخلاق دو رزیله داریم و یک خوبی؛ افراط و تفریط هرد رزل و بد اند و اعتدال و میانه روی خوب و نیک! البته این جا منطق صفر و یک حاکم نیست، این جا نه تنها دنیا خاکستری است، بلکه این جا رنگارنگ است و هر رنگ برای خود فراوان طیف دارد. پس ممکن است یکی 10 تا اعتدال داشته باید 20 تا تفریط و 30 تا افراط و در باقی اصل چیزی نداشته باشد!...

هر یک از این ها راه درمانی برای خود دارد

1-     افراط در غضب:

امام صادق(ع): غضب ایمان را فاسد می کند هم چون سرکه عسل را!

امام باقر(ع): غضب جرقه آتشی است که توسط شیطان در قلب آدمی افروخته می شود.

در تورات و سخنان حضرت مسیح(ع) هم آمده که اگر می خواهی خداوند بر تو غضب نکند تو بر دیگران غضب مکن و توجه داشته باش که غضب خدا بسیار سخت است.

پس صورت واقعی غضب آدمی، در آخرت غضب خداست.

و نیز باتوجه به این که غضب از درون آدمی نشات می گیرد سپس در برون آدمی ظاهر  می شود، عذابش هم از درون به بیرون فوران می کند.

البته این جا دو تا مطلب هست:

a.      آدمی حالا از دستش در می رود و غضب ناک می شود. که در جای گاه خودش بد است و اگر کنترل نشود به این حالت بعدی که دنیا و آخرت آدمی را می بلعد تبدیل می شود.

b.     حالت بعدی: غضب و این رفتار در آدمی ملکه باشد. این فاجعه اس! آدم روحیه غضب داشته باشد و بر اساس متد غضب بیندیشد. جناب دکارت (رضی الله) هم در این باب بحثی دارند که غضب و عصبیت را یکی از علل انحراف در تفکر میدانند. شهید مرتضی مطهری(رحمت الله) هم این را از منظر قرآن بررسی کرده اند که می توانید در این جا آن مطلب را هم مطالعه بفرمایید.

2-     تفریط در غضب:

که سستی، تنبلی، کرختی، ظلم پذیری، عدم میل به اصلاح و تغییر و در شرایط فجیعش ضدیت با هر تغییری را می آفریند. البته جالب این جاست که افراط وقتی اثر در شیوه اندیشه گذاشت آن گاه باز هم جمود می آید و باز هم ضدیت با اصلاح و تغییر!

کظم غیظ و فرو نشاندن غضب هم از کرامات و خصیصه های فاضله انسانیت است.

کینه، حسد و... نیز محصول غضب اند و به همین دلیل غضب کلید همه شر هاست.

از محصولات شوم این غضب در رفتار و اعمال آدمی قتل است و افترا و فحاشی...

برای کنترل غضب:

1-     پیش گیری: با تفکر مخصوصا در مورد مفاسد غضب و نیز کمی بر خلاف امیل نفسانی رفتار کردن(که منجر به تقویت اراده می شود، وفای به عهد، برنامه ریزی و عمل به برنامه نیز اراده را تقویت می کند)

2-     در هنگام غضب: غضب مانند آتش است، کم کم شعله ور می شود، وقتی کم است باید با تفکر کنترلش کرد با تغییر حالت بدن و مکان، انصراف از ادمه کار، یاد خدا و انجام کار هایی که آدمی را آرام کند و مربوط به آن مسئله نباشد.

اگر هم آدمی غضب را کنترل کند دو اثر دارد:

1-     خب! خوده غضب را فرو نشانده.

2-     کلا نفس را هم معالجه کرده و نفس آدمی کم کم با این کنترل معتدل می شود.

اگر دیگران هم بخواهند شخص غضب ناک را آرم کنند:

1-     هنوز شعله ور نشده --> ایجاد تغییر در فضا و شخص، او را منصرف کردن و...

2-     اگر هم کاملا غضب ناک بود باید به خدا پناه برد، زیرا هر موعظه ای نه تنها آرامش نمی کند بلکه آتش را شعله ور تر می کند. اما با توجه به این که آدمی اگر احساس کند با طرفش هم تراز است یا بر او غلبه دارد غضب ناک می شود ولی اگر احساس کند در موضع ضعف است غضب ناک نمی شود. البته این کار بسیار مشکل است.

غضب عوامل و اسبابی نیز دارد، یعنی اگر روحیه آدم بعضی حالات را داشته باشد مستعد غضب ناک بودن می شود. از جمله:

1-     حب نفس که --> حب مال، جاه، شرف، نفوذ در اراده، بسط قدرت! این ها اسباب هیجان و شعله ور شدن آتش غضب اند. البته حب نفس هم از نعمت ها مهم و اصلی الاهی به آدم است، باید توجه داشت که این حب نفس را همه دارند و اگر بتوان همه را هم چون خود دانست، دوست داشتن خود یعنی دوست داشتن همه که از یکی از برکات عشق واقعی چه مجازی و چه حقیقی هم همین است.

2-     نادانی و جهل: از جمله در مورد غضب و مفاسد و مصالحش، یکی از رایج ترین مدل های جهل در این مورد اشتباه گرفتن غضب و تهور با شجاعت است. در حالی که مبدا شجاعت که از صفات مومنین است قوت نفس، طمانینه، اعتدال، عقلانیت و کم بودن حب دنیاست اما غضب از ضعف نفس، تزلزل، سستی ایمان، عدم اعتدال و عقلانیت، حب دنیا و ترس از دست دادن منافع دنیوی و لذایذ نفسانی نشات می گیرد. یکی از تفاوت ها متهور و شجاع در این است که حرص، سرعت و شدت در غضب در متهور زیاد است اما در شجاع نه! متهور هنگام غضب کر و کور می شود از اعتدال فاصله گرفته و احساسی می شود عقلانیت را کنار می گذارد از خود افعال و اطوار زشت وقبیح صادر می کند و گاه همراه تخلیه غضب خود بر روی اشیا است. یکی از رفتار های تمیز دهنده متهور با شجاع در کنترل رفتار و زبان است، زبان متهور آمیخته با فحش و ناسزاست اما شجاع کاملا بر رفتار خود آگاه است و از اخلاق خارج نمی شود و در مقابله به دنبال آرام کردن طرف مقابل و متذکر شدن به اوست. شجاع کاملا معتدل است و بر اساس عقل تصمیم می گیرد. شجاع به گونه ای رفتار می کند تا در آخر پشیمان نشود.

3-     از دیگر علل غضب عجب، کبر و لجاجت و... است.

 

[نقل به مضمون]

منبع: چهل حدیث امام خمینی(س)/ حدیث 7

---*****---

و آقا وحید هم می فرمایند:

چند تا جمله کوتاه درباره خشم :

خشم و دشمنی را به درگاه مردان با اراده راهی نیست . (سقراط)

خشم بیش از حد ، وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد . (سعدی)

هیچ کس به اندازه فردی خشمگین دروغ نمی گوید . (نیچه)

خشم با دیوانگی آغاز می شود و با پشیمانی پایان می پذیرد . (فیثاغورث)

نیرومند ترین مردم کسی است که خشم خود را نگه دارد . (افلاطون)

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 0:3 توسط mouhammad| |