تبليغاتX
مُحمّد رسا - حدیث سیزدهم/ ریا
مُحمّد رسا

اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

 

امام صادق(ع) می فرمایند: هر ریایی شرک است. هر کس برای [جلب نظر] مردم کار کند ثوابش را هم [برود در آخرت] از مردم بگیرد، [و از خدا انتظاری نداشته باشد] و کسی که برای خدا کاری می کند ثوابش را از خدا خواهد گرفت.

توضیح:

ریا عبارت است از انجام عملی نیک، یا اظهار عقاید به حق، و نشان دادن صفتی نیک از خود برای منزلت پیدا کردن در قلوب و مشهور شدن به نیکی در اذهان دیگران.

اما! ریا مراحلی دارد:

مرحله اول: که دو شکل دارد:

1-     اظهار عقاید به حق برای مشهور شدن به دیانت و منزلت پیدا کردن در قلوب.

2-     عقاید باطل را از خود دور کند به قصد...

مرحله دوم: که دو صورت دارد:

1-     اظهار وجود خصلت های پسندیده در خود.

2-     از خصلت های ناپسند اعلام برائت کند.

مرحله سوم: که دو حالت دارد –این مدل از ریا آن ریای معروف در فقه است-

1-     انجام اعمال نیک و صحیح و معقول برای...

2-     ترک اعمال زشت و ناپسند  برای...

شرح این مراحل:

مرحله اول: این مدل که ریا در اصول عقاید و معارف است فجیع ترین حالت ریاست که عاقبتش از همه بد تر است. و اگر واقعا هم معتقد نباشد و فقط اظهار کند منافق است. حال اگر معتقد باشد این ریا منجر به این می شود که نور ایمان از قلب او رفته و بی ایمان از دنیا برود زیرا آنچه در دل اوست هم چون جسد بی روح است و پوسته ای بی مغز. و در این صورت بهتر است برود از کسی که این عقاید را برای جلب نظر وی اظهار کرده اجر و ... بگیرد و بخواهد. البته اگر اعتقاد به آن مطالب داشته باشد دچار شرک خفی و نفاق خفی شده.

باید توجه داشت که علم غیر از ایمان است.

زیرا علم لزوما ایمان آور نیست، البته بدون علم ایمان نمی آید اما این ها در طول هم اند، اول علم، بعد ایمان، که اثر ایمان عمل است. ایمان تسلیم شدن به علم است، تسلیم شدنی که نوعی خضوع را در آدمی ایجاد می کند. ایمان اطمینان است.[مثلا علم به "مرده نمی تواند به کسی ضرر برساند" اما در عمل، ترس از مرده! خب! این یعنی ایمان به گزاره ی علمی یه "مرده نمی تواند به کسی ضرر برساند" در دل آدمی ایجاد نشده.] اما اگر عقل در قلب آدمی نیز قرار گرفت و حاکم شد در این صورت گزاره عقلی عین ایمان می شود. تا "لااله الا الله" با قلم عقل بر لوح صافی قلب نگاشته نشود، انسان مومن به وحدت خدا نیست. اگر ایمان باشد دیگر آدمی توقع جاه، جلال، منزلت و شهرت از غیر ندارد؛ پس اگر در دل ریا بود باید فهمید که قلب تسلیم عقل نشده و ایمان در دل نورافکن نگشته و آدمی در زمره ی منافقین یا مشرکین یا کفار است.

راهی برای درمان

باید دانست که قدرت مطلق خداست همه مسائل به دست اوست. او مالک مطلق قلوب است و بنده که ضعیف و عاجز است نمی تواند تصرف در قلبی بکند. امام صادق(ع) می فرمایند: هیچ بنده ای نیست که خوبی های خود را پنهان کند و بعد از مدتی خداوند آن ها را آشکار کند و هرکه شر خود را [برای جلب قلوب] پنهان کند خداوند آن را آشکار می کند. پس باید نام نیک را از خداوند خواست. باید توجه داشت که شهرت در میان بندگان ناچیز ارزشی ندارد و اگر فایده ای داشته باشد آن فایده ناچیز است و اگر در این عالم هم رسوا نشود در محضر عدل الهی رسوایی بزرگ به سوی او می آید. باید اعمال خود را در میزان عقل سنجید قبل از آن که وارد عالم میزان شد. [پس راه درمان باز هم اندیشه است و تفکر و تعقل!]

باید توجه داشته که هرچه هستیم برای خود هستیم و هیچ به درد خداوند نمی خورد؛ "همانا خدای بی نیاز است از همه مخلوقات"! احتیاجی به این ها ندارد. اما چون "ارحم الراحمین" است اقتضا می کند همه چیز را به ما بنمایاند.

ما بیچاره ها مثل اطفالی که از حکم عقلا سر پیچی می کنند، بلکه عقلا را تختئه می کنند، همیشه با آنان در مقام تیزه و جنگ و جدال بر آمده ایم.

مرحله دوم: عواقبش به شدت قبلی نیست اما اگر یک مسئله رعایت نشود این هم ،هم چون قبلی خواهد بود البته این نیز به خودی خود زشت و ناپسند است. اگر کسی برای رسیدن به منافع دنیوی ریاضت حتی شرعی بکشد دچار سو عاقبت خواهد شد زیرا که این نیز خود خواهی است. پس تا وقتی که رذیله "خود نمایی" در آدمی هست وی در سلک منافقین است اگر چه دعوی مسلمی دارد. خداوند ستار است تا وقتی که حد نگذرد و رحیم است و پی بهانه می گردد برای رحمت، و اگر به او بازگشتی شد به غفران خود عیوب گذشته می پوشاند و نمی گذارد کسی بر آن مطلع شود. و در حدیثی آمده که آدمیان وقتی وارد بهشت می شوند پیامی از طرف حق دریافت می کنند به این مضمون که:

"از: جانب زنده پاینده ای که نمی میرد،

  به: زنده پاینده ای که نمی میرد.

من هر چه را می خواهم موجود شود به او می گویم باش، پس می شود؛ تو را هم امروز قرار دادم که هر چه را می خواهی بشود امر کن، می شود."

مرحله سوم: این مدل از ریا خیلی شایع است زیرا ما که اصلا در اون حد نیستم که در مورد اون مسائل ریا کنیم. بیشتر مردم مقید به مسائل و ظواهر شرع که منجر به بهشت جسمانی اعمال اند،  هستند، شیطان هم که به این حداقل ها هم رحم نمی کند و می خواهد این کم ترین داشته هایمان را هم از ما بگیرد و نیکی های ما را تبدیل به بدی ها کند تا از طریق همین مناسک و عبادات ما را وارد در جهنم کند. پس باید از این حداقل داشته خود دفاع کنیم.

باید دقت کرد، گاه شخص ریا کار حتی ملتفت نیست که ریا می کند. انسان چون مفطور[سرشته شده] به حب نفس است، پرده خود خواهی معایب را بر خوده آدمی می پوشاند.

شیطان سگ درگاه خداست، با آشنا و در و همسایه کاری ندارد، شیطان نمی گذارد کسی که آشنایی با صاحب خانه ندارد وارد خانه شود. پس اگر با کسی کار داشت او خالص نیست و احتمالا ما خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان هم همین عدم التفات است. اگر اهل حقی؟ چرا چنینی؟ پس نیستی! وای به حال اهل اطاعت و عبادت، جمعه و جماعت، علم و دیانت که وقتی چشم بگشایند و سلطان آخرت خیمه بر پا کند، خود را اهل معاصی کبیره، بلکه از اهل کفر و شرک، بدتر ببینند و اوضاعشان سیاه تر باشد! وای به حال کسی که با نماز و طاعتش وارد جهنم شود! امان از کسی که صدقه، زکات، صلاتش برایش تبدیل به آتش شود.

ای کاش اهل معاصی کبیره بودی و متجاهر به فسق و متهتک حرمات ظاهری!

امام صادق(ع) از امیر المومنین علی(ع) نقل می فرمایند:

ریا کار سه نشانه دارد:

1-     وقتی مردم را می بیند بهجت و نشاط دارد.

2-     وقتی تنهاست کسل است. –مایل به انجام کار های نیک نیست، و یا با حال آن ها را انجام نمی دهد.-

3-     مایل است او را ستایش کنند.

مریضی که خود را مریض نداند، امیدی برای به بودی آن نیست.

[نقل به مضمون]

منبع: چهل حدیث امام خمینی(س)/ حدیث دوم

 

نوشته شده در شنبه 1388/04/13ساعت 2:39 توسط mouhammad| |